عنوان
برنامه ريزي قطعات توليدي فلزي با در نظر گرفتن لجستيك داخلي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
در جهان رقابتي حاضر، تعيين توالي و زمانبندي مؤثر محصولات توليدي ضرورتي براي بقا در فضاي بازار است. زمانبندي ابزاري براي استفاده بهينه از منابع در دسترس است. منابع و كارها در زمانبندي ممكن است انواع گوناگوني داشته باشد و با توسعه جهان صنعتي، منابع مربوطه بحرانيتر ميشود. زمانبندي اين منابع به افزايش كارايي و بهرهبرداري از ظرفيت، كاهش زمان مورد نياز براي تكميل كارها و نهايتا افزايش سوددهي يك سازمان منجر مي¬شود. زمانبندي مؤثر منابع مانند ماشينها و نيروي انساني در محيط رقابتي امروز، يك بايد است.اهميت به موقع رساندن قطعات به مشتري و همچنين تنوع و گستردگي فرايند قطعات توليدي، اين مشكل برنامه ريزي را ايجاب ميكند تا سعي در پياده سازي آن به بهترين نحو ممكن نمود. اين پژوهش در دسته مسائل Flexibleflow shop قرار دارد و از كلاس پيچيدگي NP Hardبرخوردار ميباشد.اين پژوهش سعي در بهينه سازي برنامه زمانبندي و تاخيرات لجستيك در خط فلز شركت پارت لاستيك براي تغذيه خط پليمر و بسته بندي را دارد. نتايج اين تحقيق براي سيستمهاي مشابه (Flexibleflowshop) نيز كاربرد دارد.از آنجا كه مواد و ملزوم اوليه و همچنين قطعات توليدي در خط فلز براي جابهجايي نياز به حمل و نقل داخلي بين بخشها و خطوط دارند، در اين پژوهش حمل و لجستيك مواد و قطعات نيز در نظر گرفته ميشود. بنابراين اين پژوهش سه هدف مينيمم كردن زمان زودكرد و ديركرد،زمانهاي حمل و نقل وزمان تاخيرات لجستيكرا دنبال ميكند.علاوه بر اين، توقفات خط كه ممكن است به خاطر عدم به موقع رسيدن مواد اوليه، زمانهاي آماده سازي و خرابي دستگاهها يا قالبها رخ دهد، با شرايط عدم قطعيت در نظر گرفته شده است تا مدلي بر اساس مفروضات و نزديك به واقعيت فرموله گردد. مدل مورد مطالعه در 6 گروه ابعاديمتفاوت، به صورت حل دقيق در نرم افزار GAMS و حل به روش الگوريتم فراابتكاري (SA) در نرم افزار MATLAB اجرا شده است. نتايج حاصله نشان ميدهد كه روش حل دقيق قادر استمدل را تا ابعاد 24 كار تعريف شده و تعداد 6 وسيله حمل، با مقدار 1 درصد Gap در مدت حدود نيم ساعت اجرا و بهينه سازي كند.جهت وضوح كارايي مدل، نمودار گانت مسئله نيز مورد بررسي قرار ميگيرد. از طرفينتايج بيان ميكند كه توابع هدف اول و سوم، ميتوانند اثر معكوس بر يكديگر بگذارند و با افزايش يك تابع هدف، تابع هدف ديگر كاهش نسبي خواهد داشت. بهطور مثال با كران دهي به تابع هدف اول و افزايش آن به مقدار 50 دقيقه، تابع هدف سوم به ميزان 31 دقيقه كاهش مييابد. همچنين نتايج الگوريتم فراابتكاري نشان ميدهد كهدر مجموع مقادير سه تابع هدف، 9 درصد افزايش نسبت به روش حل دقيق رخ ميدهد. البته نتايج ارائه شده در فصل 4 بيان ميكند كه اين افزايش، روند كاهشي را با بزرگتر شدن ابعاد مسئله طي مينمايد. همچنين ميانگين مدت زمان حل مسئله با 8550 درصد كاهش نسبت به روش حل دقيق، در اجراي مسائل با تعداد كار بيشتر از گروههاي ابعادي تعريف شده بسيار حائز اهميت ميباشد.
شماره ركورد
230258
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
رشته تحصيلي
آينده پژوهي
استاد راهنما
احمدرضا جعفريان مقدم