عنوان
تحليل ظرفيتهاي حكمت متعاليه براي دستيابي به سياست متعاليه از منظر عبدالله جوادي آملي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
حكمت متعاليه به بشريت ديد وسيعي ميدهد، بهخصوص در ساختن مفاهيم و ارائۀ راهحلهايي در ساير حوزهها مانند روابط بينالملل، جامعهشناسي، سياستگذاريهاي عمومي، ديپلماسي و بهطوركلي براي زندگي فردي و اجتماعي هر انساني راهحل دارد و جاي تحقيق و پژوهش در آن بسيار است. ازجمله ظرفيتهاي اين حكمت ميتوان به سياست متعاليه اشاره كرد، ازنظر آيتالله جوادي آملي كه فيلسوفي صدرايي و ملاصدرا شناس است، ملاصدرا به طور مستقيم انديشه سياسي ندارد ولي حكمت متعاليه وي، مملو از ظرفيت براي توليد انديشه سياسي است و ايشان معتقدند خود حكمت متعاليه مبنايي براي توليد سياست متعاليه ميتواند باشد كه در اين پژوهش به آن پرداخته ميشود. پرسش اصلي نوشتار حاضر، تحليل و تشريح آن دسته از مباني حكمت متعاليه كه از نظر آيت الله جوادي آملي باعث دستيابي به سياست متعاليه ميشود، است. مدعا اين است كه از طريق تحليل و تشريح مباني هستيشناسي، انسانشناسي، رابطه دين و سياست و رابطه حكمت و سياست ميتوان به سياست متعاليه دست يافت. روش تحقيق در اين پژوهش، اسنادي، منطق دروني و توصيف و تحليل متن است و شيوه گردآوري دادهها، كتابخانهاي براساس كتاب، مقاله و ... است. تمركز نوشته حاضر بر توضيح مخالفين و موافقين انديشه سياسي ملاصدرا و بيرون كشيدن سياست متعاليه از بطن حكمت متعاليه صدرايي توسط آيت الله جوادي آملي است. شايد بتوان گفت نتايج بحث اين است كه سياست، وقتي متعاليه است كه از منظر حكمت متعاليه تبيين گردد. هنگامي كه سياست از اين منظر تبيين ميشود، سرفصل آن، ناقص بودن بشر و نه مدني بالطبع بودن او است. اگر سياست را اين طور تبيين كنيم، آثاري در پي خواهد داشت كه عبارتند از: سياست، اخلاق را سامان مي بخشد؛ احكام و قوانين مربوط به خانواده را تنظيم ميكند؛ به جامعه نظام مي دهد؛ تلاش انسان به سوي پروردگار را سامان مي دهد. اين يافتهها نيز بر اهميت بوميسازي علوم سياسي تاكيد ميكند و نشان ميدهد كه حكمت متعاليه ميتواند ابزار مؤثري براي تحليل و توسعه نظريات سياسي در جامعه معاصر باشد.
شماره ركورد
231726
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
استاد مشاور
عليرضا آقا حسيني
رشته تحصيلي
علوم سياسي
استاد راهنما
دكتر علي عليحسيني