عنوان
بررسي ظاهر رنگي منسوجات حلقوي پودي و تأثير بافت در حضور رنگزاهاي فلوئورسنت
نويسنده اصلي
كريمي، مريم
محل تحصيل
اصفهان : دانشگاه صنعتي اصفهان
رشته تحصيلي
نساجي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
اين تحقيق به بررسي تأثير بافت حلقوي پودي بر ظاهر رنگي منسوجات رنگرزي شده با رنگزاي فلوئورسنت ميپردازد. ظاهر رنگي يك محصول فاكتور بسيار مهمي است كه به عوامل بسياري مانند نور محيط، پس زمينه، سايز نمونه و مهمتر از همه بافت نمونه وابسته است. با تغيير هريك از اين عوامل ظاهر رنگي نيز دچار تغيير ميشود. رنگزاي مورد استفاده در اين تحقيق رنگزاي كاتيوني فلوئورسنت ميباشد. رنگزاهاي فلوئورسنت گروههاي گوناگوني نظير كومارين، رودامين، آكريدين، زانتان و... دارند. در سال 1971 باير رنگزاي فلوئورسنت را كشف كرد و آن را فلوئورسين ناميد. اين رنگزاها بستر خاصي هستند كه ميتوانند نور با طول موجهاي مشخص از طيف الكترومغناطيس مانند فرابنفش را جذب كرده و آن را در ناحيهي مرئي با طول موج بلندتر منتشر كنند. ويژگي بارز اين رنگزاها درخشندگي زياد آنها ميباشد. به همين دليل اغلب در جاهايي كه نياز به ايمني و امكان ديد بيشتر باشد مورد استفاده قرار ميگيرند. با مرور مطالعات پيشين محققين متوجه اهميت بافت در ظاهر رنگي ميشويم. بافتهاي مختلف اغلب فرمولهاي اختلاف رنگ را تحت تأثير قرار داده و باعث اختلاف در دادههاي رنگي نسبت به نمونههاي بدون بافتار شدهاند. بافت مورد استفاده در اين تحقيق بافت حلقوي پودي ميباشد. پارچه هاي حلقوي پودي از درهم تنيدن حلقهها تشكيل ميشوند و جهت تشكيل شدن حلقهها در جهت عرض پارچه ميباشد. براي بررسي اثر بافت حلقوي پودي بر ظاهر رنگي ابتدا بافت ساده با 2 تراكم متفاوت مورد بررسي قرار داده شد. سپس براي بررسي بهتر و كاملتر تأثير بافت از تركيب حلقههاي بافت-نيمبافت و بافت- نبافت استفاده شد. سپس براي بررسي بهتر اثر نيم بافت و نبافت تعداد اين حلقهها افزايش داده شد. تأثير بافتهاي مختلف در نقطهي خاموش شوندگي، روشنايي و خلوص مورد بررسي قرارگرفت و بافتهاي مختلف با هم مورد مقايسه قرار گرفتند. در نهايت اين نتايج حاصل شد كه در بين بافتهاي مورد آزمايش بافتهايي كه نسبت به نمونههاي ديگر داراي برجستگي و فرورفتگي زيادي هستند (دبل كراس تاك و دبل كراس ميس) بر نقطه خاموش شوندگي تأثير گذاشتهاند. نقطه خاموش شوندگي در اين بافتها با كاهش مواجه شدهاست. همچنين مشاهده شد كه تفاوت بافتهاي مختلف با يكديگردر غلظتهاي پايين بيشتر از غلظتهاي بالاست و اين تفاوت بعد از نقطه خاموش شوندگي، كه رنگزا به سمت رنگزاهاي غير فلوئورسنت ميرود به چشم ميخورد زيرا رنگزاي فلوئورسنت بدليل درخشش زياد خود انرژي زيادي به سامانه بصري وارد كرده و اثر بافت را كاهش ميدهد. در كل ميتوان چنين نتيجه گرفت كه طرز قرارگيري حلقهها و ضخامت پارچه در ظاهر رنگي منسوجات تأثيرگذار بوده و هنگامي كه سطح پارچه داراي ناهمواري باشد بر نور تابيده شده اثر گذاشته بازتابي متفاوت رخ ميدهد و بدين صورت ظاهر رنگي دچار تغيير ميشود.
شماره ركورد
212406
گرايش رشته تحصيلي
شيمي نساجي و علوم الياف
دانشكده
مهندسي نساجي
دانشگاه
دانشگاه صنعتي اصفهان
استاد داور
حسين ايزدان، حسين توانايي
استاد راهنما
هاله خليلي، حسين حسني