عنوان
تخمين زمينه ژئوشميايي واحد هاي سنگي و رسوبات آبراهه اي با استفاده از نسبت تحويل رسوب در منطقه فشارك
نويسنده اصلي
رضايي جهدكن، مريم
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
مهندسي معدن
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
روش تجزيهوتحليل رسوبات آبراههاي بر اساس روش حوضه آبريز نمونه، يكي از روشهاي مؤثر در اكتشاف معدني بوده كه توجه زمين شناسان را بهمنظور پيدايش نواحي كاني زايي شده با اميد اكتشاف نهشتههاي آنومال قابل معدن كاري در مراحل بعدي به خود جذب كردهاست. درتحليل ژئوشيميايي دادههاي رسوبات آبراههاي مجموعهاي از عوامل زمينشناسي،ژئومورفولوژيكي، هيدرولوژيكي و رسوبشناسي در محتوي ژئوشيميايي رسوبات آبراههاي نقش تعيينكننده دارند. در حوزهي اكتشافات ژئوشيميايي در محيطهاي سوپرژن، مفاهيم بسياري مثل زمينه ژئوشيميايي واحدهاي سنگي در يك حوضه و نيز زمينه ژئوشيميايي كل حوضه، رقيقشدگي،آنوماليهايژئوشيميايي، فرسايش، عوامل ژئوموفولوژيكي (شيب، چگالي، پستيوبلندي و مساحت)، موقعيت واحدهاي سنگي نسبت به نقاط نمونهبرداري و مساحت واقعي حوضه با توجه به شيب و توپوگرافي حوضه، در روابط بهدرستي تبيين نشدهاند پاياننامه پيش رو با آگاهي از اين كاستيها در مطالعات ژئوشيمي اكتشافي سعي دارد در راستاي بهبود و توسعهي روشهاي تفسير ژئوشيميايي دادههاي رسوبات آبراههاي گام بردارد. بر اين مبنا يك مطالعه موردي شامل منطقهاي از برگهي زمينشناسي 1:100000 كوهپايه انتخاب گرديد. در منطقه فشارك (بخشي از برگه زمينشناسي كوهپايه)، از دادههاي ژئوشيميايي رسوبات آبراههاي و دادههاي نمونههاي سنگي بالادست استفادهشده است.
مسئله مطرحشده در اين پاياننامه، بهبود تخمين مقدار زمينه واحدهاي سنگي و ژئوشيميايي در منطقه فشارك است؛ كه در اين راستا اقدام به در نظر گرفتن نقش عوامل ژئوموفولوژيكي و نسبت تحويل رسوب به همراه طول آبراهه در تخمين مقدار زمينه ژئوشيمي سنگهاي بالادست در حوضههاي آبريز آنها شد. به اين منظور شاخص طول آبراههاي (Lij)، شيب (Slop)، چگالي حوزه زهكشي (Dd)، نسبت پستيوبلندي به طول (R/L) و درنهايت نسبت تحويل رسوب (SDR)، براي هر واحد سنگي موجود در حوضه موردنظر محاسبه گرديد. معادله ميانگين وزندار غلظتهاي تك عنصري بهمنظور تخمين غلظت زمينه ژئوشيميايي عناصر در شش حالت با در نظر گرفتن متغير مستقل مساحت (Xij) و طول آبراهه (Lij) حل شد. براي مقايسه نتايج، دو رويكرد مختلف در نظر گرفته شد. اول مقايسهاي بين زمينه ژئوشيميايي و زمينه واحدهاي ليتولوژي بهدستآمده از روابط جديد و موجود در هر نمونه با نمونه متناظر آن در مجموعه داده واقعي براي هر عنصر انجام شد. دوم، توزيع پراكندگي زمينه ژئوشيميايي تمامي دادههاي بهدستآمده از روابط جديد و موجود براي هر عنصر با دادههاي واقعي مقايسه شد. از نتايج بهدستآمده از هر دو روش مشخص گرديد كه عوامل ژئوموفولوژيكي به همراه طول آبراهه نقش مهمي در رقيقشدگي پاييندست رسوبات ناشي از نواحي كاني سازي شده دارد؛ كه در رابطه كلي (Sij=RR.Dd.Slop.Xij/Lij) نسبت به روابط ديگر نتايج تخميني زمينه واحدهاي سنگي در عناصر (Ag,As,Ce,Co,La,Th,Ti,Yb,Zn) به مقدار تخميني واقعي نزديكتر بوده است. همچنين در فاكتور (Sij) مقدار تخميني زمينه ژئوشيميايي در اكثر عناصر نسبت به فاكتورهاي ديگر به مقدار مشاهدهشده در خروجي حوضه نزديكتر بوده است.
شماره ركورد
218648
گرايش رشته تحصيلي
اكتشاف
دانشكده
مهندسي معدن
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان