• عنوان

    مقايسه رضايت از زندگي، استرس ادراك شده و تنظيم شناختي هيجان در دانشجويان دختر دوره كارشناسي مبتلا به ضربه عشق، سوگ و عادي دانشگاه رازي

  • اساتيد راهنما
    كامران يزدانبخش
  • محل تحصيل
    دانشگاه رازي
  • رشته تحصيلي
    روانشناسي
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • تاريخ دفاع
    1400/7
  • چكيده
    چكيده هدف: تجربه سوگ يكي از واقعيت‌هاي زندگي ما آدميان است و اين اتفاق تلخ، خواهي نخواهي در چرخه زندگي ما انسان‌ها رخ مي‌دهد. سوگ، يكي از همگاني‌ترين واكنش‌هاي انساني است كه در همه فرهنگ‌ها و گروه‌هاي سني، در پاسخ به انواع مختلف فقدان، اتفاق مي‌افتد. يكي از شايع‌ترين و عميق‌ترين تجربه‌هاي فقدان و سوگ نيز مربوط به ناكامي ناشي از فروپاشي روابط عاشقانه و عمدتاً عشق است. بنابر نظريه مازلو عشق، دوست داشتن و دوست داشته شدن، يكي از نيازهاي اساسي انسان است. بنابراين نياز به عشق و دوست داشتن بايد ارضا شود تا شخص بتواند به صورت غير خودخواهانه عمل كند و مجموعه‌ي مرتبطي از نشانه‌هاي آسيب‌شناختي رواني را تجربه نكند. اما بسياري از وقت‌ها وصالي به دست نمي‌آيد يا جدايي صورت مي‌پذيرد. اندوه هيجاني ناشي از تجربه فقدان يا از دست رفتن عشق مي‌تواند منجر به نشانگان ضربه عشق شود. ضربه عشق به عنوان يك استرس شديد تجربه مي‌شود و حتي در برخي افراد منجر به آسيب جدي مي‌گردد. يكي از مشكلات عمده افراد دچار شكست در روابط عشقي و عاطفي كاهش سطح بهزيستي؛ سطح پايين رضايت از زندگي؛ و خشم و اندوه است. افزايش توانايي تنظيم هيجاني افراد براي رشد سالم روابط بين‌فردي لازم است. روش: اين مطالعه با طرح توصيفي از نوع علّي – مقايسه‌اي انجام شد. جامعه آماري شامل تمام دختران دوره كارشناسي دانشگاه رازي كرمانشاه بود. تعداد 90 نفر به صورت 30 نفر مبتلا به ضربه عشق، 30 نفر سوگ، و 30 نفر عادي (بدون مشكل و ناراحتي روان‌شناختي خاص يا حاد) به شيوه هدفمند و گلوله برفي انتخاب شدند. براي فهم و تشخيص درست هر سه گروه از مصاحبه كوتاه‌مدت 20 دقيقه‌اي به صورت برخط استفاده شد و در صورت برآورده شدن ملاك‌ها، پرسشنامه‌هاي مقياس چندبعدي رضايت از زندگي، مقياس استرس ادراك شده و پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان جهت جمع‌آوري داده‌ها در اختيار آزمودني‌ها به صورت برخط قرار داده شد. يافته‌ها: تحليل داده‌ها نشان داد كه پيش‌فرض‌ها (همگني كوواريانس‌ها و واريانس‌ها) بر قرار است. همچنين آزمونهاي تحليل واريانس چندمتغيره نشان داد كه بين گروهها (ضربهي عشق، سوگ و عادي) از لحاظ مولفهها تفاوت معنادار (0001/0>P) وجود داشت. نمره رضايت از زندگي دانشجويان در بين مبتلايان به ضربهي عشق، سوگ و افراد عادي تفاوت معنادار داشت. به عبارتي رضايت از زندگي در گروه ضربه عشق از هر دو گروه عادي و سوگ كمتر بود. در تنظيم شناختي هيجان بين دانشجويان مبتلا به ضربه عشق، سوگ و عادي تفاوت معنا‌دار وجود داشت. در واقع به‌صورت كلي در گروه ضربهي عشق نسبت به عادي، از راهبردهاي سازشيافته كمتر و از راهبردهاي سازش‌نايافته بيشتر استفاده مي‌كردند. يافته ديگر نشان داد كه در مورد استرس ادراك شده بين دانشجويان مبتلا به ضربه عشق، سوگ و عادي تفاوت معنا‌دار وجود داشت. استرس ادراك شده در گروه ضربهي عشق نسبت به افراد عادي بيشتر بود ولي با گروه سوگ تفاوتي نداشت. از راهبردهاي سازشيافته كمتر و از راهبردهاي سازش‌نايافته بيشتر استفاده مي‌كردند. يافته ديگر نشان داد كه در مورد استرس ادراك شده بين دانشجويان مبتلا به ضربه عشق، سوگ و عادي تفاوت معنا‌دار وجود داشت. استرس ادراك شده در گروه ضربهي عشق نسبت به افراد عادي بيشتر بود ولي با گروه سوگ تفاوتي نداشت.
  • شماره ركورد
    209747
  • دانشكده
    دانشكده علوم اجتماعي
  • دانشگاه
    دانشگاه رازی کرمانشاه
  • استاد مشاور
    خدامراد مومني
  • استاد راهنما
    كامران يزدانبخش