• عنوان

    مقايسه اثر دو شيوه تمريني منتخب روي نيمرخ ليپيدي و تغييرات درسطوح miRNA 192a وmiRNA 122 در زنان داراي اضافه وزن و چاق

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    زمينه و هدف: در سال هاي اخير شيوع چاقي و بيماري هاي متابوليكي ناشي از چاقي درحال افزايش است. امروزه ميكرو آر ان اي ها به عنوان ابزارهاي باليني سودمند براي شناسايي و پيشگيري از بيماري هاي مهم غيرواگير مورد توجه قرار گرفته اند. هدف كلي پژوهش حاضر بررسي اثر دو شيوه تمرين مقاومتي و تركيبي منتخب بر بيان miRNA-122 و miRNA-192a و برخي نشانگرهاي چاقي در زنان داراي اضافه وزن و چاق بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نيمه تجربي با طرح آزمايشي پيش آزمون - پس آزمون بود كه به شكل ميداني انجام شد. تعداد 24 زن داراي اضافه وزن و چاق در دامنه سني 45-20سال در دو گروه تمرين مقاومتي (11n=؛ وزن: 93/13±72/74 كيلوگرم، قد 87/8±46/168 سانتي متر و شاخص توده بدن 3/3±27/31 كيلوگرم/ مترمربع)، تمرين مقاومتي منتخب منتخب (12n=، وزن: 91/11±15/75 كيلوگرم، قد 06/8± 00/170 سانتي متر و شاخص توده بدن 44/3±26/29 كيلوگرم/مترمربع) به شكل در دسترس انتخاب و در دو گروه همتاسازي شدند. گروه هاي تجربي به مدت 8 هفته، هر هفته سه جلسه تمرينات مقاومتي و تركيبي منتخب را انجام دادند. براي استخراج miNA-122 و miRNA-192a از سرم خون و دستگاه Real-time PCR بكار گرفته شد و براي اندازه گيري قندخون ناشتا، نيمرخ ليپيدي از روش الايزا استفاده شد. استقامت قلبي عروقي، قدرت و استقامت عضلات كمربند شانه‌اي، قدرت مچ دستي و درصدچربي بدن با استفاده از ابزار و روش‌هاي معتبر اندازه گيري شد. از آزمون t همبسته براي مقايسه درون گروهي پيش-پس آزمون و همچنين از آزمون تحليل كوواريانس براي مقايسه بين گروه‌ها در سطح 05/0≤p استفاده شده است. يافته ها: تحليل آماري داده ها حاكي از آن است كه تفاوت هاي بين گروهي غيرمعني‌داري در سطوح miRNA-122 (مقاومتي 9/34 % در مقابل تركيبي، 7/36 %؛ 871/0p= ) و miRNA-192a (مقاومتي 7/5 % در مقابل تركيبي، 9/9%؛ 272/0p= ) در گروه هاي تجربي وجود داشت. همچنين تغييرات در سطوح LDL (مقاومتي 82/0 % در مقابل تركيبي، 0/9%؛ 069/0p= )، قندخون ناشتا (مقاومتي 25/25 % در مقابل تركيبي، 93/5%؛ 647/0p= )، كلسترول (مقاومتي 91/5% در مقابل تركيبي، 14/12%؛ 201/0p= ) استقامت قلبي عروقي ( تمرين مقاومتي 34/5% در مقابل تركيبي، 04/5%؛ 610/0p= ) و قدرت مچ دستي (مقاومتي32/18% در مقابل تركيبي، 05/15%؛ 474/0p= ) معني‌دار نبود. از سوي ديگر، افزايش معني‌داري در مقادير ، HDL (مقاومتي 91/18% در مقابل تركيبي، 53/17%؛ 014/0p= )، قدرت و استقامت عضلات كمربند شانه اي (مقاومتي76/97% در مقابل تركيبي، 36/136%؛ 755/0p= )و قدرت و استقامت عضلات ناحيه شكمي (مقاومتي 76/97-%در مقابل تركيبي، 57/188%؛ 051/0p= )، و كاهش معني‌داري در سطوح درصدچربي بدن (تمرين مقاومتي 41/2- % در مقابل تركيبي، 61/3-%؛ 779/0p= ) آزمودني‌هاي گروه‌هاي مختلف مشاهده شد. نتيجه گيري: به نظر مي‌رسد هر دوي تمرينات مقاومتي و تركيبي منتخب باعث بهبودي قابل توجهي در متغيرهاي مورد اندازه گيري مي شوند. تمرينات مقاومتي منتخب اثربخشي يكساني با تمرينات تركيبي نشان دادند و بنابراين اين شيوه هاي تمريني در زنان داراي اضافه وزن و چاق مي تواند شيوه تمريني مناسبي باشد.
  • شماره ركورد
    231316
  • دانشگاه
    دانشگاه اصفهان
  • استاد مشاور
    سيلوا هوسپيان , زينب رضايي
  • رشته تحصيلي
    فيزيولوژي ورزشي- فيزيولوژي ورزشي و تندرستي
  • استاد راهنما
    وازگن ميناسيان