عنوان
كاوشي در نمود پارسيان هخامنشي بهمثابۀ «ديگري» در متون كُهَنبنياد يونان باستان (507-323پ.م.)؛ رويكردي شرقشناسانه
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
در منابعِ عصرِ كلاسيكِ يونان (507 -323پ.م.) از واژۀ پربسامد «بربر» (βάρβαρος) براي اشاره به پارسيان هخامنشي استفاده شده است. اين واژه كه احتمالاً از چند سده پيش، از زباني شرقي (احتمالاً سومري يا اكدي) به زبان يوناني باستان راه يافته بود، تنها «بيگانه» معنا ميداد و تمايزي را در سطح «زبان» ميانِ «فرزندان هلاس» و «ديگر گروههاي قومي» برقرار ميساخت. امادر كمتر از دو سده (از سدۀ ششم تا چهارم پيشازميلاد)اين واژه به لغتنامهاي از تمامي پاد-آرمانهاي يوناني تبديل شد و مفاهيمي چون «وحشي»، «غير-پُليس-نشين» (apolis)، «نامتمدّن»، «ضدّ هوپليت»، «شنا-نابَلَد»، «آموزشنايافته» و...را به خود جذب كرد. تغييراتِ معناييِواژۀ «بربر» در اواخر عصر عتيق (800 - 507پ.م.) بههمراه تحولاتِسياسي يونان در اوايل سدۀ پنجم پيشازميلاد (ظهور دموكراسي و جنگهاي يوناني-پارسي) باعث شد كه پارسيان، در بيشترينۀ متون آن عصر، بهصورت «دشمناني بربر» با «فرهنگي منحط» و «جامعهاي رو-به-زوال» تصويرسازي شوند. تا نيمسدۀ پيش، تصويري كه از پارسيان و شاهنشاهيشان در تاريخنگاري اروپايي يافت ميشد، منحصراً برپايۀ همين نگرش و «الگوي نظري معيوب» يونانيان باستانشكل گرفته بود.
در پژوهشِ حاضر، نگارنده پس از تدقيق در واژۀ «بربر» و دلالتهايِ معناييِ آن، كليشههايي را مورد بررسي قرار داده كه در عصر كلاسيك يونان براي تصويرسازي از «بربرها» (بهطور عام) و پارسيانِ هخامنشي (بهطور خاص) استفاده ميشده است. يافتههايِ پژوهشِ حاضر كه با تكيه بر منابع كتابخانهاي و با بهرهگيري از روشِ تبيينِ عقلاني فراهم آمده، نشان ميدهد كه چهار كليشۀ «غرورِ افسارگسيختۀ شهريارانِ پارس»، «استبدادِ دربار»، «خدابودگيِ فرمانروايانِ هخامنشي» و «فساد و زوالِ مُلكِ پارس» اساسِ انگاشتهايِ يونانيان را از پارسيانِ هخامنشي شكل ميداده و تكرارِ اين انگارهها در ادبيّات و هنر يوناني به ظهور مفهوم «شرقشناسي» انجاميد.
شماره ركورد
227461
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
رشته تحصيلي
تاريخ- تاريخ ايران قبل از اسلام
استاد راهنما
مرتضي دهقان نژاد , اسماعيل سنگاري