عنوان
تحليل معناشناسي واژگان و مفاهيم مربوط به حق و باطل در نهج البلاغه
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
حق و باطل در شبكۀ معنايي خود رابطۀ تقابلي دارند. تقابل اين دو از نوع مكمل است؛ ولي بررسي انواع تقابل براي هر يك بهصورت جداگانه، نقش مؤثري در ترسيم ميدان معنايي دارد.
براي به دست آوردن تقابلهاي معنايي واژهها، لازم است ابتدا مؤلفه يا مؤلفههاي معنايي آن واژه به دست آيد. ثبات و مطابقت با واقع مؤلفههاي اصلي واژۀ حق است كه بر اساس اين، واژههاي چون باطل، كذب و لعب در مقابل واژۀ حق قرار ميگيرند و اين مسئله در تعيين مراد دقيق واژۀ حق و نيز در تشخيص صحيح مصداقهاي مقابل حق كارآمد است.
در نسبت تقابل حق، ميان حق و باطل، حق و كذب، حق و لعب رابطۀ تقابل مكمل برقرار است.
همچنين مفاهيمي نظير ظن، ريب، ظلم و معبودهاي دروغين، در تقابل ضمني با حقاند كه گوياي اين نكته است كه نبايد واژگان را در معاني متبادر و اوليۀ خود محصور كرد؛ بلكه چهبسا در يك نظام معنايي، معناي ديگري را نيز افاده كنند. ظن و ريب، بهطور معمول در مقابل علم قرار ميگيرد؛ ولي در برخي موارد در تقابل با حق نشسته كه گوياي باطلبودن آن است. گويا عدممطابقت ظن با واقع و در پي آن، زوال و موقتبودن آن، اين واژه را در رديف باطل و در مقابل حق جاي داده است. نابودي و بيثباتي، عنصر مشتركي است كه ظلم و معبودهاي دروغين را وارد ميدان معنايي باطل كرده است؛ زيرا ظلم، ماندگار نيست و فرجامي جز نابودي ندارد. با اين بيان، ظلم در دايرة معنايي باطل قرار ميگيرد.
به اين ترتيب، ساير مؤلفهها نيز در مقابل يكديگر قرار ميگيرند. با اين روش واژههاي مقابل واژه كشف ميشوند و ميدان معنايي واژهها به دست ميآيد.
هر كدام از مفاهيم كليدي مثل حق و باطل، ضمن اينكه عنصري از نظام كلاند، خود داراي ساخت معنايي و دربرگيرندة مفاهيم ديگري هستند كه زيرمجموعة اين مفهوم قرار ميگيرند. بنابراين، در مطالعة يك متن، هم ميتوان كليت متن را مطالعه نمود و هم مفاهيم يك حوزة خاص را بهصورت مجزا يك «ميدان معناشناسي» تلقي و مطالعه كرد.
در اين تحقيق سعي شده براساس مؤلفههاي معنايي حق و باطل، تقابل معنايي حق با باطل و ديگر واژههاي مقابل حق مانند كذب، لهو و مانند آن در نظام معنايي نهج البلاغه بررسي و تحليل شود.
شماره ركورد
227503
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
رشته تحصيلي
نهج البلاغه - اخلاق و تربيت فردي و اجتماعي
استاد راهنما
صحبت اله حسنوند