• عنوان

    بررسي بيلان آب مجازي محصولات كشاورزي و بهينه سازي ميزان توليد، واردات و صادرات محصولات كشاورزي در مقياس استاني در ايران

  • نويسنده اصلي

    باقري، رضا

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    مهندسي عمران
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    در اين تحقيق، يك تحليل جامع از الگوهاي توليد، مصرف، واردات و صادرات محصولات مهم كشاورزي در ايران با استفاده از يك مدل بهينه سازي دو هدفه كه شامل افزايش سود كشاورزي و كاهش آب مصرفي و همچنين قيد هاي مربوط به امنيت غذايي ، قيد هاي محدوديت صادرات ، واردات و توليد مي‌باشد انجام شده است. هدف اصلي اين مطالعه شناسايي نحوه توزيع منابع و جريان‌هاي تجاري محصولات كشاورزي در سطح كشور و همچنين بررسي مفهوم آب مجازي است. آب مجازي به معناي مقدار آبي است كه در فرآيند توليد يك محصول كشاورزي مصرف مي‌شود و سپس با صادرات آن محصول به ديگر مناطق يا كشورها در واقع اين آب است كه منتقل مي‌شود. درك اين مفهوم و نحوه توزيع آب مجازي مي‌تواند به سياست‌گذاران كمك كند تا تصميمات بهتري براي مديريت منابع آبي و كشاورزي كشور اتخاذ كنند. تحليل‌هاي انجام‌شده نشان مي‌دهد كه براي هر محصول كشاورزي، استان‌هاي خاصي به‌عنوان توليدكننده، صادركننده يا واردكننده عمده شناسايي شده‌اند. اين اطلاعات مي‌تواند به بهبود مديريت منابع كشاورزي و آبي در كشور كمك كند. به‌عنوان مثال، بر اساس بهينه سازي انجام شده براي محصول استراتژيك گندم، نياز غذايي كل كشور حدود 14 ميليون تن است كه از اين ميزان، بايد حدود 9.5 ميليون تن در داخل كشور توليد ‌شود و نزديك به 6 ميليون تن از طريق واردات تأمين مي‌گردد. همچنين، حدود 776 هزار تن از گندم به كشورهاي ديگر صادر مي‌شود. در سطح داخلي، استان فارس بزرگترين صادركننده گندم و آب مجازي به ساير استان‌ها و استان تهران بزرگترين واردكننده گندم است. نتايج به‌دست‌آمده براي محصول جو نشان مي‌دهد كه كشور سالانه به حدود 4 ميليون تن جو نياز دارد كه 3 ميليون تن آن در داخل كشور توليد شده و 2 ميليون تن نيز از طريق واردات تأمين مي‌شود.يا مثلا براي محصول پياز، استان كرمان با توليد 293,100 تن، بزرگترين توليدكننده پياز در كشور است و سهمي بيش از 20.1 درصد از كل توليد كشور دارد. استان‌هاي اصفهان (228,069 تن) و آذربايجان شرقي (112,550 تن) نيز از توليدكنندگان بزرگ پياز در ايران هستند، كه به ترتيب حدود 15.7 درصد و 7.7 درصد از كل توليد را به خود اختصاص داده‌اند. اين الگوهاي توزيع نشان مي‌دهد كه مديريت مناسب توليد و تجارت مي‌تواند به كاهش فشار بر منابع آبي مناطق كم‌آب كمك كند.. در محصولاتي مانند عدس و لوبيا نيز وابستگي بالايي به واردات مشاهده مي‌شود، به‌ويژه در استان‌هايي كه منابع آبي محدودتر دارند. اين امر نشان مي‌دهد كه برخي استان‌ها براي تأمين نيازهاي خود نيازمند واردات محصولات كشاورزي و به‌ويژه آب مجازي هستند. از سوي ديگر، استان‌هايي مانند فارس و لرستان در توليد و صادرات اين محصولات نقش اساسي دارند. نتايج كلي اين تحقيق نشان مي‌دهد كه با بهره‌گيري از داده‌هاي به‌دست‌آمده و شناسايي الگوهاي موجود در توليد و توزيع محصولات كشاورزي، مي‌توان استراتژي‌هاي مناسبي براي بهينه‌سازي مصرف آب و افزايش بهره‌وري در بخش كشاورزي اتخاذ كرد. اعمال سناريوهاي مختلف در مديريت منابع آبي و توزيع محصولات مي‌تواند به كاهش وابستگي به واردات و تقويت توليد داخلي منجر شود. اين امر نه‌تنها به پايداري منابع آبي كشور كمك مي‌كند، بلكه به بهبود امنيت غذايي و توسعه پايدار كشاورزي نيز منجر مي‌شود. در نهايت، اين تحقيق نشان مي‌دهد كه استان‌هاي مختلف كشور با توجه به منابع آبي و ظرفيت‌هاي توليدي خود، نقش‌هاي متفاوتي در تأمين نيازهاي كشاورزي و مديريت آب مجازي ايفا مي‌كنند، و شناخت دقيق اين نقش‌ها مي‌تواند به بهبود سياست‌گذاري‌هاي ملي كمك كند.
  • شماره ركورد
    230842
  • گرايش رشته تحصيلي
    مهندسي و مديريت منابع اب
  • دانشكده
    مهندسي عمران
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان