• عنوان

    مطالعه اثر شكل مقطع الياف بر رفتار برگشت پذيري پارچه حلقوي با استفاده از مدلهاي تحليلي ويسكوالاستيك

  • نويسنده اصلي

    هدايت، نسرين

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    مهندسي نساجي
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    راحتي مكانيكي در كنار راحتي حرارتي و رطوبتي از ويژگي¬هاي مهم لباس¬هاي ورزشي است. در اين لباس¬ها، بازگشت‌پذيري و ثبات ابعادي به دليل تحرك زياد مصرف‌كننده، از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. در اين تحقيق به بحث و بررسي پيرامون تأثير شكل سطح مقطع الياف بر برخي از خواص مكانيكي پارچه‌هاي ورزشي و يا راحتي مكانيكي آن¬ها پرداخته‌شده است. در ساختار نخ، ايجاد كانال-هايي براي عبور رطوبت، منجر به انتقال هر چه سريع‌تر رطوبت به سطح لباس و تبخير آن مي‌شود. در اين حالت عرق بدن بر روي سطح پوست تجمع ننموده و شخص استفاده‌كننده احساس راحتي بيشتري دارد. در اين تحقيق به اين سؤال اساسي پاسخ داده مي¬شود كه شكل سطح مقطع الياف علاوه بر راحتي حرارتي و رطوبتي مي¬تواند بر راحتي مكانيكي پارچه مورد مصرف نيز تأثيرگذار باشد؟ براي اين كار تعداد 27 نمونه پارچه حلقوي با ابعاد 12×4/5 سانتي‌متر، جهت بارگذاري آماده شدند. 3 حالت مختلف سطح مقطع الياف (دايره‌اي، 4 كانال، 6 كانال) و 3 حالت مختلف تراكم بافت (90، 105،120) حلقه در سانتي¬متر مربع براي يك پارچه حلقوي پودي يكروسيلندر در نظر گرفته شد. بر روي نمونه‌هاي پارچه تهيه‌شده آزمون¬هاي تعيين ضخامت، وزن مترمربع، تراكم سطحي و خواص كششي صورت گرفت؛ سپس داده‌هاي به‌دست‌آمده جهت تجزيه‌وتحليل آماري به نرم‌افزار SPSS و بعدازآن براي مدل‌سازي به نرم‌افزار اكسل منتقل شدند. آزمايشات كشش در جهت رج‌ها، با اختلاف قابل‌توجهي، مقادير نيروي بيشتري را نسبت به آزمايشات كشش در جهت رديف نشان دادند. بهترين نمونه داراي خصوصيات و كيفيت مطلوب از الياف 4 كانال توليدشده‌اند. در ويژگي‌هاي ازدياد طول الاستيك، ازدياد طول پلاستيك، كار رفت‌ و كار برگشت، نمونه‌هاي توليدشده با الياف 4 كانال بيشينه مقدار رادارند. ازدياد طول پلاستيك، ازدياد طول الاستيك و ويژگي خطي بودن پارچه در هر دو صورت بارگذاري در جهت رج و رديف با تراكم رابطه مستقيم دارند؛ اما در مقدار كار نيروي كشش در باربرداري، كار برگشت و برگشت‌پذيري ارتباطي يافت نشد. مدل‌هاي مكانيكي ماكسول، استاندارد خطي و استاندارد غيرخطي موردمطالعه قرار گرفتند. برازش منحني بر اساس روش حداقل مربعات جهت بررسي ارتباط مدل‌هاي تئوري با نتايج تجربي استفاده شد. نتايج نشان داد كه مدل‌هاي ماكسول و استاندارد خطي در حالت بارگذاري همبستگي ضعيفي با داده‌هاي تجربي نشان دادند؛ درحالي‌كه مدل استاندارد غيرخطي همبستگي قابل‌قبولي با داده‌هاي تجربي دارد. در حالت باربرداري مدل‌هاي ماكسول، استاندارد خطي و غيرخطي انطباق خوبي با داده‌هاي تجربي دارند. به‌طوركلي مي‌توان نتيجه گرفت كه مدل استاندارد غيرخطي براي توضيح رفتار بارگذاري و باربرداري نمونه‌هاي پارچه حلقوي تحت يك سيكل بازگشت‌پذيري قابل‌قبول است.
  • شماره ركورد
    222929
  • گرايش رشته تحصيلي
    تكنولوژي نساجي
  • دانشكده
    مهندسي نساجي
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان