عنوان
سيرتطور عرفان اسلامي در منطقۀ فارس، از ابن خفيف تا حافظ
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
سرزمين فارس از بدو پيدايش تصوّف، عارفان بزرگ و جريانسازي در دامان خود پرورش داده است. رونق عرفان در اين خطهبه اندازهاي بوده كه ميتوان آن را پس از بغداد و خراسان سومين ديار صوفيپرور بلاد اسلامي دانست. در يك نگاهي كلي، از قرن چهارم تا پايان قرن هشتم دو جريان عرفانيدر فارس ميتوان ترسيم كرد. نخست، سلسلههاي خفيفيّه، مرشديّه، روزبهانيّه، دانياليّه و شمسيّه كه خرقۀ تصوّف آنها به ابنخفيف شيرازي ميرسد و دومين جريان، شامل فرقههاي بزغشيّه، قتّاليّه و امينيّه است كه شجرۀ عرفاني آنها به ديگر مشايخ متصل ميشود. در اين پژوهش كه دادههاي آن به شيوۀ كتابخانهاي فراهم آمده وروشتحقيق در آن توصيفي-تحليلياست،به ترتيب تاريخي، تصويري علمي از ساختار مشرب عرفاني بنيانگذاران هر سلسله به دست داده شدهاست كه با مقايسۀ آنها سير تطوّر عرفان در فارس، همچنين تعاملات فرقههاي عرفاني اين منطقه با يكديگر آشكار ميشود. اين هدف با استفاده از الگويي متشكل از پاسخ¬هاي مشروح به چند سؤال تحقق مييابد: در طريقۀ عرفاني يك عارف، مبدأ سلوك كجاست؟ ميان مبدأ و مقصد چند منزل با چه نام و ترتيبي قرار گرفته¬اند؟ ميزان اهميت هر منزل چقدر است؟ توانايي¬هاي لازم براي كسب دستاوردهاي هر منزل كدامند و چگونه حاصل مي¬شوند؟ پاسخ به پرسشهاي ياد شده مهم¬ترينيافتههاي اين پژوهش را بهاجمال چنينرقم زده است:در مشرب عرفاني ابنخفيف، احوال عرفانيدر ابتداي طريق سلوكو مقامات پس از آنها قرار دارد؛ همچنينبه اقتفا از عارفان بغداد، صحو بر سكر ترجيح دارد كهاين رويكردبر ديگر مباني مشرب عرفاني او اثرگذار بوده است.ابواسحاق كازروني در طريقت، تالي ابنخفيف و در پايبندي به ورع مشهور بود. او با سرلوحه قراردادن دو اصل ايثار و جهاد نقش برجستهاي در ترويج عرفان اسلاميداشت.روزبهان بقلي از مريدان با واسطۀ ابواسحاق بود كه مشرب عرفاني خود را بر اصل ترجيح سكر بر صحو استوار ساخت. شطح پردازي، رونق سماع و نقش برجستۀ عشق در مشرب عرفاني او از دستاوردهاي اين تغيير نگرش است. ركنالدّين دانيال نيز از مريدان با واسطۀ ابواسحاق بود و كانون فعاليت خود را در منطقۀ خُنج بنا نهاد ومانند جدّ عرفاني خود از طريق خدمت به فقرا و مسافرين رسالت خود را به انجام رساند؛ امّا پس از او رونق اين فرقه رو به افول نهاد. همين مسأله موجب شد تا گروهي از پيروان دانياليّه به پيشوايي شمسالدّين محمدبن ابونجم، با حمايت حاكمان محلي، سلسلۀ جديدي در لارستان بنا نهادند كه از مشي عارفان خراسان بهويژه در مبحث سكر اثر ميپذيرفت. هم زمان با فعاليت فرقۀ شمسيّه، سيفاللّه قتّال نيز از عراق روي سوي سواحل خليج فارس نهاد و به ترويج طريقهاي مبتني بر سلوك فردي، سكر و سماع پرداخت. در قرن هفتم،سلسلۀعرفاني ديگري متأثر از آراء شهابالدّين عمر سهروردي و ابن عربي، توسط نجيبالدّين علي بن بزغش شكل گرفت. پيروان اين طريقه با دفاع از نظريۀ وحدت وجود، آغازگر فصل جديدي در تاريخ تصوّف ايران بودند كه تلفيقي از سنت اول و دوم عرفاني تلقي ميشود. بار ديگر انديشههاي سهروردي در قرن هشتم از طريق امينالدّين بلياني به پيدايش فرقۀ جديدي منجر شد كه بزرگاني چون خواجوي كرماني و حافظ را نيز مجذوب خود كرد. در اين طريقۀ صحو محور، ذكر و اخلاص جايگاه مهمي داشت و رويكرد افراطي شيخ امينالدين به برخي اركان متأثر از دين مسيحيت،موضع انتقاد است.
شماره ركورد
227694
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
استاد مشاور
زهره نجفي نيسياني
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي - ادبيات عرفاني
استاد راهنما
سيدعلي اصغر ميرباقري فرد