عنوان
مقايسه مورتاليتي و موربيديتي جريان گرم و مرطوب نازال كانولا و فشار مثبت مداوم نازال در نوزادان نارس با بيماري غشاي هيالين مراجعه كننده به بيمارستان بعثت در سال 1400
نويسنده اصلي
عثماني، جمال الدين
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
كودكان
چكيده
مقدمه و هدف: سندرم ديسترس تنفسي يا بيماري غشاي هيالين شايعترين بيماري تنفسي در نوزادان نارس است و يكي از مهمترين دلايل مرگ و مير آنها است. اين سندرم بيشتر در نوزادان پره ترم رخ مي دهد و بروز و شدت آن با سن تولد ارتباط معكوسي دارد. در اين مطالعه به مقايسه مورتاليتي و موربيديتي جريان گرم و مرطوب نازال كانولا (HHHFNC) و فشار مثبت مداوم نازال (NCPAP) در نوزادان نارس با سندرم ديسترس تنفسي پرداختيم.
روش كار: در يك مطالعه گذشته نگر، به بررسي 322 نوزاد نارس با سندرم ديسترس تنفسي 28 الي 32 هفته كه نياز به حمايت تنفسي به يكي از روش هاي HHHFNC يا NCPAP داشتند، پرداختيم. اطلاعات دموگرافيك و كلينيكي و پاراكلينيكي را از طريق پرونده نوزادان جمع آوري شد.
يافته ها: از 322 نوزاد مورد بررسي، 195(60%) نوزاد پسر، 127(40%) نوزاد دختر بودند. تعداد 96(59%) مادر روشHHHFNC در مقابل 85(52%) مادر روش NCPAP بيماري زمينه اي داشتند. ميانگين زمان نياز به حمايت تنفسي نوزادان با روش HHHFNC به طور معني داري از روش NCPAP بيشتر بود (p-value:00/0)، بقيه متغيرهاي اعم از BPD(42/0=p-value)، ROP(39/0=p-value)، پنوموتوراكس (18/0=p-value)، خونريزي مغزي (74/0=p-value)، آپنه (17/0=p-value)، خونريزي ريه (82/0=p-value)، مورتاليتي (39/0=p-value)، تعداد دفعات نياز به سورفاكتانت (46/0=p-value) و تعداد دفعات انتوباسيون(17/0=p-value) از لحاظ آماري تفاوت معني داري با هم نداشتند.
نتيجه گيري: اگرچه مورتاليتي و موربيديتي روش HHHFNC بيشتر بود و روش NCPAP جهت حمايت تنفسي ايمن تر بود، ولي از لحاظ آماري تفاوت چشمگيري بين دو روش مذكور وجود ندارد.
كليد واژه ها: RDS، HHHFNC، NCPAP
شماره ركورد
215021
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
كودكان
دانشكده
پزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
سيروس همت پور