• عنوان

    تاثير دما، تراكم شكار و شكارگر روي كارايي Coenosia attenuata در كنترل سفيدبالك گلخانه Trialeurodes vaporariorum

  • نويسنده اصلي

    رضائي، ابوالفضل

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    كشاورزي
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    مگس شكارگر سنوزيا Coenosia attenuata (Diptera: Muscidae) يك شكار¬گرعمومي است كه مي¬تواند ازآفات مهمي مانند سفيدبالك¬ها تغذيه كند. اين مگس به دليل سازگاري به زندگي در محيط¬هاي گرم گلخانه¬اي، و هم¬چنين دارا بودن رفتار شكارگري قوي، به¬ عنوان يك عامل كنترل بيولوژيكي روي سفيدبالك گلخانه در محصولات گلخانه¬اي مورد توجه روز افزون قرار گرفته است. سفيدبالك گلخانه با نام علمي(Hemiptera: Aleurodidae) Trialeurodes vaporariorum به عنوان آفتي با خسارت اقتصادي بالا و با دامنه ميزباني وسيع روي محصولات گلخانه¬اي در دنيا شناخته شده است. از آنجاييكه عملكرد عوامل كنترل بيولوژيك تحت تاثير شرايط محيطي قرار مي¬گيرد، در اين پژوهش تاثير دماي محيط، تراكم آفت هدف و هم¬چنين تاثير حضور هم¬گونه بر زنده¬ماني و قدرت شكارگري مگس سنوزيا بررسي شد. براي اين منظور زنده¬ماني و قدرت شكارگري مگس در دماهاي 25، 30، 35، 40 و 45 درجه سلسيوس روي سفيدبالك گلخانه محاسبه شد. هم¬چنين واكنش تابعي مگس شكارگر به تراكم¬هاي 5، 10، 15 و 20 سفيدبالك گلخانه در دماهاي مختلف مطالعه شد. تاثير حضور هم¬گونه با ايجاد تراكم¬هاي 2، 3 و 4 مگس شكارگر در واحد آزمايش بر زنده¬ماني و ميزان شكار آن¬ها بررسي شد. با توجه به تخم¬ريزي اين مگس در خاك، تاثير ميزان رطوبت (50، 70 و 90 درصد) و تركيب بستر (3 بستر) روي تخم¬ريزي مگس سنوزيا ارزيابي شد. بسترهاي مورد بررسي 80% كود مرغي و 20% كاه، 80% كود دامي و 20% سبوس، 70% خاك و 20% كود مرغي و 10% بقاياي گياهي بود. نتايج ما نشان داد كه دما تاثير معني داري بر زنده¬ماني و ميزان شكارگري مگس سنوزيا مي¬گذارد بطوريكه بالاترين (75 درصد) و پايين¬ترين (15 درصد) درصد تلفات مگس سنوزيا به ترتيب در دماهاي c45ₒ و c30ₒ ديده شد. بيشترين (15/6 عدد) و كمترين (15/1 عدد) ميزان شكار سفيدبالك به ازاي هر مگس در دماهاي c35ₒ و c45ₒ ثبت شد. نتايج واكنش تابعي مگس سنوزيا به تراكم¬هاي مختلف سفيدبالك گلخانه نشان داد كه در تمام دماها واكنش تابعي از نوع دوم بود و دماي محيط نمي¬تواند نوع واكنش شكارگر به تراكم شكار را تحت تاثير قرار دهد. حضور هم¬گونه به طور معني¬داري بر زنده¬ماني و ميزان شكار مگس سنوزيا تاثير گذاشت بطوريكه حضور چهار مگس ماده در كنار هم بيشترين درصد تلفات (25/71 %) و كمترين ميزان شكار (28/1 عدد) به ازاي هر مگس ماده را نشان داد. بالاترين درصد زنده¬ماني (36 %) و بيشترين ميزان شكار (03/4 عدد) به ازاي يك مگس ماده زماني مشاهده شد كه يك مگس شكارگر در هر واحد آزمايش قرار داشت. داده¬هاي ترجيح بستر تخم¬ريزي مگس سنوزيا نشان داد كه بالاترين ميزان تخم¬ريزي در بستري با رطوبت 70% انجام شد و بستر حاوي 80% كود دامي و 20% سبوس مناسب¬ترين بستر براي تخم¬ريزي مگس سنوزيا است. نتايج اين تحقيق كه نشان دهنده¬ي تاثير معني¬دار دما، تراكم شكار و حضور هم¬گونه بر زنده¬ماني و قدرت شكارگري مگس سنوزيا است و هم¬چنين بستر مورد ترجيح براي تخم¬گذاري اين مگس را تعيين مي¬كند مي¬تواند به شناخت هرچه بيشتر شرايط و چگونگي استفاده بهينه و كارآمد از اين عامل كنترل بيولوژيك در كشت¬هاي گلخانه¬اي منجر شود.
  • شماره ركورد
    219739
  • گرايش رشته تحصيلي
    گياهپزشكي
  • دانشكده
    مهندسي كشاورزي
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان