• عنوان

    تأثير سياست تقسيم سود بر نقدشوندگي و ريسك سيستماتيك نقدشوندگي سهام

  • مقطع تحصيلي
    دكتري
  • چكيده
    مهم‌ترين هدف مالي بنگاه‌هاي خصوصي حداكثرسازي ثروت صاحبان سهام است. از طرفي سياست‌هاي مالي شركتي به‌عنوان ابزاري براي حداكثرسازي ثروت سهام‌داران مورد استفاده قرار مي‌گيرد. سياست سود تقسيمي يكي از سياستهاي مالي در اختيار مديران است كه نقشي جدي در مديريت بازار سرمايه شركت بازي مي‌كند. بررسي ارتباط سود تقسيمي به ‌عنوان سياست مالي شركتي و اجزاي ريسك سيستماتيك نقدشوندگي جهت كشف مسير تأثيرگذاري آن بر اين ريسك، هدف اصلي پژوهش حاضر است. در اين رابطه ريسك‌هاي سيستماتيك مختلف نقدشوندگي بر اساس مدل LCAPM محاسبه و سپس تأثير تقسيم سود بر آن بررسي مي‌شود‌. در اين پژوهش معيارهاي تأثير قيمت آميهود، تأثير قيمت براردهي، شكاف مؤثر رول و معكوس گردش معاملات به‌عنوان معيار ريسك نقدشوندگي و مدل قيمت‌گذاري دارايي سرمايه‌اي تعديل شده با نقدشوندگي جهت تفكيك اجزاي ريسك سيستماتيك نقدشوندگي يعني كوواريانس بازده سهام و بازده بازار، كوواريانس عدم نقدشوندگي سهام و عدم نقدشوندگي بازار، كوواريانس بازده سهام و عدم نقدشوندگي بازار و كوواريانس عدم نقدشوندگي سهام و بازده بازار استفاده شده است. براي آزمون فرضيه‌ها از داده‌هاي 375 شركت پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ايران براي سال‌هاي 1380 تا 1401 استفاده شد. نتايج پژوهش نشان داد شركت با سود تقسيمي بالا در سال آخر داراي ريسك نقدشوندگي كمتري نسبت به شركت با سود تقسيمي پايين است. سياست كوتاه‌مدت شركت مي‌تواند كوواريانس عدم نقدشوندگي سهام و عدم نقدشوندگي بازار(بتا2) را كاهش، كوواريانس بازده سهام و عدم نقدشوندگي بازار (بتا3) را افزايش و به تبع آن ريسك نقدشوندگي(بتا نقدشوندگي) و ريسك نقدشوندگي كل(بتا كل) شركت را كاهش دهد. اما كوواريانس بازده سهم و بازده بازار(بتا1) و كوواريانس عدم نقدشوندگي سهم و بازده بازار(بتا4) با افزايش تقسيم سود كاهش پيدا نمي‌كند. از طرفي شركت‌ها با افزايش تقسيم بلندمدت سود تقسيمي خود مي‌توانند بتا1 و بتا2 را كاهش، بتا3 را افزايش و به تبع آن بتا نقدشوندگي و بتا كل شركت را كاهش دهد ولي نمي‌توانند با سياست بلندمدت تقسيم سود بر بتا4 تأثير بگذارد. ‌‌اين يافته بدين معناست كه سرمايه‌گذاران براي شركت‌هاي با سود تقسيمي بالا خطر نقدشوندگي را كمتر ادراك مي‌كنند يا به آن واكنش كمتري نشان مي‌دهند و همچنان حاضرند سهام را با نرخ تنزيل كمتري خريداري كنند؛ اما شركت‌هايي كه سود تقسيمي كمتري دارند بيشتر در معرض ريسك سيستماتيك نقدشوندگي قرار مي‌گيرند و از اين مسير تقسيم سود كم، باعث افزايش نرخ تنزيل و در نتيجه كاهش ارزش سهام مي‌شود‌. افزايش سود تقسيمي با در نظر گرفتن ساير ملاحظات پرهزينه آن براي شركت، مي‌تواند به‌عنوان ابزاري براي مديريت ريسك نقدشوندگي سهام مورد استفاده قرار گيرد؛ اما مسير تأثيرگذاري آن با توجه به شرايط بازار و سهام از لحاظ بازده و نقدشوندگي بايد مورد توجه قرار گيرد. يعني شركت‌ها در شرايط نقدشوندگي پايين و يا ركود بازار با تقسيم سود بيشتر مي‌توانند بازده سهام و يا نقدشوندگي سهام را افزايش دهند.
  • شماره ركورد
    229530
  • دانشگاه
    دانشگاه اصفهان
  • رشته تحصيلي
    مالي - مهندسي مالي
  • استاد راهنما
    دكتر سعيد فتحي