• عنوان

    ارتباط تغييرات كاربري اراضي و كميت و كيفيت منابع آب شرق اصفهان در محدوده دشت سيلابي زاينده‌رود

  • نويسنده اصلي

    جعفرپيشه، مرجان

  • محل تحصيل
    اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
  • رشته تحصيلي
    منابع طبيعي
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • چكيده
    تغيير الگوهاي كاربري زمين از اهميت زيادي در مطالعات محيط‌زيست برخوردار بوده و براي تصميم‌گيري در زمينه استفاده از زمين حياتي است. بنابراين، درك رابطه بين الگوي كاربري زمين و پوشش اراضي و محرك‌هاي آن در يك منطقه براي شروع برنامه‌ريزي خاص و تصميمات مديريتي مهم است. تصاوير سنجش از دور حاوي اطلاعات طيفي غني هستند كه همواره داده‌هاي مهمي در زمينه تحقيقات تغييرات كاربري اراضي بوده است. اين مطالعه باهدف بررسي ارتباط بين تغييرات كاربري اراضي با تمركز بر اراضي كشاورزي با كميت و كيفيت منابع آب سطحي و زيرزميني و شاخص‌هاي خشكسالي در بازه 6 حوضه گاوخوني (شرق اصفهان) انجام شد. براي اين منظور با استفاده از سامانه گوگل ارث انجين تصاوير منطقه در 30 ساله اخير با سه روش ماشين بردار پشتيبان، جنگل تصادفي و تقويت درخت گراديان طبقه‌بندي شد. با استفاده از صحت نقشه و ضرايب كاپا بهترين روش طبقه‌بندي، روش ماشين بردار پشتيبان بود، كه نشان داد بيشترين اراضي كشاورزي مربوط به سال 1375 به ميزان 52/71454 هكتار و كم‌ترين آن، 07/26894 مربوط به سال 1397 مي‌باشد. سطح زير كشت در سال‌هاي 1370 تا 1378، بين 50000 هكتار و 71000 هكتار بوده‌است اما از سال 1379 به بعد نوسانات زيادي را شامل شده است. كاربري شوره‌زار در سال‌هاي اخير افزايش داشته است. همچنين مرز سيلابدشت رودخانه زاينده‌رود با مساحت 10189 هكتار نيز از سازمان آب منطقه استان اصفهان اخذ شد و مورد بررسي قرار گرفت. بيشترين مساحت بدست آمده از طبقه‌بندي در سيلابدشت مربوط به كاربري كشاورزي، سپس پوشش آب و پوشش گياهان تالابي و شوره‌زار بود. بيشترين ميزان كشاورزي محدوده سيلابدشت در سال 1377 و به ميزان 3224 هكتار وكمترين در سال 1393 به ميزان 763 هكتار ثبت شد.در مرحله بعد داده‌هاي كميت و كيفيت آب‌هاي سطحي و زيرزميني بر اساس آمار و اطلاعات ايستگاه‌هاي هيدرومتري و چاه‌هاي مشاهده‌اي موجود در منطقه از سازمان آب منطقه‌اي استان اصفهان بدست آمد و متوسط دبي ايستگاه‌هاي هيدرومتري، تراز چاه‌هاي مشاهده‌اي، شاخص‌هاي كيفيت منابع آب سطحي (IRWQISC) و زيرزميني ايران (IRWQIGC) به‌صورت سالانه محاسبه شد. داده‌هاي ماهانه دبي ايستگاه‌هاي هيدرومتري و بارش و دماي ايستگاه‌هاي هواشناسي داخل و خارج منطقه نيز براي محاسبه شاخص خشكسالي هيدرولوژيك و هواشناسي مورد استفاده قرار گرفت. نتايج حاصل از محاسبه ضريب همبستگي اسپيرمن بين سطح زير كشت كشاورزي و عوامل محيطي فوق نشان داد بيشترين ضريب همبستگي مثبت معني‌دار ( 8/0= r، 05/0p<) بين سطح زير كشت و دبي ايستگاه هيدرومتري انتهايي بازه (ورزنه) وجود دارد. يعني هر زمان آب وارد منطقه شده و به انتهاي بازه رسيده است كاربري اراضي كشاورزي نيز مساحت بيشتري داشته است. همچنين همبستگي بين شاخص‌هاي خشكسالي و سطح زير كشت ضرايب همبستگي كمتري را نسبت به دبي آب و سطح زير كشت نشان داد كه بدين معني است كه فراواني آب در منطقه بيشترين اثر را بر سطح زير كشت دارد.
  • شماره ركورد
    215818
  • گرايش رشته تحصيلي
    علوم و مهندسي محيط زيست (ارزيابي و آمايش سرزمين)
  • دانشكده
    مهندسي منابع طبيعي
  • دانشگاه
    دانشگاه صنعتي اصفهان
  • استاد مشاور
    محمد نعمتي ورنوسفادراني، مرتضي حقيري
  • استاد داور
    عليرضا سفيانيان، سعيد سلطاني كوپائي
  • استاد راهنما
    سعيد پورمنافي، سيما فاخران