• عنوان

    مقايسه تاثير قطره اينترفرون آلفا2b b)2 (IFN-αبا ميتومايسين c حين عمل در عود جراحي ناخنك به روش پيوند ملتحمه¬اي، يك مطالعه كارآزمايي باليني تصادفي شده

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    مقدمه: عود ناخنك به دنبال جراحي يك عارضه شايع است. فرآيندهاي التهابي در عود ناخنك نقش دارند. اينترفرون آلفا يك عامل ضدالتهاب، ضدآنژيوژنز و ضدنئوپلازي با مكانسيم¬هاي متعدد سلولي مي¬باشد. كاربرد موفق قطره اينترفرون آلفا2b در درمان نئوپلازي¬هاي سطح چشم و هم¬چنين بررسي¬هاي بسيار محدودي كه در خصوص كاربرد آن در جلوگيري از عود ناخنك انجام شده است، ما را بر آن داشت كه تاثير اين قطره را در جلوگيري از عود ناخنك در يك مطالعه كارآزمايي باليني بررسي كنيم. هدف ما ارزيابي ميزان كارايي قطره چشمي اينترفرون آلفا2b بعد از عمل در مقايسه با ميتومايسين c حين عمل بر كاهش ميزان التهاب، عود و عوارض جراحي ناخنك مي-باشد. مواد و روش¬ها: اين كارآزمايي باليني تصادفي آينده نگر بر روي بيماران مراجعه¬كننده به بخش چشم بيمارستان اميرالومنين رشت در ايران كه كانديد جراحي ناخنك بودند، انجام شد. در مجموع 75 بيمار از آذر 1399 تا دي ماه 1400 وارد مطالعه شدند كه از اين تعداد 64 بيمار (64 چشم) براساس معيارهاي ورود، بررسي و مورد آناليز قرار گرفتند. سپس بيماران به طور تصادفي به دو گروه اول (دريافت كننده ميتومايسين C حين عمل( (32 نفر) و گروه دوم (دريافت كننده اينترفرون آلفا2b بعد از عمل) (32 نفر) به روش يك سويه كور تقسيم شدند. همه بيماران تحت عمل جراحي ناخنك با استفاده از روش فلپ روتيشنال ملتحمه¬اي قرارگرفتند. فقط در گروه اول از ميتومايسين c حين عمل استفاده شد. بيماران در روزهاي اول، سوم و هفتم و همچنين ماه¬هاي اول، سوم و ششم بعد از عمل مورد معاينه قرار گرفتند. مشاهدات باليني شامل بهترين ديد اصلاح شده، فشار داخل چشم، التهاب باليني، عوارض جراحي و عود براي هر بيمار ثبت گرديد. داده¬ها در نرم افزار SPSS نسخه26 وارد گرديد و آناليز متغيرهاي كمي و كيفي با استفاده از آزمون شاپيرو- ويلك (Shapiro-Wilk) و آزمون كاي دو Chi-square و تست دقيق فيشر (fishers exact test) انجام گرديد. نتايج: براساس نتايج، بيماران شامل 42 مرد (6/65%) و 22 زن (3/34%) بودند. ميانگين سني بيماران 7/11±4/56 سال بود. دو گروه مورد مطالعه از نظر سن، جنس تفاوت معناداري نداشتند. از نظر گريد ناخنك به ترتيب 8 (5/12%)، 25 (06/39%) و 31 (44/48%) چشم، به ترتيب در گريد 1، 2 و 3 قرار گرفتند. ميانگين اندازه ناخنك 7/0±6/3 ميلي¬متر بود.گريد و اندازه ناخنك، در دو گروه توزيع يكسان داشت و تفاوت معناداري يافت نشد. ميزان التهاب باليني در ماه اول و سوم بعد از عمل از نظر آماري بين دو گروه تفاوت معناداري نداشت. در مطالعه حاضر، اختلاف معني داري از نظر عوارض بين دو گروه بدست نيامد (999/0p=). هم¬چنين عارضه جدي مشاهده نشد. ميزان عود در گروه اول (ميتومايسين c) 4/9% (3 چشم) و در گروه دوم (اينترفرون آلفا2b) 0% (بدون عود) بدست آمد. با وجود اين اختلاف 4/9 درصدي به لحاظ آماري نتايج معني¬دار نبود (119/0 p=). نتيجه¬گيري: در مطالعه حاضر، با وجود اين¬كه ميزان عود در گروه قطره اينترفرون آلفا 2b صفر و واضحا كمتر از گروه ميتومايسين C بوده است ولي اختلاف آماري معني¬داري را در جلوگيري از عود ناخنك در مقايسه با گروه ميتومايسين C نشان نداد. اين تحقيق نشان مي¬دهد كه قطره اينترفرون آلفا-2b بعد از عمل مي¬تواند با تاثير قابل مقايسه و حتي موثرتر از ميتومايسين c حين عمل در جلوگيري از عود ناخنك كارايي داشته باشد. واژه¬هاي كليدي: ناخنك، اينترفرون آلفا، عود، التهاب، ميتومايسينc
  • شماره ركورد
    217241
  • دانشگاه
    گيلان