• عنوان

    شناسايي و تبيين راهبردهاي ياددهي ‌ـ ‌يادگيريِ متناسب با ويژگي‌هاي نسلي دانشجويان دوره‌ي كارشناسي مشغول به تحصيل در سال 1399-1398

  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • چكيده
    تناسب و سازگاري راهبردهاي ياددهي‌ـ‌يادگيري با خصائص نسلي فراگيران در هر دوره، از جمله اصول بنيادين در تعليم‌وتربيت مطلوب و اثربخش است. پژوهش حاضر با هدف شناسايي و تبيين راهبردهاي ياددهي‌ـ‌يادگيري متناسب با ويژگي‌هاي نسلي دانشجويان دوره كارشناسي مشغول به تحصيل در سال 1399-1398 انجام شد. روش تحقيق، آميخته با رويكرد اكتشافي متوالي (كيفي-كمي) است. طرح پژوهش در بخش كيفي برمبناي تحليل محتوا و در قسمت كمي، توصيفي-پيمايشي است. جامعه آماري در بخش كيفي شامل صاحب‌نظران در دو حوزه علوم‌تربيتي و علوم‌اجتماعي بودند كه كه نمونه از بين آنها به‌صورت هدفمند و گلوله‌برفي تا حد تكرار و اشباع اطلاعات، به تعداد 40 نفر ادامه يافت.جامعه‌ي آماري بخش كمي نيز شامل اعضاي هيأت‌علمي و دانشجويان دوره‌ي كارشناسي از دانشكده‌هاي علوم‌تربيتي و علوم‌اجتماعي دو دانشگاه تهران و اصفهاندر سال تحصيلي 1399-1398 بودند كه نمونه‌ از بين آنها بر اساس فرمول كوكران به تعداد 121 نفر از اساتيد و 349 نفر از دانشجويان به‌روش نمونه‌گيريِ سهميه‌اي متناسب با حجم (تخصيص بهينه) انتخاب شدند. در بخش كيفي از ابزار مصاحبه نيمه‌ساختاريافته و در بخش كمي از ابزار پرسشنامه‌ي محقق‌ساخته مبتني بر شاخص‌هاي استخراج‌شده از تجزيه و تحليل مصاحبه‌ها در بخش كيفي استفاده شد.روايي محتوايي سؤالات پرسشنامه و مصاحبه طبق نظر هشت تن از متخصصان و پايايي پرسشنامه نيز از طريق آلفاي كرونباخ با مقدار 92/0، مناسب برآورد شد. همچنين به‌منظور افزايش دقت و صحت داده‌هاي كيفي، چهار معيار باورپذيري، اطمينان‌پذيري، تأييدپذيري و انتقال‌پذيري ملاك عمل قرار گرفت. تحليليافته‌ها در قسمت كيفي بر مبناي رويكرد تحليل مضمون (ساختاري-تفسيري) و در قسمت كمي با استفاده از آمار توصيفي و استنباطي توسط نرم‌افزار spss25انجام شد. بر اساس تحليل يافته‌هاي كيفي از طريق كدگذاري سه مرحله‌اي باز، محوري و گزينشي،مهمترين راهبردهايياددهي-يادگيري متناسب با ويژگي‌هاي نسلي دانشجويان كارشناسيمشغول به تحصيل در سال 1399-1398، شامل هفت راهبرد ياددهي-يادگيري الكترونيكي،پروژه‌محور، خودراهبر،حل‌مسئله، ديالوگ‌محور،مشاركتي و بديعه‌پردازي، مورد شناسايي قرار گرفت. نتايج بخش كمي نيز حاكي از تأييد نظر صاحب‌نظران در تناسب و همسويي راهبردهاي مذكور با اقتضائات نسلي دانشجويان دوره كارشناسي و تأكيد بر ضرورت كاربست آنها از طرف دانشجويان و اعضاي هيئت‌علمي است. از آنجايي كه يكي از الزامات اساسي در تدريس اثربخش، تناسب الگوهاي ياددهي‌ـ‌يادگيري با شاخصه‌هاي نسلي يادگيرندگان است، بنابراين بر مبناي يافته‌هاي پژوهش مي‌توان نتيجه گرفت: استفاده از راهبردهاي مزبور، عامل مهمي در موفقيت و اعتلاي حرفه‌اي مدرسان در تربيت شايسته‌ي دانشجويان نسل حاضر است. از طرفي بي‌توجهي به اين مهم دربردارنده ناكامي اعضاي هيئت‌علمي در ياددهي‌ و بي‌انگيزگي و افت تحصيلي دانشجويان در يادگيري خواهد بود. از اين‌رو به اساتيد دانشگاه پيشنهاد مي‌گردد: به‌منظور استفاده بهينه از فرصت‌هاي آموزشي، راهبردهاي مزبور را در فرآيند ياددهي‌ـ‌يادگيري به‌كار گيرند.
  • شماره ركورد
    230234
  • دانشگاه
    دانشگاه اصفهان
  • استاد مشاور
    علي رباني خوراسگاني
  • رشته تحصيلي
    آموزش عالي- برنامه ريزي درسي در آموزش عالي
  • استاد راهنما
    سيد ابراهيم مير شاه جعفري