• عنوان

    بررسي نقش گيرنده 1 اوركسيني بر شكل¬پذيري سيناپسي و علائم رفتاري افسردگي در مدل استرس ملايم مزمن در موش صحرائي نر

  • محل تحصيل
    رشت
  • چكيده
    : شيوع جهاني افسردگي اساسي در طي سال¬هاي 20017—2007 نزديك 13% افزايش پيدا كرد و تخمين زده مي¬شود كه زندگي بيش از 300 ميليون نفر را در سراسر جهان تحت تاثير قرار مي¬دهد اوركسين¬ در واكنش هاي استرسي، اضطراب، ترس و افسردگي نقش مهمي دارند و تغيير فعاليت هر دو نوع گيرنده اوركسيني باعث تعديل استرس و اضطراب مي¬گردد. اگرچه مطالعات گذشته نقش اوركسين در پاتوفيزيولوژي افسردگي را تاييد مي¬كنند اما نقش دقيق اوركسين هنوز مشخص نيست. در اين مطالعه ما نقش گيرنده¬ي يك اوركسين را بر روي رفتارهاي افسردگي و تغييرات چگالي پروتئين پس¬سيناپسي (PSD-95) در مدل افسردگي استرس ملايم مزمن (CMS) ارزيابي كرديم. مواد و روش¬ها: 54 سر موش صحرايي نر از نژاد ويستار به¬طور تصادفي به 6 گروه تقسيم شدند. كنترل، CMS، SB-334867(SB) حاد، CMS+SB، SB مزمن، CMS+SB. براي القاء CMS موش¬ها به مدت 21 روز تحت استرس¬هاي غير قابل پيش¬بيني قرار گرفتند. تزريق داخل بطني (ICV) SB-334867 (آنتاگونيست انتخابي گيرنده¬ي يك اوركسين) 30 دقيقه قبل از آزمايشهاي رفتاري (حاد) يا روزي يكبار به مدت 14 روز (مزمن) انجام شد. آزمون¬هاي رفتاري فضاي باز (OFT)، آزمون ترجيح سوكروز (SPT) و آزمون شناي اجباري (FST)، مطابق تايم لاين صبح روزهاي اول، يازدهم و بيست و دوم گرفته شد. نهايتا روز بيست سوم ثبت پتانسيل¬هاي ميداني موضعي در ناحيه¬ي قشر پيش¬پيشاني و هيپوكمپ گرفته شد. ميزان بيان PSD به عنوان يك ماركر شكل¬پذيري سيناپسي در هيپوكمپ با وسترن بلات اندازه¬گيري شد. نتايج: موش¬هاي مدل CMS افزايش قابل توجهي در زمان بي¬حركتي FST (P≤0.001) و كاهش ميزان فعاليت حركتي (P≤0.05) و مصرف سوكروز (P≤0.01) را نشان دادند. تزريق مزمن SB منجر به كاهش مدت زمان بي¬حركتي (P≤0.001) و افزايش حركت (P≤0.05) و مصرف سوكروز (P≤0.05) در مقايسه با گروه CMS مي¬شود. تزريق حاد SB تنها بر مدت زمان بي-حركتي (P≤0.01) اثر گذاشت. درمان مزمن SB بيان نسبي PSD-95 قشرپيش¬پيشاني را افزايش داد و منجر به كاهش توان باند فركانسي گاماي پايين و باند فركانسي تتا شد. نتيجه¬گيري: تزريق مزمن SB رفتارهاي افسردگي ناشي از CMS را كاهش مي¬دهد و بيان نسبي PSD-95 را در قشرپيش-پيشاني بهبود مي¬بخشد و منجر به كاهش توان باند فركانسي گاماي پايين و باند فركانسي تتا مي¬شود
  • شماره ركورد
    212749
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان