• عنوان

    ارزيابي تطابق لبه‌اي و داخلي فريم‌ورك‌هاي سه واحدي متكي بر ايمپلنت ساخته شده به روش‌هاي كانونشنال، نيمه ديجيتال و كاملا ديجيتال

  • محل تحصيل
    دانشكده دندانپزشكي رشت
  • چكيده
    زمينه و هدف: با وجود اين كه مطالعات زيادي به ارزيابي تطابق لبهاي و داخلي فريموركهاي ساخته شده به روشهاي گوناگون پرداختهاند، عمدهي مطالعات در اين زمينه دربارهي پروتزهاي يك واحدي دنداني و ايمپلنتي صورت گرفته است و بنا بر اطلاع نويسندگان اين مطالعه، تاكنون مطالعات محدودي اين مسئله را در پروتزهاي چند واحدي ايمپلنتي بررسي كردهاند. با توجه به اهميت تطابق در بقا، موفقيت و زيبايي رستوريشن و نيز سلامت پريودنتال بيمار، اين مطالعه به مقايسه‌ي تطابق لبه‌اي و داخلي فريم‌ورك‌هاي سه واحدي متكي بر ايمپلنت ساخته شده به روش‌هاي كانونشنال، نيمه ديجيتال و كاملا ديجيتال پرداخته است. مواد و روشها: در اين مطالعه‌ي آزمايشگاهي، يك مستر مدل كه فضاي بيدنداني پارسيل با دو پايه‌ي پرمولر دوم و مولر دوم را بازسازي مي‌كند، آماده شده و برروي آن 100 فريم‌ورك فلزي سه واحدي با روش‌هاي پيش رو ساخته شدند (20N=)؛ روش 1: ميلينگ Hard-Metal (HMM)، روش 2: ميلينگ Soft-Metal (SMM)، روش 3: ميلينگ الگوي مومي و سپس كستينگ آن (WMC)، روش 4: پرينت الگوي رزيني و سپس كستينگ آن (RPC)، و روش 5: موم‌گذاري كانونشنال و سپس كستينگ آن (CC). تطابق لبه‌اي و داخلي فريم‌ورك‌ها قبل و بعد از پرسلن‌گذاري با روش رپليكاي سيليكوني ارزيابي شد. جهت آناليز داده‌ها از آزمون‌هاي Kolmogorov Smirnov،Levene ، ANOVA، Kruskal Wallis، Tukey، و Mann-Whitney test with Bonferroni correction استفاده شد (05/0=α). يافتهها: پيش از پرسلنگذاري، گروه WMC داراي بيشترين تطابق لبهاي بود؛ اگرچه در مقايسه با گروه CC كه در ردهي دوم قرار گرفت تفاوت معناداري نداشت. همچنين كمترين ميزان تطابق لبهاي و كاسپي در گروه HMM. كمترين ميزان تطابق آگزيال در گروه CC، و كمترين ميزان تطابق فوسا به طور مشترك در گروههاي HMM و SMM ديده شد. پس از پرسلنگذاري، گروههاي مختلف از نظر ميزان تطابق لبهاي، بدين ترتيب قرار گرفتند: CC = SMM < HMM. ميزان تطابق آگزيال در ميان گروهها مشابه بود. همچنين كمترين ميزان تطابق كاسپي در گروه HMM و كمترين ميزان تطابق فوسا به طور مشترك در گروههاي HMM و SMM ديده شد. مقايسهي مقادير اندازهگيري شدهي گپ لبهاي و داخلي در گروههاي مختلف پيش و پس از قراردهي پرسلن، نشانگر افزايش گپ لبهاي و داخلي رستوريشنها در اثر پرسلنگذاري ميباشد (001/0p<). نتيجهگيري: با توجه به يافتهها ميتوان نتيجه گرفت: 1. در ميان روشهاي كاملا ديجيتال، به طور كلي روش SMM تطابق بهتري را در مقايسه با روش HMM و مشابه روشهاي كانونشنال و نيمه ديجيتال از خود نشان داد، و 2. مقدار گپ لبهاي و داخلي در تمام گروهها پس از قراردهي پرسلن افزايش پيدا كرد.
  • شماره ركورد
    220900
  • دانشگاه
    علومپزشكي گيلان