• عنوان

    بررسي ارتباط بين طول مدت اقامت در بخش تروما با پيامدهاي باليني بيماران ضربه سر پذيرش شده در بخش ICU مركزآموزشي – درماني پورسينا در رشت98-1397

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    ك رابطه پيچيده بين طول مدت اقامت در بخش اورژانس و نتايج باليني بيماران در بخشICUوجود دارد؛ لذا اين پژوهش با هدف بررسي ارتباط بين طول مدت اقامت در بخش اورژانس تروما با پيامدهاي باليني بيماران ضربه سر پذيرش شده در بخش ICU مركز آموزشي – درماني پورسينا در رشت انجام شد. مواد و روش ها : مطالعه مقطعي-تحليلي گذشته نگر حاضر با استفاده از اطلاعات پرونده الكترونيكي بيماران ترومايي ضربه به سر پذيرش شده از بخش اورژانس تروما در بخشICU بيمارستان پورسينا شهر رشت كه طي تاريخ هاي 1/1/90 تا 31/1/98 به اين مركز مراجعه كرده بودند انجام شد. اطلاعات فردي و باليني بيماران و همچنين پيامد هاي باليني به دو صورت اوليه وثانويه تعداد 277 بيمار از پرونده استخراج شده و سپس با مدت اقامت در بخش اورژانس تروما سنجيده شد. اطلاعات وارد نرم افزار spss نسخه21 گرديد . بيماران به دو گروه با اقامت كمتر از ميانگين(كوتاه مدت) و بالاتر از ميانگين(بلند مدت) تقسيم شدند. به دليل عدم نرماليته توزيع متغيرهاي كمي(طول مدت اقامت در بخش اورژانس تروما) از آزمون من ويتني يو تست و كروسكال واليس تست و ضريب همبستگي اسپيرمن و مدل رگرسيون خطي ساده و ضريب R2 ( ضريب تعيين ) استفاده شد. سطح معني داري آزمون ها با P<0/05 در نظر گرفته شد. جهت ارتباط پيامدهاي باليني اوليه و ثانويه با طول مدت اقامت در بخش اورژانس تروما از مدل رگرسيون لجستيك چندگانه و رگرسيون خطي استفاده شد. نتايج : ميانگين و انحراف معيار طول مدت اقامت بر حسب ساعت در بخش اورژانس تروما برابر با6/57±1/40 بود. 9/69 درصد از بيماران (191 بيمار) به صورت كوتاه مدت(كمتر از ميانگين ) و 30 درصد ازنمونه ها (82 نفر )به صورت طولاني مدت(بيشتر از ميانگين ) در بخش اورژانس تروما اقامت داشتند. ميانگين و ميانه مدت اقامت در بخش اورژانس تروما در بيماران با پيامد باليني اوليه(9/65 ± 5/45 با ميانه 6/17) نسبت به بيماران بدون پيامد باليني اوليه (41/36 ± 3/30با ميانه 6/14) بيشتر بوده و اين اختلاف از لحاظ آماري بر اساس آزمون من ويتني معني دار بود . از طرفي درصد بروز پيامد باليني اوليه در بيماران با اقامت طولاني مدت در بخش اورژانس تروما (1/67 %) نسبت به بيماران با طول مدت اقامت كوتاه مدت (4/63 %) بيشتر بوده است اما اين اختلاف از لحاظ آماري معني دارنيست. ( 556/0( P= طول مدت اينتوبه بودن در بيماراني كه طول مدت اقامت كوتاهي در بخش اورژانس تروما داشتند از ميانگين وميانه كمتري نسبت به بيماراني كه طول مدت اقامت طولاني داشتند؛ برخوردار بوده است. (P=0/004 )( ميانگين و انحراف معيار240 ± 205ساعت و ميانه 176 در مقابل 284 ± 178/4ساعت با ميانه 234 ). همچنين بيماراني كه مدت كوتاه تر ي در بخش اورژانس تروما اقامت داشته اند از طول مدت بستري كمتري در بيمارستان برخوردار بودند(P=0/001). طول مدت اقامت در بخش اورژانس تروما با طول مدت اقامت در بخش ICU ارتباط معني داري نداشت. پس از كنترل متغيرهاي فردي و باليني در آناليز چندگانه همچنان طول مدت اقامت در بخش اورژانس تروما به عنوان يك متغير مرتبط با بروز پيامدهاي باليني اوليه ( P=0/018) , طول مدت بستري در بيمارستان (p= 0/001) و همچنين افزايش طول مدت اينتوبه بودن بيماران تلقي گرديد . (p<0/001) نتيجه گيري نهايي : در مطالعه ما بيماران با پيامدهاي باليني نسبت به بيماران بدون پيامد طول مدت اقامت طولاني تري در بخش اورژانس تروما داشتند لذا اجراي مداخلات اثر بخش تر در حفظ ايمني و سلامت بيماران از جمله اقدامات پيشنهادي است. كليد واژه ها: ضربه مغزي - جمجمه اي ، بيماران بستري، عوارض، مدت اقامت ، بخش مراقبت هاي ويژه .
  • شماره ركورد
    217593
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشكي گيلان