عنوان
بررسي نابرابري هاي اقتصادي-اجتماعي در سندرم متابوليك و تعيين سهم عوامل تاثيرگذار بر آن در مطالعه كوهورت دهگلان
نويسنده اصلي
محمدزاده، پرديس
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
اپيدميولوژي
چكيده
مقدمه: سندرم متابوليك شامل مجموعه¬اي از عومل مانند چاقي، هيپرتري گليسريدمي، عدم تحمل گلوكز، فشار خون بالا و اختلالات ليپيدها است. خطر بيماري هاي قلبي ـ عروقي در مبتلايان به اين سندرم بيشتر از خطر هر عامل به تنهايي است. باتوجه به مرگ و مير بالايي ناشي از اين بيماري ها و بار عظيم اقتصادي ناشي از آنها، توجه به اين عوامل خطرزا از هميت ويژه¬اي بر خوردار است.
مواد و روش¬ها: مطالعۀ حاضر يك مطالعۀ مقطعي بر اساس داده¬هاي فاز اول يا پايۀ كوهورت آيندهنگر دهگلان است. اطلاعات 3996 فرد بين سنين 35 تا 70 ساله در فاصلۀ زماني 1397 تا 1398، در اين مطالعه جمع آوري و پردازش گرديده¬اند. شيوع سندرم متابوليك در اينجا با استفاده از معيار NCEP ATP-III مورد ارزيابي قرار گرفت، سپس از شاخص تمركز (Concentration Index) و منحني تمركز (Concentration Curve)، براي تعيين ميزان نابرابري در توزيع سندرم متايوليك استفاده شده است. در نهايت سهم عوامل مختلف در نابرابري اقتصادي¬ـاجتماعي مشاهده شده در سندرم متابوليك با استفاده از روش (Blinder-Oaxaca Decomposition) محاسبه گرديد.
يافته¬ها: يافته¬هاي تحقيق حاضر نشان مي¬دهد كه شيوع كلي سندرم متابوليك،44/34درصد (95% فاصله اطمينان: 97/32-93/35) بوده است. شيوع بالاي سندرم متابوليك از نظر جنسيت در زنان86/44درصد و در گروه سني66 تا 70 ساله (56/55)درصد بودند. نتايج تحقيق حاضر، آمار متفاوت ابتلا به سندرم متابوليك و اجزاء مختلف آن در گروه هاي مختلف درآمدي را نشان مي¬دهد، به اين¬صورت كه افراد با بالاترين و پايين ترين وضعيت اقتصادي¬ـاجتماعي به ترتيب (18/26 و 51/40) درصد به سندرم متابوليك مبتلا هستند. ميزان شاخص تمركز براي سندرم متابوليك(13/0-)، به دست آمد كه نشاندهنده¬ي تمركز يا شيوع بيشتر سندرم متابوليك در افراد با وضعيت اقتصادي¬ـاجتماعي پايينتر بوده است. تفاوت بين شيوع سندرم متابوليك در دو گروه با پايين ترين و بالاترين وضعيت اقتصادي¬ـاجتماعي 33/14% بود كه به طوركلي 61/74% از اين نابرابري ناشي از عوامل قابل توضيح بود. سهم مهمترين عوامل از جمله سن، جنسيت و تحصيلات، در اين نابرابري، به ترتيب 13/45%، 72/29% و 19/25% بود.
نتيجه¬گيري: نتايج اين مطالعه، نابرابري قابل ملاحظهاي در ابتلا به سندرم متابوليك را نشان مي¬دهد. اين نابرابري در افراد با وضعيت اقتصادي¬ـاجتماعي نامطلوب بيشتر است. به منظور كاهش اين نابرابري در سندرم متابوليك، بايد يك سياست آموزشي قوي توسط مديران و متخصصان حوزه¬ي سلامت بر حسب گروه¬هاي سني، جنسي و سطح تحصيلات ارائه شود. به طوري كه افزايش سطح تحصيلات و مراقبت¬هاي فعالانه در زنان و در سنين بالاتر مورد توجه ويژه قرار گيرد، با توجه به نتايج اين تحقيق مي¬توان گفت كه ورود و مداخله ميتواند منجر به كاهش نابرابري گردد.
كلمات كليدي: سندرم متابوليك؛ نابرابريهاي اقتصادي¬ـاجتماعي؛ شاخص تمركز؛ مدل تجزيه بلايندر-اكساكا؛ كوهورت دهگلان
شماره ركورد
225272
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
اپيدميولوژي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
قباد مرادي