• عنوان

    بررسي ابعاد آوايي اهداف نواختي در منحني‌هاي آهنگ زيروبمي در گونه هاي اصفهاني و تهراني

  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • چكيده
    پژوهش حاضر، به بررسي تاثير عوامل زنجيري بر همترازي و سطح ارتفاع قله در جايگاه هسته‌اي و به بررسي راهكارهايي كه گويشوران دو گونه اصفهاني و تهراني در واكنش به فشار زماني ناشي از كاهش رسايي پايانه در چارچوب نظريۀ خودواحد وزني پيرهامبرت مي‌پردازد. نتايج يافته¬ها نشان داد كه الگوي غالب در نشانه‌گذاري ارزش مشخصۀ واكۀ [+پسين] و [+پسين] و تاثير تعداد هجا بر همترازي و سطح ارتفاع قله در واژه‌هاي تك‌هجايي در دو گونۀ تهراني و اصفهاني و توسط به صورت L*+H است كه در اكثر موارد رخ مي‌داد. يافته‌هاي اين بخش از پژوهش نشان داد كه در هر دو گونه، نواخت H در تمامي واژه‌ها وقوع زودهنگام داشت و در داخل زنجيرۀ آوايي هجاي تكيه‌بر واقع مي‌شد و با افزايش تعداد هجا فاصلۀ زماني نواخت L از نواخت H در طول زمان كاهش داشته و با توجه به جايگاه ثابت نواخت L، مي‌توان گفت با افزايش هجا، نواخت H وقوع زودهنگام‌تري در محدودۀ زنجيرۀ آوايي هجاي تكيه‌بر داشته‌است. بنابراين، همترازي قله پارامتر تمايزدهنده و سطح ارتفاع قله ماهيت غيرواجي و غيرمقوله‌اي داشت. همچنين، الگوي غالب در نشانه‌گذاري وضع تكيۀ زيروبمي هستۀ ناشي از تأثير نوع وند بر همترازي و سطح ارتفاع قله توسط گويشوران دو گونۀ اصفهاني و تهراني به صورت L*+H بازنمايي پيدا كرد. وجه اشتراك تكيۀ زيروبمي واژه‌هاي هدف با ويژگي نوع وند (پيشوند، پسوند) در دو گونه اين بود كه جايگاه نواخت L در ابتداي هجاي تكيه‌بر و نواخت H در محدودۀ زنجيرۀ آوايي هجاي تكيه‌بر قرار مي‌گرفت و وجه افتراق تكيۀ زيروبمي به اين صورت بود كه نواخت H در واژه‌هاي دوهجايي و سه‌هجايي در گونۀ اصفهاني منطبق و همتراز با محدودۀ زنجيره آوايي هجاي ماقبل آخر بود. درحالي‌كه درگونۀ تهراني نواخت H در واژه‌هاي دوهجايي و سه‌هجايي منطبق و همتراز با محدودۀ زنجيرۀ آوايي هجاي آخر بود. همچنين يافته‌ها نشان داد، افزايش يا كاهش سطح ارتفاع قله در گونۀ تهراني و اصفهاني باعث تفاوت‌هاي معنايي و كاربردشناختي مقوله‌اي نمي‌شد و سطح ارتفاع قله ماهيت غيرواجي داشت. نتايج پيرامون مبحث تأثير فشار زماني بر پارامترهاي نوايي ديرش رسايي پايانه، همترازي و الگوي منحني نشان داد كه همترازي به لحاظ آوايي زبان-ويژه و منحني-ويژه بود. گويشوران گونۀ اصفهاني در توليد منحني افتان-خيزان زمان بيشتري را به‌كار مي‌گرفتند و از راهكار زيرهدف استفاده مي‌كردند. درصورتي‌كه در گونۀ تهراني، گويشوران در توليد منحني افتان از پديدۀ تراكم استفاده مي‌كردند. گويشوران هر دو گونۀ اصفهاني و تهراني در توليد منحني خيزان، از پديدۀ كوتاه‌سازي يا ترخيم استفاده‌ مي‌كردند. در مجموع مي‌توان گفت كه تنوع در انتخاب راهكارهاي گويشوران دو گونه در پاسخ به فشار زماني، مسئله‌اي زبان-ويژه و گونه-ويژه بود. در اين پژوهش، در پاسخ به اينكه كدام فرضيه مرتبط با اهداف نواختي (اتصال زنجيره‌اي واحد واجي، ثبات آوايي اهداف نواختي) تاييد مي‌شود. بيشتر داده‌هاي بررسي‌شده نشان داد كه همترازي نواخت L از ثبات برخوردار بود و عمدتاً منطبق بر ابتداي هجاي تكيه¬بر بود و اما رفتار نواخت H بسته به الگوي تكيۀ واژگاني _ نوع واكه، نوع هجا، تعداد هجا، نوع وند و نوع گونۀ زباني_ متغير بوده و از نواخت L‌ فاصله داشته يا به آن نزديك مي¬شد. طبق مشاهدات نگارنده، فرضيۀ اتصال زنجيره¬اي اهداف نواختي تأييد مي¬شود كه بر استقلال اهداف نواختي L و H از يكديگر دلالت دارد؛‌ بدين صورت كه هر يك از اين اهداف نواختي به طور جداگانه با زنجيرۀ ‌واجي همتراز مي¬شوند
  • شماره ركورد
    229915
  • دانشگاه
    دانشگاه اصفهان
  • استاد مشاور
    وحيد صادقي
  • رشته تحصيلي
    زبانشناسي همگاني
  • استاد راهنما
    بتول علي نژاد , عادل رفيعي