عنوان
ارزيابي سه بعدي مكان هاي دهنده استخوان در ماگزيلا و منديبل بر اساس تصاوير توموگرافي كامپيوتري با دسته اشعه مخروطي و استفاده از نرم افزار Mimics
محل تحصيل
دانشكده دندانپزشكي رشت
چكيده
سابقه و هدف: با توجه به افزايش كاربرد ايمپلنت هاي دنداني، و اهميت ساپورت استخوان آلوئولار، مكان هاي قابل اتكا براي برداشت پيوند استخوان اتوژن بسيار مهم و ضروري است. پيوند استخوان يك روش جراحي است كه براي از بين بردن فضاي از بين رفته، حفظ كانتور ناحيه، و بهبود بافت نرم و ترميم استخوان انجام مي شود. ارزيابي سه بعدي محل هاي دهنده استخوان (donor site) اين امكان را فراهم مي كند كه ديد و نگرش دقيق تر و مناسبتري نسبت به محل برداشت گرفت(graft) و انجام جراحي داشته باشند. هدف از انجام اين مطالعه ارزيابي سه بعدي استخوان در مكان هاي دهنده استخوان در ماگزيلا و منديبل براي برداشت گرفت استخواني اتوژن بر اساس تصاوير توموگرافي كامپيوتري با دسته اشعه مخروطي (CBCT) و استفاده از نرم افزار Mimics است.
مواد و روشها: : اين مطالعه توصيفي مقطعي بر روي 80 اسكن CBCT بزرگسالان مراجعه كننده بخش راديولوژي دهان و فك و صورت دانشكده دندانپزشكي گيلان از سال 1395 تا 1400 انجام شده است. اندازه ميدان ديد و تنظيمات دستگاه با توجه به محل مورد نظر و دليل مراجعه بيماران تعيين گرديده است. اسكن هاي CBCT با كيفيت مناسب (در فرمت DICOM) از افراد بالاي 18 سال در اين مطالعه وارد شدند. بيماران بي دندان, با سابقه جراحي گرفت , شكستگي فك , اگزوستوزهاي داخل دهاني و پاتولوژي هايي مانند كيست يا تومور فك بالا و پايين و بيماريهايي كه بر تراكم استخوان فك تأثير ميگذارند از مطالعه حذف شدند. اطلاعات به دست آمده در فرمت DICOM به نرم افزارMimics (Mimics medical 21.0 , Materialise ,Belguim) وارد شدند. از فايل هاي فرمت DICOM در نرم افزار بر اساس واحد هانسفيلد Hounsfield unit (HU) براي هر بيمار يك ماسك (MASK) فك بالا و فك پايين بر اساس استخوانهاي كورتيكال و اسفنجي ايجاد شد و سپس مدل هاي سه بعدي بازسازي شدند. مرزهاي (Boundary) محل هاي دهنده مد نظر پيوند استخوان اين مطالعه شامل سمفيز منديبل, راموس منديبل, كورونوئيد منديبل, باترس زايگوما و توبروزيته ماگزيلا روي مدل هاي سه بعدي فك بالا و پايين مشخص شدند و استئوتومي مجازي بر روي مدل سه بعدي جهت جداسازي نواحي مد نظر به عنوان پيوند استخوان ,صورت گرفت و پس از ايزوله كردن ناحيه پيوند به دست آمده از ساير نواحي استخواني ,حجم و ابعاد آن شامل طول و عرض و ضخامت به صورت سه بعدي با استفاده از نرم افزار Mimics اندازه گيري شد. . در آناليز آماري نرمال بودن توزيع داده ها توسط آزمون Kolmogorov-Smirnov و تساوي واريانس ها توسط آزمون Levene بررسي شدند و به منظور مقايسه ميانگين هاي دو گروه از آزمون تي (مان ويتني) و در چند گروه آزمون آناليز واريانس يكطرفه (يا آزمون كروسكال واليس) استفاده شد. تمامي تجزيه و تحليلهاي آماري در محيط نرمافزار SPSS نسخه 24 انجام شد و سطح معناداري برابر با 5 درصد در نظر گرفته ميشود.
يافتهها: در مقايسه ميانگين حجم محل هاي دهنده با استفاده از آزمون Tukey HSD بيشترين اختلاف بين راموس و توبروزيته (P<0.001) مشاهده شد با بيشترين ميانگين حجم در سمفيز به مقدار 1753.54 ميليمتر مكعب و كمترين در توبروزيته به مقدار 84.99 ميليمتر مكعب. در مقايسه ميانگين طول بيشترين اختلاف بين سمفيز و توبروزيته (P<0.001),در مقايسه ميانگين عرض بيشترين اختلاف بين كرونوئيد و توبروزيته (P<0.001) و مقايسه ميانگين ضخامت بيشترين اختلاف بين سمفيز و باترس مشاهده شد (P<0.001).در مقايسه حجم, طول, عرض و ضخامت محل هاي دهنده بين مردان و زنان با استفاده از آزمون تي دو نمونه اي مستقل در باترس تفاوت معناداري مشاهده نشد. در توبروزيته حجم به صورت معنادار در مردان بيشتر بود(P<0.02) در سمفيز فقط ضخامت تفاوت معناداري نداشت و طول و عرض و حجم در مردان بيشتر بود. در راموس ضخامت به طور معنادار در مردان بيشتر بود (P<0.03). و در كرونوئيد ضخامت و حجم هر دو به طور معنادار در مردان بيشتر بود.
نتيجهگيري: ميانگين حجم قابل برداشت محل هاي دهنده استخواني داخل دهاني به ترتيب سمفيز, راموس, كرونوئيد,باترس و توبروزيته بود. بيشترين طول در سمفيز و بيشترين عرض در كرونوئيد, كمترين طول و عرض در توبروزيته, بيشترين ضخامت در ناحيه سمفيز و كمترين ضخامت در ناحيه باترس زايگوما مشاهده شد. در مقايسه بين مردان و زنان مي توان دريافت كه در برداشت استخوان از ناحيه راموس و كورونوئيد توجه به تفاوت ضخامت و در نواحي توبروزيته، سمفيز و كورونوئيد توجه به تفاوت حجم استخوان قابل برداشت مبتني بر جنسيت حايز اهميت است.
كليدواژه ها: توموگرافي كامپيوتري با دسته اشعه مخروطي , پيوند استخوان آلوئول , تصوير سه بعدي.
شماره ركورد
220883
دانشگاه
گيلان