عنوان
بررسي وضعيت فعاليت فيزيكي و تغذيه در جمعيت كوهورت گيلان براساس سطح خطر 10 ساله حوادث قلبي عروقي
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: براي ارزيابي و پيش بيني خطر ايجاد حوادث قلبي- عروقي با توجه به فاكتورهاي متفاوت و متعددي نظير جنسيت ، سن ، نژاد ، فشار خون ، ميزان كلسترول خون ، چاقي و سوابق قبلي بيماري در فرد يا خانواده فرد ، ابزارهاي متفاوتي طراحي شده است. در كنار اين ابزارها, سازمان جهاني بهداشت در برنامه كنترل بيماريهاي غير واگيرPEN ابزاري براي خطرسنجي بيماري قلبي پيشنهاد مي كند. با توجه به شيوع بالاي بيماريهاي قلبي عروقي در كشور و اهميت مطالعات اپيدميولوژيك در بررسي عوامل همراه احتمالي , در اين مطالعه به بررسي ارتباط وضعيت تغذيه و فعاليت فيزيكي باخطر حوادث قلبي عروقي بر اساس دو ابزار Framingham و ابزار سازمان بهداشت جهاني در جمعيت كوهورت پرشين گيلان پرداخته مي شود.
روش اجرا: در اين مطالعه افراد بالاي 40 سال وارد مطالعه شدند. معيار خروج سابقه بيماري ايسكميك قلبي، سكته قلبي و يا مصرف داروي قلبي عروقي به تشخيص پزشك معالج خود بود. سپس با استفاده از دوابزار فرامينگهام و سازمان جهاني بهداشت، ميزان خطر 10 ساله حوادث قلبي عروقي براي هر فرد محاسبه شد. براي ارزيابي سطح فعاليت فيزيكي ، از سوالات مربوط به فعاليت فيزيكي پرسشنامه كوهورت استفاده شد. براي ارزيابي وضعيت تغذيه از پرسشنامه بسامد خوراك و و مقايسه دريافتهاي غذايي با هرم غذايي استفاده شد. سپس كليه اطلاعات وارد نرم¬افزار SPSS شد و آناليزهاي آماري انجام و سپس وضعيت فعاليت فيزيكي و تغذيه براساس سطح خطر 10 ساله حوادث قلبي عروقي با استفاده از كاي اسكوئرگزارش شد.
نتايج: در مجموع 9274 نفر وارد آناليز شدند. ميانگين سني 52 سال گزارش شد. فراواني ديابت ، فشارخون بالا و كلسترول بالاي 200 به ترتيب از راست به چپ 5/24 % , 9/43% , 41% گزارش شد كه هر سه ريسك فاكتور در زنان شيوع بيشتري داشت.(P<0.05) . بر اساس ابزار فرامينگهام، 16% از كل جمعيت مورد مطالعه ريسك ده ساله قلبي عروقي بالاي 20% (خطر بالا) داشتند كه مردان سهم بالاتري داشتند. بر اساس ابزار خطر سنجي WHO نيز حدود 17% از كل جمعيت در خطر بالاي حوادت قلبي بودند كه سهم مردان بيشتر از زنان بود. بر اساس معيار Mets ، 22% در گروه فعال طبقه بندي شدند. در BMI>30 شانس ديابت در گروه فعاليت ناكافي بيشتر گزارش شد. در مورد ريسك 10 ساله قلبي، در هر سه گروه BMI شانس خطر ده ساله قلبي عروقي و فشارخون با كاهش سطح فعاليت فيزيكي افزايش مي يابد. در مورد هايپرليپيدمي در BMI زير 30، بين سطح فعاليت بدني و شانس هايپرليپيدمي ارتباط معني داري ديده نشد؛ در حاليكه در افراد با BMI بالاي 30، شانس هايپرليپيدمي با كاهش سطح فعاليت فيزيكي كاهش مي يابد. 49% از مبتلايان به ديابت 6تا 11 واحد نان و غلات مصرف مي كردند. در مورد گروه گوشت و حبوبات، 67% مبتلايان به ديابت و 73% افراد سالم از نظر ديابت، بيش از 3واحد مصرف داشتند. بين مصرف گروه هاي غذايي لبنيات و سبزيجات با ديابت، ارتباط آماري معني داري يافت نشد. فراواني مصرف بيش از 4 واحد ميوه ، 5 واحد سبزيجات و 3واحد گوشت و حبوبات و همچنين لبنيات در افراد سالم از نظر فشارخون بيشتر از افراد مبتلا به فشارخون گزارش شد.در مورد ارتباط سطح كلسترول با وضعيت تغذيه، ارتباط آماري معني داري ديده نشد. فراواني مصرف بيش از 11واحد نان وغلات، 5واحد سبزيجات،4واحد ميوه و 3واحد گوشت و حبوبات در گروه با خطر 10ساله ي بيماري هاي قلبي عروقي كمتر از 20%، بيشتر از افراد پرخطر گزارش شد.
نتيجه¬گيري: بيشتر زنان استان گيلان از لحاظ سطح فعاليت فيزيكي، همانند بسياري از نقاط ديگر جهان، در گروه غيرفعال قرار داشتند. همچنين با ارزيابي خطر 10 ساله ي بيماري هاي قلبي عروقي ، بيشتر افراد پرخطر از لحاظ بيماري هاي قلبي عروقي، درگروه غيرفعال بودند. در بررسي ارتباط بين گروه هاي غذايي با خطر 10 ساله ي بيماري هاي قلبي عروقي، مصرف رژيم غذايي غني از تمام گروه هاي غذايي اصلي(شامل نان وغلات، سبزيجات، ميوه ها، گوشت ها و لبنيات) با كاهش خطر بيماري هاي قلبي عروقي همراهي داشت.
شماره ركورد
214428
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان