• عنوان

    بررسي عوامل مرتبط با رفتار مسواك زدن در دانش آموزان پايه نهم مدارس شهري دولتي شرق استان گيلان بر اساس الگوي اعتقاد بهداشتي درسال 1401

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    چكيده مقدمه: بيماري هاي دهان و دندان خصوصا پوسيدگي ها و بيماري پريودنتال، از شايع ترين بيماريهاي مردم جهان به شمار ميروند. اين بيماري ها معمولا از سنين نوجواني شروع مي شوند و رعايت بهداشت دهان و دندان طي اين دوران تاثير بسيار زيادي بر كاهش آنها دارد. رايج ترين روش مراقبت از دندان ها مسواك زدن دو بار در روز است. اين مطالعه با هدف تعيين عوامل مرتبط با رفتار مسواك زدن در دانش آموزان پايه نهم مدارس شهري دولتي شرق استان گيلان بر اساس الگوي اعتقاد بهداشتي در سال 1401 صورت گرفت. مواد وروشها:اين مطالعه به صورت مقطعي از نوع توصيفي- تحليلي بوده و نمونه گيري به صورت طبقه بندي تصادفي در دو طبقه مدارس دخترانه و پسرانه بر روي 400 دانش آموز (217 دختر و 183 پسر) پايه نهم مدارس دولتي شهري شش شهرستان در شرق استان گيلان در سال 1401 انجام گرديد. ابزار مورد استفاده پرسشنامه محقق ساخته روا و پايا شامل چهاربخش: مشخصات دموگرافيك، آگاهي، سازه هاي الگوي اعتقاد بهداشتي و رفتار مسواك زدن بود. داده ها در نرم افزار SPSS 23با استفاده از آزمونهاي مربع كاي و ضريب همبستگي خطي پيرسون تحليل شدند. جهت برآورد ارتباط تعديل شده از مدل رگرسيون چند متغيره لجستيك استفاده شد و نسبت شانس (OR) و فاصله اطمينان(CI) 95% محاسبه گرديد. يافته ها: 3/35 درصد دانش آموزان مورد مطالعه حداقل دو بار در روز مسواك مي زدند. سطح آگاهي آنان در حد متوسط بود. رفتار مطلوب با جنسيت و وضعيت اقتصادي اجتماعي خانوار ارتباط معني دار آماري داشت. بين وضعيت رفتار مطلوب مسواك زدن با نمرات آگاهي(15/ or=)، سازه هاي خودكارامدي (25/or=) و منافع درك شده (22/or=) همبستگي خطي مستقيم و ضعيف و بين رفتار با سازه موانع درك شده (24/or=-) همبستگي معكوس و معني دار مشاهده شد. بر اساس تحليل رگرسيون لجستيك با تعديل سن و وضعيت اقتصادي اجتماعي متغيرهاي آگاهي (OR=1.11, 95%CI:1.02-1.21)، خودكارآمدي (OR=1.10, 95%CI: 1.05-1.51) و موانع درك شده (OR=0.97, 95%CI:0.95-0.99)ارتباط مستقل و معني دار با رفتار مطلوب مسواك زدن داشتند. بيشترين درصد راهنماها براي عمل به ترتيب مادر (3/71 درصد)، پدر (5/51درصد)، مراقب بهداشت (34 درصد) و كمترين دوست (5/5 درصد) بود. نتيجه گيري: با توجه به پايين بودن ميزان رفتار مطلوب مسواك زدن در دانش آموزان مورد مطالعه نياز ضروري به آموزش وجود دارد. براي اجراي مداخلات آموزشي در گروه مورد مطالعه، لازم است متغير آگاهي و سازه هاي خودكارآمدي و موانع درك شده مورد توجه قرار گيرند. به علاوه چنين به نظر مي رسد كه عوامل ديگري نيز مي توانند در زمينه رفتار مسواك زدن حداقل دو بار در روز در جامعه مورد مطالعه نقش مهمي داشته باشند كه نيازمند بررسي هاي بيشتر مي باشد. كليد واژه ها: دانش آموزان، الگوي اعتقاد بهداشتي، مسواك زدن، بهداشت دهان، بهداشت دندان
  • شماره ركورد
    215805
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان