عنوان
هويت مكاني و سايكوسوماتيك
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
درابتدا اشاره و تاكيد بر اين نكته ضروي است كه اين رساله را نمي توان درجرگه جغرافيايي پزشكي و يا در قلمرو جغرافياي سلامت دانست بلكه آنچه در اين رساله آمده، بيشتر متكي به علوم شناختي درجغرافياست. از همين رو با مفهوم جديدي در ژئومرفولوژي يعني هويت مكاني آغاز مي شود. هويت مكاني تنها در رفتار و دانش عاطفي و تجربي انسان منعكس نمي شود، بلكه بسياري از پژوهشگران بر اين باورند كه تاثيرات اين مفهوم در الگوهاي شناخت شناسي جوامع نيز غيرقابل اغماض است. در واقع پردازش و انتقال اطلاعات توسط سيستم عصبي، به زبان، ادراك، حافظه، توجه، خرد واحساسات معطوف است و در همين اثناست كه ژئومرفولوژيست ها با طرح هويت مكاني سعي دارند به ارتباط ويژگي¬هاي منحصر به فرد يك مكان با خرد عاطفي انسان تاكيد نمايند. به عبارت ديگر خرد عاطفي را حلقهي اتصال هويت يك مكان با تصميمهاي معقول انسان در واكنش احساسي به محيط طبيعي پيرامونش مي دانند حال اين پرسش مطرح خواهد شد كه هويت مكاني در چه زمينه هايي و چگونه خرد عاطفي را در تصميم گيري هاي خرد معقول بشري ياري داده است.
شايد بتوان اين گونه بيان كرد كه بسياري از احساس هاي بشري كه در قالب مفاهيمي چون دلتنگي، نوستالژي(يادمانه) و هوم سيك شدن بر انسان عارض مي شود، با اين مفهوم رابطه خاصي دارد. اينكه هويت مكاني چگونه مي تواند در اين عرصه ها رفتار و احساس هاي بشري را كنترل كند، ازجمله پرسش هاي مهمي است كه براي بسياري از پژوهشگران علوم انساني، علوم شناختي و مغز و اعصاب مطرح است. اين پايان نامه، سعي دارد با تمسك به روش پديدارشناختي و فرا تحليل وبا اتكابه داده هاي ميداني وتجربي با اجراي سه مرحله جداگانه به اين پرسش ها پاسخ دهد. درمرحله نخست به تحليل چهار نظريه جغرافيايي و يك نظريه فلسفي در اين زمينه مبادرت شده و مباني اصلي آنها بازشناسي شده است. اين مرحله تامين كننده نحوه تهيه پرسشنامه هاي مرحله تجربي را تدارك كرده است . مرحله دوم با اتكا جامعه آماري دانشجويان خوابگاهي دانشگاه اصفهان بر پايه نوع تعلق دانشجويان به سازمندي اجتماعي(عشايري ، روستايي وشهري)، رشته تحصيلي آنها صورت گرفت و شالوده رصد تجربي اين رساله را شكل مي دهد. از اين رو در مرحله سوم به سنجش احساس آن¬ها از بازديد دو محيط متفاوت عيني( فضاي پل خواجوي اصفهان و فضاي دادگستري) مبادرت شد. ارزيابي احساسات همين جامعه با مشاهده تصاوير و مناظر انتزاعي بدست آمد. در ادامه به بررسي نسبت و رابطه هويت مكاني و احساس آن ها در قالب نوستالژي، دلتنگي و هومسيك شدن با پاسخ آنها به پرسشنامه ارزيابي شد. آنچه در اين پژوهش براساس داده هاي اسنادي به عنوان تجارب نظري دانشمندان حوزه علوم شناختي، هويت مكاني و همچنين تجارب و آزمون هاي عملي به دست آمده، حكايت از چند اصل مهم دارد كه مي توان آنها را در گزاره هاي زير بيان داشت:
الف) مكان نه تنها بر شناخت و بروز احساسات افراد موثر است ، بلكه نقش مهمي در بازخواني خاطرات در ذهن آنان دارد .
ب) ذهن افراد در مكانهاي خوشايند، از نظر زماني تجربيات مثبت و نزديك و در مكانهاي ناخوشايند، خاطرات دورتر را بازخواني مي كند.
ج) رشتههاي تحصيلي و تجربيات هر فرد بر نحوه بازسازي خاطرات و تأثير آن در شناختشناسي او تاثير گذار است.
د)تجربهي نوستالژي، غربت زدگي و دلتنگي، از جنبههاي مختلفي بر روي نحوهي عملكرد مغز ، تغييرات هورموني و در نتيجه واكنش رفتاري دستگاه هاي فيزيولوژيك بدن انسان تأثيرگذار است. در پاره اي از موارد اختلالات فيزيولوژيك بر اثر تغييرات هورموني ناشي از حافظه شناختي انسان رخ مي دهد، كه اين اختلالات از نظر پزشكي بعضا بيماري تلقي شده در صورتي كه اين اختلالات به نوع شناخت شناسي افراد معطوف است .
شماره ركورد
228323
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
استاد مشاور
فاطمه رجبي
رشته تحصيلي
ژئومورفولوژي
استاد راهنما
محمدحسين رامشت