عنوان
مقايسه تطبيقي انديشه هاي اقتصادي و اجتماعي علامه محمد حسين طباطبايي و فردريك هايك پيرامون عدالت
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
در اين پژوهش، به مقايسه تطبيقي درباره انديشه هاي اقتصادي و اجتماعي علامه محمد حسين طباطبايي و فردريك هايك پيرامون عدالت مي پردازيم.اين پژوهش ابتدا سعي دارد با بررسي مفهوم عدالت و مباني آن در ديدگاه هايك و علامه طباطبايي ديدگاه هاي اين دو انديشمند در اينباب را توصيف كند و سپس آن را به عدالت توزيعي و سياستگذاري گسترش دهد، و در پايان مقايسه اين دو انديشمند را مورد تحليل قرار دهد.
يكي از مباني كه در بررسي عدالت مورد توجه قرار مي گيرد، حق آزادي است. هايك با تأكيد بر آزادي فردي، عدالت را به عنوان حفظ حقوق افراد تعريف مي كند. در مقابل، علامه طباطبايي آزادي فردي را نه به معناي آزادي مطلقه و بدون محدوديت، بلكه به عنوان يك تعهد به اصول ديني و اخلاقي تعريف مي كند.هايك حقوق طبيعي را به طور كامل انكار ميكند و معتقد است كه ايده حقوق طبيعي قابل تحقق نيست. به عبارت ديگر، او اعتقاد دارد كه حقوق طبيعي در عمل قابل اجرا نيست. در مقابل، علامه طباطبايي به عنوان يك فيلسوف اسلامي نشان مي دهد كه حقوق طبيعي از منابع ديني و اخلاقي ناشي مي شود. اين ديدگاه با ديدگاه هايي كه در فلسفه غربي وجود دارد، تفاوت دارد. علامه طباطبايي، با تأكيد بر اصول اخلاقي اسلامي، به عدالت اجتماعي و توزيع منابع بر اساس مصلحت عمومي تأكيد دارد. از اين منظر، عدالت اجتماعي بايد با اصول ديني و اخلاقي سازگار باشد.
از سوي ديگر، فريدريش هايك به عنوان يك ليبرال، مخالف هرگونه دخالت دولتي در توزيع منابع است. ولي علامه طباطبايي به دخالت دولت در بازتوزيع و تعيين توزيع عادلانه منابع اعتقاد دارد. او از دولت انتظار دارد كه نظام اقتصادي را به گونه اي شكل دهد كه با اصول اخلاقياسلامي هماهنگ باشد. اين در صورتي است كه علامه طباطبايي به توزيع بر اساس اصول اخلاقي و اسلامي با توجه به نظريه عدالت اجتماعي اسلامي تأكيد دارد. در آن سو نظريه هاي علامه طباطبايي درباره نقش عرف در سياستگذاري دولت از ديدگاه اسلامي و اخلاقي مبتني بر اصول دينياست. علامه طباطبايي معتقد به اين است كه مباني عرف و اخلاق در دين اسلام ريشه دارند و از اين مباني بايد در سياستگذاري دولت استفاده كرد. هايك به عنوان يك ليبرال، معتقد است كه دينيا اعتقادات مذهبي نبايد به عنوان ابزاري براي تحقق عدالت در سياستگذاري مورد استفاده قرار گيرد. در ديدگاه علامه طباطبايي، دين و اصول اخلاقي اسلامي نقش بسيار مهمي در سياستگذاري و عدالت اجتماعي ايفا مي كنند. آراء او در مورد نقش دين در سياستگذاري عدالت به اين صورت است كه علامه طباطبايي به عنوان يك فيلسوف اسلامي، اعتقاد دارد كه اصول اخلاقيو اصول ديني اسلامي بايد به عنوان مباني اصلي در تدوين سياست ها و سياستگذاري عدالت مورد استفاده قرار گيرند.
شماره ركورد
227494
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
رشته تحصيلي
علوم اقتصادي- اقتصاد اسلامي
استاد راهنما
وحيد مقدم