عنوان
بررسي ارتباط بيان سرمي miR-9,miR-483-5P و سطح سرمي پروتئين PCSK9 با ابتلا به كبد چرب غيرالكلي (NAFLD)
نويسنده اصلي
شفيعي، عفت
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
بيوشيمي باليني
چكيده
مقدمه: شيوع بيماري كبد چرب غيرالكلي (NAFLD) بهسرعت در سراسر جهان در حال افزايش است و امروزه رايجترين علت بيماري مزمن كبد در بسياري از كشورهاي جهان است. بيماري NAFLD يكي از نشانههاي سندرم متابوليكي است كه با چاقي، ديابت ميلتوس نوع 2 و هاپيرليپيدمي نيز توسعه پيدا ميكند. عوامل مختلفي در ايجاد كبد چرب غيرالكلي نقش دارند. استئاتوز كبدي يك پيشنياز براي تشخيص بافتشناسي NAFLD است. PCSK9 يك پروتئين آنزيمي (مبدل پروپروتئين) از خانواده سرين پروتئاز است كه نقش مهمي در تنظيم گيرندهي كلسترول با چگالي كم (LDL) و درنتيجه تنظيم غلظت اين نوع كلسترول دارد. PCSK9 از طريق سه مكانيسم جلوگيري از بازيافت كبدي LDLR كبدي، افزايش فعاليت MTTP و همچنين افزايش بيان ژنهاي هدف SREBP1 ميتواند در بيماري NAFLD نقش كليدي داشته باشد. يكي از مكانيسمهاي تنظيمكننده PCSK9 ميتواند miRNA هاي مختلف باشد. يكي از miRNA هاي دخيل در متابوليسم كلسترول، miR-483-5p است. miR-483-5p با اثر بر PCSK9 سطح كلسترول تام و LDL-c در بيماران مبتلابه هايپركلسترولمي را بهبود ميبخشد. از ديگر عوامل مهم در تنظيم PCSK9، گيرندههاي فعالكننده تكثير پروكسي زومي (PPARs) بهويژه PPAR-ɑ هستند. بيان بالاي PPAR-𝞪 در كبد سبب افزايش اكسيداسيون اسيدهاي چرب، كتوژنز، انتقال ليپيدها و گلوكونئوژنز ميشود. تغييرات اپي ژنتيكي مانند miRNA ها ميتواند بر بيان PPAR ها تأثير داشته باشد. مشخصشده است كه miR-9 بااتصال به 3́ UTR mRNA مربوط به PPAR-𝞪 ميتواند بيان آن را كاهش دهد. ب؛ براين با توجه به نقش PPAR-𝞪 در تنظيم ميزان PCSK9 ميتوان گفت كه miR-9 بهطور غيرمستقيم، يك فاكتور اثرگذار بر روي PCSK9 است. هدف اين مطالعه بررسي ارتباط بيان سرمي miR-9,miR-483-5P و سطح سرمي پروتئين PCSK9 با ابتلا به كبد چرب غيرالكلي (NAFLD) است.
مواد و روشها: تعداد 100 نفر (70 نفر بيمار NAFLD و 30 نفر گروه كنترل) با تشخيص پزشك فوق متخصص تأييد و وارد مطالعه شدند. 5 ميليليتر از هر نفر (در حالت ناشتا) نمونهگيري كرده و جهت انجام تستهاي بيوشيميايي شامل پارامترهاي چربي (TC,TG, LDL, HDL) و اندازهگيري آنزيمهاي كبدي (AST,ALT)، سرم ها جداسازي شد. تستهاي بيوشيميايي شامل پروفايل ليپيدي و آنزيمهاي AST, ALT توسط دستگاه اتوآنالايزر ارزيابي شدند. بيان microRNA ها با روش RT-qPCR اندازهگيري شد و ارزيابي سطح سرمي پروتئين PCSK9 توسط كيت الايزا براي هر دو گروه انجام شد. سپس دادهها با استفاده از نرمافزار spss و آزمون¬هاي آماري Chi-2 و t-test ارزيابي شدند.
نتايج: نتايج اين مطالعه با استفاده از آزمون¬هاي آماري نشان داد كه در سرم افراد داراي كبد چرب غيرالكلي ميانگين ALT، AST، TG و Chol در گروه بيمار بهطور معناداري بيشتر از گروه كنترل است 0.001)>p-value). همچنين اين مطالعه نشان داد كه ميانگين HDL در سرم گروه بيمار بهطور معناداري كمتر از گروه كنترل است (p-value<0.004). سطح سرمي ميزان سرمي miR-9-5p در گروه بيماران NAFLD نسبت به گروه كنترل افزايش معنيدار داشته است 0.01)>p-value). درحاليكه در سطح سرمي miR-483-5p در گروه NAFLD و گروه كنترل اختلاف معناداري مشاهده نشد (p-value=0.074). همچنين سطح سرمي PCSK9 در گروه بيمار نسبت به گروه كنترل بهصورت معناداري افزايشيافته است (p-value<0.05)؛ و تنها ميزان سرمي miR-483-5p با سطح سرمي PCSK9 در گروه NAFLD ارتباط معكوس و معناداري داشته است 0.01)>p-value).
نتيجهگيري: اين مطالعه نشان داد كه ميزان miR-9-5p و پروفايل ليپيدي در بيماران مبتلابه كبد چرب غيرالكلي افزايش داشت است اما در miR-483-5pاختلاف بهصورت معنادار نبوده است. همچنين نتايج نشان داد كه سطح سرمي PCSK9 نيز در افراد مبتلابه كبد چرب غيرالكلي افزايشيافته است و تنها ميزان بيان miR-483-5p با سطح سرمي PCSK9 در گروه NAFLD ارتباط معناداري داشته است. همچنين نشان داده شد افزايش يك واحدي miR-9-5p ميتواند ريسك ابتلا به NAFLD را افزايش دهد (Odd ration=11.030).
كلمات كليدي: NAFLD؛ PCSK9؛ miR-9؛ miR-483-5p
شماره ركورد
225270
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
بيوشيمي
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
نريمان مرادي، ذكريا وهاب زاده