عنوان
بررسي وضعيت آنزيم¬هاي كبدي در افراد با و بدون سندرم متابوليك در جمعيت كوهورت گيلان در سال 1401
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: سندرم متابوليك مجموعه¬اي از عوامل خطر زاي متابوليك است كه در يك فرد وجود دارند. اين عوامل خطر زا شامل مقاومت انسولين، فشار خون، اختلالات چربي خون و افزايش خطر انعقاد مي¬باشند. اغلب بيماران دچار اضافه وزن يا چاقي مي¬باشند و برخي از آن¬ها از كبد چرب رنج مي¬برند. اين نكته ارتباط قوي كبد چرب را با سندرم متابوليك نشان مي¬دهد. هدف مطالعه حاضر بررسي وضعيت آنزيم¬هاي كبدي در افراد با و بدون سندرم متابوليك در جمعيت كوهورت گيلان مي¬باشد.
مواد و روش: در اين مطالعه مقطعي- تحليلي كه بخشي از مطالعه¬ي كوهورت پرشين مي¬باشد 10520 نفر از افراد مراجعه كننده به كوهورت از نظر سندرم متابوليك مورد بررسي قرار گرفتند. بررسي سندرم متابوليك در افراد مورد مطالعه ازتعريف به روز شده IDF از MetS استفاده شد كه شامل مولفه اصلي اندازه دور كمر 90 سانتي متر براي مردان آسيايي و 80 سانتي متر براي زنان آسيايي به اضافه دو يا بيشتر از چهار جزء مينور است: (1) تري گليسيريد سرم 150 ميلي¬گرم در دسي ليتر. (2) ليپوپروتئين با چگالي بالا <40 ميلي¬گرم در دسي ليتر براي مردان و <50 ميلي¬گرم در دسي ليتر براي زنان. (3) فشار خون سيستوليك 130 ميلي¬متر جيوه، يا فشار خون دياستوليك 85 ميلي متر جيوه، يا استفاده از داروهاي ضد فشار خون (4) .گلوكز پلاسما ناشتا 100 ميلي¬گرم در دسي ليتر يا استفاده از داروهاي ضد ديابت. سپس سطح آنزيم¬هاي كبدي در دو گروه با و بدون سندرم متابوليك مورد مقايسه قرار گرفت. داده¬ها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 16 و STATA نسخه 17 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و سطح معنيداري 05/0 در نظر گرفته شد.
نتايج: از 10520 فرد مورد مطالعه،5633 نفر (5/53 درصد) زن بودند و ميانگين سن شركتكنندگان برابر با 90/8 ± 52/51 سال بود. 797 نفر (6/7 درصد) داراي سن بيشتر از 65 سال داشتند. ميانگين سالهاي تحصيل شركتكنندگان برابر با 52/4 ± 63/6 سال بود. ميانگين نمايه توده بدني شركتكنندگان برابر با 09/5 ± 14/28 كيلوگرم بر متر مربع بود. شيوع سندرم متابوليك در كل شركتكنندگان برابر با 8/41 درصد بود. شيوع سندرم متابوليك در زنان بيشتر از مردان بود (3/56 درصد در مقابل 0/25 درصد، 001/0>P). افراد مبتلا به سندرم متابوليك در مقايسه با افراد غيرمبتلا به سندرم متابوليك داراي سن بزرگتر (001/0>P)، تحصيلات پايينتر (001/0>P)، وضعيت اقتصادي پايينتر (007/0=P)، نمايه توده بدني بالاتر (001/0>P) و فعاليت فيزيكي كمتر (001/0>P) بودند. افراد بيوه/ همسرفوتشده/ متاركه در افراد مبتلا به سندرم متابوليك بيشتر بود (به ترتيب، 001/0>P و 001/0>P). نسبت اشتغال در افراد مبتلا به سندرم متابوليك كمتر بود (001/0>P). مصرف سيگار و مصرف الكل در افراد مبتلا به سندرم متابوليك در مقايسه با افراد غيرمبتلا به سندرم متابوليك كمتر بود (به ترتيب، 001/0>P و 001/0>P). نسبت افراد مبتلا به كبد چرب در افراد مبتلا به سندرم متابوليك در مقايسه با افراد غيرمبتلا به سندرم متابوليك بيشتر بود (001/0>P)؛ هم¬چنين ميزان استفاده از داروهاي هپاتوتوكسيك در افراد مبتلا به سندرم متابوليك در مقايسه با افراد غيرمبتلا به سندرم متابوليك بيشتر بود (001/0>P). شانس داشتن سندرم متابوليك در افرادي كه ALT افزايشيافته داشتند 55/1 برابر افرادي بود كه ALT نرمال داشتند (71/1 – 41/1 :CI 95%، 55/1=OR). شانس داشتن سندرم متابوليك در افرادي كه GGT افزايشيافته داشتند 90/1 برابر افرادي بود كه ALT نرمال داشتند (14/2 – 69/1 :CI 95%، 90/1=OR). شيوع سندرم متابوليك در شركتكنندگاني كه صفر، يك، دو و سه/ چهار آنزيم كبدي افزايشيافته داشتند به ترتيب برابر با 6/38، 4/48، 2/51 و 0/57 درصد بود، به عبارتي ديگر با افزايش تعداد آنزيمهاي كبدي افزايشيافته در شركتكنندگان، شيوع سندرم متابوليك در آن¬ها افزايش يافت.
نتيجه گيري: به دنبال اصلاحات طولاني مدت در حوزه سلامت در ايران، شيوع بيماري¬هاي واگير در حال كاهش و شيوع بيماري¬هاي غيرواگير و عوامل خطر آن رو به افزايش است. نتايج اوليه حاكي از شيوع بالاي عوامل خطر متابوليك و بيماري¬هاي قلبي عروقي در استان گيلان است. آموزش رفتارهاي سبك زندگي سالم و آموزش بهداشت بيشتر در گروه¬هاي پرخطر شناسايي شده در اين مطالعه ضروري است.
كد اخلاق: IR.GUMS.REC.1401.325
كليدواژه¬ها: آنزيم¬هاي كبدي، سندرم متابوليك،كوهورت
شماره ركورد
224895
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان