• عنوان

    مطلوبيت و پيوستگي زيستگاه گور آسيايي در شرايط تغيير اقليم و تهديدات انساني

  • نويسنده اصلي

    رضواني فاتح آبادي، آزيتا

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    مهندسي منابع طبيعي
  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • چكيده
    تنوع زيستي جهان به علت تخريب و تكه‌¬تكه شدن زيستگاه، حضور گونه¬هاي بيگانه، آلودگي، بهره¬برداري بيش از حد و تغيير در مديريت زمين، توسعه زيرساخت¬ها و رشد جمعيت انساني رو به نابودي است. علاوه بر فعاليت¬هاي انساني، تغييرات اقليمي نيز به‌واسطه تغيير در شرايط زيستگاهي مطلوب گونه‌ها به طور مضاعف آسيب‌پذيري آنها را افزايش مي‌دهد. واكنش به تغييرات اقليمي و كاربري اراضي مي‌تواند در سطح زير جمعيت رخ دهد. اين تغييرات منجر به سازگاري يا تغيير الگوهاي حركتي در ميان افراد زيرجمعيت مي‌شود؛ بنابراين، نياز به مدل‌سازي پاسخ‌هاي بالقوه در ميان زير جمعيت‌ها به طور فزاينده‌اي ضروري است. بااين‌حال باتوجه‌به كمبود اطلاعات كمي و ژنتيكي در سطح زير جمعيت، مدل‌هاي پيش بيني‌كننده پراكنش گونه به طور معمول در سطح جمعيت انجام مي‌شود. امروزه تغييرات اقليمي و كاربري اراضي يكي از بزرگ‌ترين چالش‌هايي است كه تنوع زيستي را، از طريق جابه‌جايي يا انقباض زيستگاه مناسب گونه‌ها، با خطر انقراض مواجه كرده است. گور وحشي آسيايي (Equus hemionus) كه در بخش بزرگي از آسيا گسترش يافته است، به دليل كاهش شديد جمعيت و انزواي زيرجمعيت‌ها در خطر انقراض قرار دارد. براين اساس در اين رساله مطلوبيت و پيوستگي زيستگاه گور آسيايي در دو سطح جمعيت جهاني و زيرجمعيت تحت اثر تركيبي سناريوهاي مختلف اقليمي و كاربري اراضي در سه بازه زماني گذشته، حال و آينده ارزيابي شده‌اند. همچنين با توجه به اهميت سطح زير جمعيت در تصميمات مديريتي و اقدامات حفاظتي، بررسي زير جمعيت گور ايراني در سطح ملي به منظور معرفي سايت‌هاي معرفي مجدد پرداخته شد. عملكرد سه رويكرد مدل‌سازي ارتباط ساختاري (مسير حداقل هزينه فاكتوريل، كريدور سيماي سرزمين و نظريه‌مدار الكتريكي) را در مقايسه با داده‌هاي تله‌متري گور ايراني به‌منظور پيش‌بيني مسيرهاي جابه‌جايي در جنوب ايران ارزيابي شده است. نتايج نشان مي‌دهد كه پيش‌بيني‌مطلوبيت زيستگاه براي آينده (تا سال 2070 و بر اساس سناريو بدبينانه) يك‌روند كاهشي در وسعت زيستگاه و تعداد لكه‌هاي پيش‌بيني‌شده مطلوب را براي تمام زير جمعيتهاي گور آسيايي (كاهش زيستگاه در سال 2070 تحت سناريو بدبينانه به ترتيب براي زير جمعيت گور مغولي، گور ايراني، گور سوري، گور هندي و كيانگ پيش‌بيني شده است) دارد. با توجه به نتايج حاصل از اين مطالعه، توجه به زير جمعيت‌هاي در معرض خطر شامل گور مغولي و هندي ضروري به نظر مي‌رسد. همچنين لازم است به منظور حفاظت از زيرجمعيت‌هاي گورآسيايي به زيستگاه‌هاي فرامرزي توجه نمود كه اين مهم در حال حاضر توسط موانع سياسي مختل شده ‌است. مرزهاي سياسي در پاكستان-هندوستان، ايران-تركمنستان و افغانستان شرايط مطلوب را براي زيرجمعيت‌هاي هندي و ايراني با محدوديت روبرو كرده است. نتايج حاصل از مدلسازي در سطح ملي نشان داد كه باتوجه‌به تغييرات اقليمي و كاربري اراضي، زيستگاه مطلوب گور ايراني تا سال 2080، 7/55٪ كاهش مي¬يابد كه منجر به كاهش 3/81 درصدي گستره زيستگاه‌هاي بالقوه در مناطق حفاظت شده خواهد شد. با اين حال منطقه حفاظت‌شده بهرام گور يكي از مناطق پايدار در مواجه با تغييرات اقليمي و كاربري اراضي است. بيش‌ترين مطلوبيت در اين منطقه در داخل پارك ملي قطرويه پيش‌بيني شد كه دليل آن به مقاومت زياد سيماي سرزمين در خارج از پارك ملي قطرويه به دليل چراي دام و در نتيجه كاهش امنيت نسبت داده شد. علاوه بر اين در ايران اولين اقدام حفاظتي به منظور حمايت از گور ايراني انتخاب سايت‌هاي معرفي مجدد پايدار مي‌باشد. پارك ملي كوير، منطقه حفاظت شده كوير، منطقه شكار ممنوع آريز و كوه بزرگي، پناهگاه حيات‌وحش دره انجير و بروئيه و شكار ممنوع گودغول از جمله زيستگاه‌هاي مناسب جهت معرفي مجدد گور ايراني شناسايي شده‌اند. همچنين باتوجه ‌به نقش كليدي مناطق حفاظت شده در حمايت از گور ايراني، نتايج اين مطالعه مي‌تواند در ايجاد يك شبكه حفاظتي كارآ باتوجه‌به تغييرات اقليمي و كاربري اراضي و معرفي مجدد گونه موردتوجه مديران قرار گيرد.
  • شماره ركورد
    229548
  • گرايش رشته تحصيلي
    محيط زيست(تنوع زيستي)
  • دانشكده
    مهندسي منابع طبيعي
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان