عنوان
بررسي ارتباط بين شاخص كيفيت زندگي وابسته به سلامت دهان و دندان و اضطراب و ترس دندانپزشكي در كودكان 7 تا 12 سال در مدارس مقطع ابتدايي شهرستان رشت در سال 1401
محل تحصيل
بندرانزلي
چكيده
مقدمه: اضطراب دندانپزشكي معمولاً بهعنوان يك واكنش رواني نرمال ولي ناخوشايند به يك محرك خاص مانند ترس، اضطراب يا استرس مرتبط با محيط يا اعمال دندانپزشكي تعريف ميشود. ترس و اضطراب از درمانهاي دندانپزشكي در درصد قابل توجهي از افراد شامل طبقات مختلف اجتماعي و سني گزارش شده است. وجود ترس از درمانهاي دندانپزشكي، سبب كاهش مراجعات منظم جهت معاينه يا همكاري ضعيف با دندانپزشك ميگردد. اجتناب ازمراجعه به دندانپزشك ميتواند منجر به بدتر شدن بيماري دندان، نياز بيشتر به مراقبتهاي اورژانسي يا درمان پيچيدهتر شود. درك بهتر كيفيت زندگي مرتبط با سلامت دهان و عوامل دنداني و باليني موثر بر آن در كودكان پيش از نوجواني براي ارائه مراقبت و درمان بهينه بهداشت دهان و دندان و بهبود سلامت دهان و دندان ضروري است.
روش كار: در اين مطالعه 73 كودك دبستاني 7 تا 12 ساله از مدارس رشت در سال 1401 كه به روش تصادفي خوشهاي انتخاب شدهاند مورد بررسي قرار خواهند گرفت. در اين پژوهش از سه پرسشنامه استفاده شد. جهت تعيين وضعيت كيفيت زندگي مرتبط با سلامت دهان و دندان از پرسشنامه استاندارد Child Oral Impacts on Daily Performances استفاده شد. پرسشنامه دوم كودك، خرده مقياس برنامه بررسي ترس كودكان (CFSS-DS) بود كه رايج ترين مقياس مورد استفاده براي اندازه گيري ترس دندانپزشكي در كودكان است. پرسشنامه سوم نيز پرسشنامه Modified Child Dental Anxiety Scale (MCDAS) ميباشد كه اضطراب دندانپزشكي كودكان با استفاده از اين پرسشنامه تعيين ميگردد. دادههاي پژوهش پس از ورود به نرم افزار spss نسخه 21 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافتهها: در اين مطالعه تعداد 73 كودك شركت داشتند. 40% (29) از شركت كنندگان پسر و 60% (44) از شركت كنندگان دختر بودند. ميانگين سن كودكان در اين مطالعه 0.15±9 سال بود. كوچكترين كودك 7 سال و بزرگترين كودك 12 سال سن داشت. ارتباط معكوس معناداري بين كيفيت زندگي وابسته به سلامت دهان و دندان و اضطراب دندانپزشكي ديده شد. (049/0=P) اين ارتباط بين كيفيت زندگي وابسته به سلامت دهان و دندان با شدت اضطراب MCDAS (غياب اضطراب، حضور اضطراب، و اختلال فوبيك شديد) نيز معنادار بود. (003/0=P) به طوري كه كيفيت زندگي وابسته به سلامت دهان و دندان در گروه حضور اضطراب به طور معناداري بيشتر از غياب اضطراب و در اين دو گروه به طور معناداري بيشتر از گروه اختلال فوبيك بود. (به ترتيب 023/0=P، 001/0>P و 001/0>P). ارتباط معكوس معناداري بين كيفيت زندگي وابسته به سلامت دهان و دندان و ترس دندانپزشكي ديده شد. (044/0=P) اين ارتباط بين كيفيت زندگي وابسته به سلامت دهان و دندان با شدت ترس CFSS-DS (غياب ترس و حضور ترس) معنادار نبود. (839/0=P)
بحث و نتيجهگيري: در اصل، نتايج ما كه ميتواند براي دندانپزشكان اطفال اهميت قابل توجهي داشته باشد، نشان داد كه سطح ترس پسران بيشتر از دختران است در حالي كه تفاوتي در ميزان اضطراب ديده نميشود و سطوح بالاتري از اضطراب در كودكان كوچكتر ديده ميشود. اين بدان معناست كه با افزايش سن، سطح اضطراب كاهش مييابد. ميزان اضطراب كودكان بدون تجربه دندانپزشكي در گذشته بيش از كودكان داراي چنين تجربه اي بود. تزريق و احساس خفگي با اضطراب دندانپزشكي در كودكان ارتباط معنيداري داشت.
كليدواژهها: اضطراب دندانپزشكي، كيفيت زندگي، سلامت دهان و دندان
شماره ركورد
221528
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان