عنوان
مقايسه عوارض زودرس بيماران هرني اينگوينال در دو روش جراحي ليختناشتاين و دساردا مراجعهكننده به بيمارستان كوثر سنندج در سال 1401-1400
نويسنده اصلي
اميني، امير
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
جراحي عمومي
چكيده
مقدمه: تكنيك ترميم فتق اينگوينال دساردا كه در سال 2001 معرفي شد، هنوز به عنوان تكنيك استاندارد ترميم فتق مبتني بر بافت در نظر گرفته نمي شود. ما تكنيك دساردا مبتني بر بافت را با ترميم استاندارد ليختن اشتاين در درمان فتق اينگوينال اوليه مقايسه كرديم.
مواد و روش كار: اين مطالعه از نوع همگروهي گذشته نگر بوده است. 90بيمار در دو گروه 45 نفره تحت عمل جراحي ليختناشتاين و دساردا قرار گرفتند. مواجهه، نوع عمل جراحي و مدت زمان بستري (روز)، مدت زمان درد (روز)، وجود سروما (بله/خير)، عفونت، هماتوم (بله/خير)، آتروفي بيضه (بله/خير) و عود بيماري(بله/خير) به عنوان پيامدهاي اين مطالعه در نظر گرفته شد. سن(سال)، جنسيت، محل فتق (راست، چپ، دوطرفه) و فرم فتق به عنوان متغيرهاي مستقل در مطالعه ارزيابي شدند. آناليز آماري با استفاده از آزمون كاي دو و تي تست و سطح معني داري 05/0 در نرم افزار stata (v17) انجام شد.
يافته¬ها: در بررسي 90 نفر از بيماران هرني اينگوينال كه در در دو گروه جراحي دساردا و ليختن اشتاين قرار گرفتند ميانگين ± انحراف معيار سني بيماران در گروه دساردا (80/14±58/51) سال و در روش جراحي ليختن اشتناين (19/16±60/54) بود. نتايج مطالعه حاضر نشان داد كه مدت زمان درد در بيماران با روش جراحي دساردا 93/5 و در روش جراحي ليختن اشتاين 40/6 بود و تفاوت آماري معني داري بين دو گروه مشاهده شد (P=0.035). همچنين مدت زمان بستري در بين دو گروه تفاوت آماري معني دراي را نشان نداد (P=0.766). نتايج نشان داد كه تعداد 4 مورد (4/84%) هماتوم در روش جراحي دساردا و تعداد 2 مورد (4/4%) در روش جراحي ليختن اشتاين گزارش شد و تفاوت آماري معني داري بين دو گروه مشاهده نشد (P=0.677). همچنين تعداد 3 مورد (4/4%) سروما در روش جراحي دساردا و تعداد 5 مورد (1/11%) در روش جراحي ليختن اشتاين گزارش شد و تفاوت آماري معني داري بين دو گروه مشاهده نشد (P=0.434). در روش جراحي دساردا هيچ موردي از عفونت و آتروفي بيضه گزارش نشد و در روش ليختن اشتاين1 مورد (2/2%) عفونت گزارش شد ولي تفاوت آماري معني داري بين دو گروه مشاهده نشد (P=1). نتايج نشان داد كه در روش جراحي دساردا 2 مورد (4/4%) و در روش ليختن اشتاين 1 مورد (2/2%) عود گزارش شد ولي تفاوت آماري معني داري بين دو گروه مشاهده نشد.
نتيجه¬گيري: با توجه به ميزان درد كمتر جراحي دساردا نسبت به ليختن اشتاين و اينكه هر دو تكنيك استفاده شده درمان قابل قبولي براي هرني اينگوينال در بزرگسالان با ميزان عود كم (كمتر از 1%) و ميزان عوارض قابل قبولي كه پس از دساردا به طور قابل توجهي كمتر بودند، فراهم كردند. با توجه به مزايا و معايب هر روش، دساردا ميتواند به عنوان يك جايگزين معتبر براي ليختن اشتاين، به ويژه در جوامع با منابع محدود و در موارد آلودگي شديد، تبديل شود. براي تأييد بيشتر دساردا، نياز به مطالعات تصادفي كنترل شده با طراحي مناسب و پيگيري طولاني مدت مي باشد.
كلمات كليدي: هرني؛ اينگوينال؛ دساردا؛ ليختن اشتاين
شماره ركورد
231741
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
جراحي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
كيوان صابوني