• عنوان

    بررسي ويژگي¬هاي اپيدميولوژيك و باليني بيماران قلبي مراجعه كننده به مركز بازتواني قلبي رشت طي سال 1400-1399

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    مقدمه:از سال 98 واحد بازتواني قلبي واقع در بخش خصوصي به طور منظم خدمات بازتواني قلبي را طبق دستورالعمل هاي توانبخشي به بيماران قلبي ارائه مي دهد. با هدف شناسايي بهتر گروه هدف و برنامه ريزي بهتر براي ارائه خدمات و همچنين توصيف ميزان استفاده از برنامه مداخله غيرتهاجمي بازتواني قلبي و دلائل عدم استفاده بيماران، در اين مطالعه ويژگي هاي اپيدميولوژيك و باليني افراد ارجاع شده به بخش بازتواني طي بازه زماني يك ساله گزارش داده شد. روش اجرا: جامعه ي مورد مطالعه در اين پژوهش بيماران ارجاع داده شده به مركز بازتواني قلب طي سال 1400- 1399 بود. اطلاعات مورد نياز از پرونده بيماران بر اساس چك ليست طراحي شده، استخراج شد. فشارخون، وزن و قد بيماران اندازه گيري شد.اطلاعات اوليه شامل سن، جنس، تحصيلات، محل زندگي، مصرف سيگار و داشتن/نداشتن بيمه تكميلي ثبت شد. تشخيص اوليه و نوع درمان، اندازه هاي انتروپومتريك، سوابق بيماري بر اساس خودگزارش دهي و مصرف دارو، اطلاعات آزمايشگاهي از آخرين آزمايشات بيمار مربوط به سه ماه گذشته استفاده شد. كليه اطلاعات پس از بررسي كيفي وارد نرم افزار spss شد. كليه فاكتورهاي مربوط به وضعيت سلامت دموگرافيك، انتروپومتريك، افسردگي اضطراب و نمره اميد ميلر و وضعيت كنترل بودن ريسك فاكتورها به صورت فراواني و درصد فراواني و يا ميانگين و انحراف معيار گزارش شد. يافته ها: در مجموع 250 بيمار قلبي وارد مطالعه شدند، كه از اين تعداد 150 بيمار وارد برنامه هاي بازتواني قلبي شدند و 100 نفر در برنامه شركت نكردند كه بر اين اساس درصد مشاركت بيماران در بازتواني قلبي60% بود كه مردان سهم بيشتري داشتند .ميانگين سني بيماران در هر دو گروه مشابه بود.95% از بيماران شركت كننده در بازتواني قلبي ساكن شهر بودند، درحاليكه 63% از افراد غيرشركت كننده ساكن روستا بودند.47%از بيماران شركت كننده تحصيلات ديپلم و دانشگاهي داشتند در حاليكه تنها 14% از بيماران غير شركت كننده تحصيلات مشابه داشتند و 86% از اين بيماران زير ديپلم بودند. هچنين، بيش از 95% از افراد شركت كننده بيمه تكميلي داشتند، در حاليكه تنها 37% از بيماران قلبي كه در برنامه بازتواني شركت نكردند بيمه تكميلي داشتند. بيش از 50% از افراد هر دو گروه سابقه ابتلا به ديابت، فشار خون وسابقه خانوادگي بيماري قلبي داشتند. همچنين بيش از 80 % از هر دو گروه بيماران از نظر شاخص توده بدني در محدوده ي اضافه وزن و چاق قرارگرفتند. از نظر فاكتورهاي روانشناسي حدود يك سوم افراد مورد مطالعه اختلال افسردگي و اضطراب متوسط و شديد داشتند كه در زنان بيشتر از مردان بود و تنها 23% از بيماران سطح اميد به زندگيشان در محدوده ي خوب بود. سطح قند خون ناشتا در 17% از بيماران قلبي در سطح پره ديابت بود. 39% از بيماران ديابتي قند خون كنترل نشده داشتند. بيش از 80% از بيماران LDL بالا داشتند و36% از بيماران نيز فشارخون كنترل نشده داشتند. در رابطه با دلائل عدم شركت بيماران در بازتواني قلبي59% بيماران نداشتن بيمه تكميلي، 10% عدم توان پرداخت سهم بيمار، حدود 20% مسافت زياد محل زندگي تا مركز بازتواني و 11% نداشتن همراه را علت عدم شركت خود ذكر كردند. همچنين دوري راه و هزينه بالا سهم بيمار در زنان به نسبت مردان سهم بيشتري داشت نتيجه گيري: در مجموع با توجه به نتايج به دست آمده در اين مطالعه درصد مشاركت بيماران در برنامه برنامه بازتواني قلبي 60% بود و عواملي چون جنس، محل زندگي، تحصيلات و داشتن بيمه تكميلي در ميزان مشاركت بيماران موثر بود. در حدود نيمي از بيماران ريسك فاكتور هاي قلبي از جمله ديابت، فشارخون بالا، هايپرليپيدمي و چاقي وجود داشت كه هايپرليپيدمي و چاقي به نسبت ساير ريسك فاكتورها كم ترين ميزان كنترل را داشتند. همچنين درصد قابل توجهي از بيماران قلبي درجاتي از اختلالات اضطراب و افسردگي داشتد و مهم ترين دلائل عدم شركت دربازتواني قلبي نداشتن بيمه تكميلي و دوري راه بود.
  • شماره ركورد
    216440
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان