• عنوان

    بررسي هوش هيجاني در اقدام كنندگان به خودكشي مراجعه كننده به مركز اموزشي درماني رازي رشت در سال 1401-1400

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    چكيده: مقدمه: خودكشي براي نظام بهداشتي و درماني پر هزينه است و تاثير عميقي بر سال¬هاي هدر رفته زندگي شخص و اطرافيانش دارد. مطالعات نشان داده¬اند كه افرادي كه هوش هيجاني بالاتري دارند، بهتر مي¬توانند با تجارب منفي تطابق پيدا كنند چرا كه توانايي بالاتري در تنظيم فرآيندهاي عاطفي دارند كه خود ريسك بروز وضعيت¬هاي خلقي منفي مشكلات عاطفي مرتبط با اختلالات رواني را كاهش مي¬دهد. مطالعات زيادي بر ارتباط اختلالات شخصيتي و بيماري¬هاي اعصاب و روان و خودكشي پرداخته¬اند اما مطالعات كمي به ارتباط هوش هيجاني و رفتارهاي خودكشي پرداخته¬اند. هوش هيجاني به مهارت¬هاي احساسي-شناختي جهت پردازش و مديريت اطلاعات احساسي اطلاق مي¬شود كه سبب رشد ذهني و عاطفي مي¬شود. هوش هيجاني شامل توانايي درك و ابراز احساسات، توانايي استفاده از اطلاعات عاطفي جهت تسهيل تفكر، توانايي استفاده از استدلال و درك عاطفي و توانايي تنظيم احساسات است .هوش هيجاني يك مهارت اوليه زندگي است كه شامل پشتكار، پايداري و تحرك شخصي است و فرد را قادر مي¬سازد تا با احساسات ديگران همدلي كرده و تكانه¬هاي دروني خود را كنترل كند اهداف: در اين مطالعه به بررسي هوش هيجاني در اقدام كنندگان به خودكشي در مراجعه كنندگان به مركز آموزشي درماني رازي رشت در سال 1401-1400 پرداخته شده است. روش اجرا: طي يك مطالعه مورد شاهدي پس از كسب اجازه از كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه به¬منظور بررسي هوش هيجاني در افراد اقدام كننده به خودكشي مراجعه¬كننده به مركز آموزشي درماني رازي رشت 97 نمونه مورد و 97 نمونه از مراجعه كننددگان به بيمارستان رازي به عنوان همراه بيمار بعنوان گروه شاهد، مورد بررسي از لحاظ پرسشنامه هوش هيجاني قرار گرفتند. پس از تكميل جمع آوري پرسشنامه¬ها، داده¬هاي جمع آوري شده جهت تجزيه و تحليل آماري وارد SPSS نسخه26 شد. نتايج: در اين مطالعه 9/64% از نمونه¬ها زن و 1/35% مرد بوده¬اند. ميانگين و انحراف معيار سن نمونه برابر 41/13±81/34 و از لحاظ تاهل 4/46%متاهل و 8/44% مجرد بوده¬اند، از لحاظ سطح تحصيلي اكثريت زير ديپلم و يا ديپلمه (7/74%) بوده¬اند. محل اقامت اكثريت نمونه شهر (8/75%) و به¬ترتيب 3 /26 %، 7/6% و 7/5% مصرف داروهاي اعصاب و روان، مصرف الكل و يا مصرف مواد داشته¬اند. درصد مصرف داروهاي اعصاب وروان و مصرف الكل و مواد مخدر در گروه خودكشي به¬طور قابل ملاحظه¬اي بيشتر از گروه كنترل بوده است. در آناليز تك متغيره، نمره كل هوش هيجاني بين گروه خودكشي و شاهد از لحاظ آماري معني دار است ميانگين و ميانه نمره هوش هيجاني در گروه خودكشي كمتر از گروه شاهد بوده است. نمره هوش هيجاني در حيطه خوشبيني/ تنظيم هيجان، در حيطه ارزيابي از هيجانات و در حيطه كاربرد هيجانات در گروه خودكشي كمتر از گروه شاهد بوده است و اين اختلاف از لحاظ آماري معني¬دار است. اما بين دوگروه، نمره هوش هيجاني در حيطه مهارت¬هاي اجتماعي براساس نتايج اين مطالعه اختلاف آماري معني¬داري ديده نشده است. در آناليز چندگانه، ارتباط خودكشي با نمره هوش هيجاني در حيطه خوشبيني/ تنظيم هيجان ارتباط معكوس معني¬داري داشته است. با افزايش نمره هوش هيجاني در اين حيطه، شانس خودكشي كاهش مي¬يابد. علاوهبر اين متغير در آناليز چندگانه همسان شده، سن ارتباط معكوس ولي سابقه مصرف داروهاي اعصاب و روان و سابقه مصرف مواد مخدر با ارتكاب به عمل خودكشي ارتباط مستقيم معني¬داري داشته است. نتيجه¬گيري: به¬طور خلاصه نتايج اين تحقيق نشان داد، ارتباط خودكشي با نمره كل هوش هيجاني و اكثر نمرات حيطه¬هاي هوش هيجاني ارتباط معني¬دار بوده است خصو صا نمره هوش هيجاني در حيطه خوش بيني/ تنظيم هيجان يك پيشبيني كننده ارتكاب به خودكشي بوده و ارتباط معكوس معني¬داري داشته است. علاوهبر اين افزايش سن يك ارتباط معكوس ولي سابقه مصرف داروهاي اعصاب و روان و سابقه مصرف مواد مخدر شانس ارتكاب به عمل خودكشي افزايش مي¬دهد.
  • شماره ركورد
    224643
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان