عنوان
بررسي اختلال عصبي-شناختي ماژور در بيماري كوويد 19 بر اساس وسعت درگيري ريوي در مبتلايان بالاي 60 سال از ابتداي همهگيري تا پايان سال 1401
نويسنده اصلي
قادرمزي، احسان
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
پزشكي
چكيده
زمينه و هدف: در دسامبر 2019 يك بيماري همه گير در ووهان چين پديد آمد كه توجه جهانيان را به خود جلب كرد و كوويد – 19 نام گذاري شد. اين ويروس ترس و وحشت زيادي را در بين مردم جهان به وجود آورد و سازمان بهداشت جهاني نيز طي اطلاعيه اي شيوع اين ويروس را عامل وضعيت اضطراري بهداشت عمومي در سرتاسر جهان اعلام نمود. شايع ترين علايم ابتلاي آن شامل تب، خستگي و سرفه خشك است اما اخيراً تاييد شده است كه علاوه بر اين، نشانه هاي عصبي و شناختي مانند سردرد، اختلال آگاهي و پارستزيا نيز نمايان هستند. به همين منظور اين مطالعه با هدف بررسي اختلال عصبي-شناختي ماژور در بيماري كوويد 19 بر اساس وسعت درگيري ريوي در مبتلايان بالاي 60 سال از ابتداي همهگيري تا پايان سال 1401انجام شده است.
مواد و روش ها: اين مطالعه از نوع كوهورت گذشته نگر بر روي 1194 بيمار مبتلا به كوويد 19 مراجعه كننده بيمارستانكوثر انجام شد. جهت جمع آوري داده ها پروندههاي بيماران بالاي 60 سال مبتلا به كوويد 19 كه حداقل 6 ماه از ابتلاي آنان گذشته است، بررسي شد. سپس اين بيماران بر اساس وسعت درگيري ريوي در يافتههاي تصويربرداري (سيتياسكن) به دو گروه تقسيم شد. گروه اول: وسعت درگيري ريوي بيشتر از 50 درصد و گروه دوم: وسعت درگيري ريوي كمتر از 50 درصد. سپس با اين بيماران تماس گرفته شد و جهت تكميل تست هاي شناختي و ويزيت توسط روانپزشك از ايشان دعوت به عمل آمد. در صورت تمايل و رضايت آگاهانه جهت كليه افراد تست MMSE انجام شد. موارد مثبت در تست هاي ذكر شده جهت ويزيت تكميلي توسط روانپزشك ارجاع شد. آناليز دادهها با استفاده از نرمافزار Stata 16 انجام شد. سطح معنيداري در اين مطالعه P<0.05 در نظر گرفته شد.
نتايج: نتايج نشان داد كه ميانگين سن بيماران مورد مطالعه 7.04±70.34 سال و از 1194 بيمار مورد مطالعه 672 نفر(56.3%) بيماران مرد و 678 نفر (57.8%) متأهل بوده است. 846 نفر (70.9%) از بيماران تحصيلات كمتر از ديپلم، 315 نفر (26.4%) تحصيلات ديپلم و 33 نفر (2.8%) داراي تحصيلات دانشگاهي بوده اند. از لحاظ وجود بيماري هاي زمينه اي 413 نفر (34.6%) از بيماران بيماري فشارخون، 146 نفر (12.2%) بيماري ديابت داشته اند. براساس پرسشنامه MMSE 1129 نفر (94.6%) از بيماران داراي وضعيت نرمال، 43 نفر (3.6%) از بيماران داراي اختلال عصبي-شناختي شديد، 6 نفر (0.5%) از بيماران داراي اختلال عصبي شناختي متوسط و 16 نفر (1.3%) از بيماران داراي اختلال عصبي شناختي خفيف بوده اند. براساس نتايج سي تي اسكن 128 نفر (10.7%) از بيماران درگيري بيشتر از 50 درصد و 1066 نفر (89.3%) از بيماران درگيري كمتر از 50 درصد داشته اند. نتايج تحليلي نشان داد ارتباط معني داري بين وضعيت اختلال عصبي-شناختي بيماران مورد مطالعه با متغيرهاي دموگرافيك در بيماران وجود ندارد (P>0.05). همچنين ارتباط معني داري بين وضعيت اختلال عصبي-شناختي بيماران مورد مطالعه با وضعيت درگيري ريوي در بيماران وجود ندارد (P=0.088).
نتيجهگيري: اختلالات عصبي- شناختي مرتبط با كوويد-19 ميتواند بيش از 6 ماه پس از دوره حاد عفوني باقي بماند كه نياز به غربالگري سيستماتيك براي تشخيص زودهنگام آسيبشناسيهاي پيش رونده مغز و توانبخشي دارد.
واژگان كليدي: اختلال عصبي-شناختي ماژور؛ بيماري كوويد 19؛ درگيري ريوي
شماره ركورد
229675
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
پزشكي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
اسرين سيدالشهدايي، عزت الله رحيمي