عنوان
بررسي مؤلفههاي طلاق نيكو در قرآن (با تأكيد بر تفاسير اثري) و روانشناسي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
طلاق در طول تاريخ بهعنوان يك راهحل براي برون رفت از مشكلات زناشويي مطرح بوده است اما شيوه برخورد با آن در هر جامعهاي متفاوت است. امروزه از طلاق به مثابه عاملي تنشزا و تهديدكننده براي خانواده و نيز آسيب اجتماعي ياد ميشود كه نيازمند است براي اينكه اين فرآيند بدون نزاع، درگيري و مشكلات پيش رفته و خاتمه يابد، اصول و قواعدي رعايت گردد تا يك طلاق به شيوه درست و نيكو صورت گيرد. هدف از اين پژوهش تبيين مؤلفههاي طلاق نيكو در قرآن با تأكيد بر تفاسير اثري و همچنين تبيين مؤلفههاي طلاق نيكو در روانشناسي است. در نهايت بيان وجوه اشتراك و افتراق طلاق نيكو در قرآن و روانشناسي است. پژوهش حاضر با رويكرد مقايسهاي به روش توصيفي و تحليلي انجام شده، به اين صورت كه با استفاده از مطالعه كتب، پاياننامهها و مقالات مختلف و با استفاده از نرم افزارهاي جامع التفاسير و جامع الاحاديث مباني قرآني طلاق و طلاق نيكو استخراج گرديده و با نظريات مرتبط روانشناسي مورد مقايسه واقع شده و در نهايت وجوه افتراق و اشتراك دو نظريه قرآني و روانشناسي پيرامون طلاق نيكو به دست آمده است. مباحث پيرامون طلاق در آيات مختلفي از قرآن آمده است كه براي يك طلاق نيكو كه به درستي انجام پذيرد دو نوع مولفه بيان شده. نوع اول از آنها اعتقادي و به عبارتي پيشگرانه و زمينهساز براي مولفههاي رفتاري هستند مانند، رعايت تقوا، ياد خدا بودن در مراحل طلاق، حفظ حدود الهي، ايمان به قيامت. نوع دوم از مولفههاي بيان شده در قرآن كريم عبارتاند از پرهيز از آزار و اذيت هر يك از زوجين، توجه به سرنوشت فرزندان، حمايت مالي از زن مطلقه باردار، تامين نياز اقتصادي زن در زمان عده، حضور زن در منزل در زمان عده، پرداخت هديه و نفقه به زن، كه اين دسته از مولفهها جنبه رفتاري داشته و ارتباط مستقيم با دسته اول از مولفهها دارد چرا كه اگر نوع اول از مولفهها مورد توجه قرار گيرد مولفههاي نوع دوم به خوبي اجرا ميگردد و در نتيجه شاهد يك فرآيند طلاق نيكو از سمت زوجين خواهيم بود. روانشناسي نيز مراحل دوگانهاي را براي توصيههاي خود ترسيم ميكند، بهگونهايكه ميتوان توصيههاي روانشناسي ناظر بر طلاق نيكو را به دستورالعملهاي قبل از طلاق و دستورالعملهاي بعد از طلاق تقسيم كرد. در گونهي نخست، توصيهها در باب نظريات روانشناسان ارائه شده مانند نظريه گاتمن كه به زوجين كمك ميكند تا به درك عميقتري از آگاهي، همدلي و ارتباط خود دست يابند همچنين نظريه مك مستر، نظريه استرنبرگ و نظريه مارك نپ كه هر كدام در اين زمينه نظرياتي را ارائه دادهاند. در مرحله دوم كه ناظر به سازگاريهاي پس از طلاق ميباشد مدلهاي روانشناسي را ارائه داده است. مانند مدل بوهانن كه براي طلاق شش فرآيند در نظر دارد، مدل وايزمن كه در آن طلاق را يك فرآيند سوگواري ميداند و مدل كسلر كه در آن طلاق به عنوان يك فرآيند رواشناختي شناخته شده است.
شماره ركورد
227161
دانشگاه
دانشگاه اصفهان
استاد مشاور
عاطفه حيرت
رشته تحصيلي
علوم حديث - تفسير اثري
استاد راهنما
اسماعيل ملكوتي خواه