عنوان
مفاخره در مثنوي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
مثنوي مولانا جلال الدين بلخي، يكي از برترين كتابهاي عرفاني كهن فارسي پس از اسلام است. اين كتاب در قالب شعري مثنوي سروده شدهاست و شامل چهارصد و بيست و چهار داستان بهصورت پيدرپي و به شيوه ي تمثيلي است كه سختيهاي انسان در راه رسيدن به خدا را بيان ميكند. هدف مولانا تعليم و اندرزگويي بوده و راه هاي وصول به خدا و معرفت نفس را به مخاطب ميآموزد. كتابي به عظمت مثنوي، مباحث متعددي را شامل مي شود كه باز كردن هر كدام از آن ها ، نيازمند صرف وقت بسيار و بررسي دقيق است. مفاخره، يكي از همين مباحث و لطايف ادبي است. اين اصطلاح، به اشعاري اطلاق مي شود كه شاعر در مراتب كمال و فضل و سخنراني از حيث عزت نفس و شجاعت در شرف و كمال خويش سروده است. اگرچه در مفاخره، سخن از خود و نفسانيت به ميان مي آيد، اما مولانا يك عارف است و كلام او، كلامي است عرفاني. بنابراين او در مثنوي، به ارزش انساني و من انساني اشاره مي كند و هدف او معرفت نفس است و اين معرفت، از عبارت والاي «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه» سرچشمه مي گيرد. هرگاه مولوي از خود سخن مي گويد، به دنبال خودبرتربيني و هواي نفس خويش نيست و از ناهوشياري و رسيدن به مقام فنا سخن مي گويد. با اين وصف، مفاخره در مثنوي، متفاوت از بيان آن در اشعار ديگر شاعران است، زيرا مثنوي سرشار از اصطلاحات عرفاني، درجات مختلف كمال، مراحل رسيدن به سير و سلوك و معرفت نفس است و دراينبين، عارف واصل با رسيدن به كمال حقيقي به خود مي بالد. از آن جايي كه هيچ اثري تاكنون به بررسي دقيق مفاخره در مثنوي نپرداخته است، اين پژوهش در نظر دارد به طور دقيق و موشكافانه، مفاخرات مثنوي را دسته بندي كرده و با سير در ابيات مثنوي، عمق ديدگاه شاعر را در اين راستا به مخاطبان نشان دهد.
شماره ركورد
230273
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
استاد راهنما
دكتر حسين آقاحسيني