عنوان
مقايسه اثربخشي تحريك جريان مستقيم فراجمجمه اي با سه رويكرد آنودال قشر پس سري، كاتودال قشر پس سري و شم بر پيامد هاي باليني در بيماران مبتلا به ميگرن مزمن : يك كارآزمايي باليني
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: ميگرن، يك اختلال عصبي خوش خيم و در عين حال آزاردهنده و شايع است كه حدود 15 تا 20 از جمعيت جهان از اثرات مخرب آن در امان نيستند. علي¬رغم روش¬هاي درماني پيشگيرانه متعددي كه براي تخفيف دردهاي ناشي از ميگرن انجام مي¬شود، رضايت كافي بيماران حاصل نمي¬شود. در گذشته مطالعاتي متمركز بر tDCS براي تسكين درد بيماران مبتلا به ميگرن مبتني بر پروتكل¬هاي متنوع از نظر محل تحريك مغزي انجام شده است كه از اين تكنيك به عنوان يك مداخله موثر حمايت مي¬كند. با اين حال، مقايسه اي جهت اثربخشي پروتكل¬هاي درماني tDCS بر پيامدهاي باليني بيماري، براي تعيين با كفايت¬ترين پروتكل در تنظيم محل تحريك تاكنون در اين بيماران انجام نشده است. از اين رو ارايه پروتكل بهينه tDCS بسيار حائز اهميت است. در ضمن خصوصيات دموگرافيك و باليني بيماراني كه از اين نوع درمان ممكن است سود ببرند مشخص نيست و نياز فوري براي شناسايي فاكتورهاي مرتبط با پيامدهاي اين پروتكل-هاي درماني وجود دارد كه ضرورت انجام يك پژوهش در اين راستا را مطالبه مي¬كند. هدف پژوهش حاضر اثربخشي تحريك جريان مستقيم فراجمجمه¬اي با سه رويكرد آنودال قشر پس سري، كاتودال قشر پس سري و گروه تحريك ساختگي (شم) برپيامدهاي باليني در بيماران مبتلا به ميگرن مزمن است.
مواد و روش¬ها: در اين مطالعه كارآزمايي باليني، 72 بيمار مبتلا به ميگرن مزمن و مقاوم به درمان روتين كه به كلينيك درد بيمارستان ولايت مراجعه كردند، وارد مطالعه خواهند شد. اين بيماران با استفاده از روش بلوك¬هاي تصادفي با يكي از رويكرد¬هاي tDCS آنودال روي قشر پس سري، tDCS كاتودال روي قشر پس سري و گروه تحريك ساختگي (شم) مورد درمان قرار مي¬گيرند. پروتكل tDCS با استفاده از دستگاه تحريك الكتريكي مغزي 2 كاناله (سگال استيم، فرمد تجهيز، ايران) با شدت جريان الكتريكي براي همه رويكردها 2 ميلي آمپر و طول تحريك 20 دقيقه براي هر جلسه مي¬باشد. اطلاعات درباره تعداد روزهاي ميگرن در ماه، طول هر حمله، شدت درد، دفعات مصرف قرص ضددرد و عوارض جانبي در دو ماه قبل از شروع مطالعه، آخرين جلسه tDCS و دو ماه بعد در فرم ياد آمد ميگرن ثبت مي¬گردد. هم¬چنين اطلاعات دموگرافيك و زمينه¬اي در فرم مخصوص هر بيمار جمع¬آوري و ثبت مي¬شود. داده¬هاي جمع¬آوري شده وارد نرم¬افزار SPSS نسخه 26 گرديده و با استفاده از روش-هاي آماري توصيفي و تحليلي مورد تجزيه و تحليل قرار خواهند گرفت. سطح معني¬داري آزمون¬هاي 05/0P< در نظر گرفته مي¬شود.
نتايج: بين گروه¬هاي مورد مطالعه با سمت درد و مصرف داروهاي سايكولوژيك، گاباپنتين، تريپتان، بوتاكس و ساير داروهاي ارتباط آماري معني¬داري ديده نشده و گروه¬هاي مورد مطالعه از لحاظ اين عوامل همگن بوده¬اند. تعداد حملات، شدت درد و دفعات مصرف داروي ضددرد در طول مدت مطالعه به طور معني¬داري در دو گروه آنودال و كاتودال كاهش پيدا كرد و بيش¬ترين كاهش در زمان آخرين جلسه بود به طوري كه در Follow up دو ماه بعد مقدار تمام اين پارامترها افزايش پيدا كرد اما هم¬چنان كم¬تر از مقدار اوليه آن در شروع مطالعه بود. اما در گروه شم كاهش معني¬داري در پارامترهاي ذكر شده ديده نشد. ميانگين طول هر حمله در 2 گروه مداخله در آخرين جلسه tDCS در مقايسه با مقادير اوليه كاهش پيدا كرد اما از نظر آماري معني¬دار نبود.
نتيجه¬گيري: به طوركلي نتايج حاصل از اين مطالعه بيانگر تفاوت معني¬دار تعداد و شدت حملات ميگرن و ميزان استفاده از داروهاي ضددرد در گروه¬هاي دريافت كننده tDCS در مقايسه با گروه شم بوده كه نشان دهنده¬ي تاثير مثبت tDCS در درمان ميگرن است اما تفاوت چنداني در ميزان تاثير دو پروتكل استفاده شده (آنودال و كاتودال قشر پس سري) با يكديگر ديده نشد.
شماره ركورد
224032
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان