عنوان
مقايسه پيامدهاي حاملگي دربيماران آمنيوسنتز شده با آناليتهاي طبيعي وغيرطبيعي سرم مادر
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه: وجود مشكلات زمينهاي و اختلالات ايجاد شده در زمان حاملگي يا عوامل بيروني ميتواند سلامت مادر و جنين را به خطر بيندازد. با توجه به شيوع نسبتاً زياد اختلالات ژنتيكي، به منظور جلوگيري از پيامدهاي بارداري، روشهاي غربالگري تهاجمي مانند آمنيوسنتز و روشهاي غيرتهاجمي مانند اندازهگيري آناليتهاي سرمي مادر استفاده ميشود. در اين پژوهش به مقايسه پيامدهاي حاملگي در بيماران آمنيوسنتز شده با آناليتهاي طبيعي و غيرطبيعي سرم مادر پرداخته شد.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع كوهورت گذشتهنگر ميباشد كه برروي زنان حامله تك قلو مراجعه كننده به كلينيك پريناتولوژي شهرستان رشت كه طي سالهاي 98- 99 تحت آمنيوسنتز قرار گرفتندوجنين آنها ازنظركروموزومي نرمال بود، انجام شد. بيماران مورد مطالعه داراي آزمايش غربالگري سه ماهه اول و دوم بودند. بيماران به دو گروه اسكرين منفي با آناليت طبيعي و اسكرين مثبت يا آناليت غيرطبيعي تقسيم شدند. بيماراني كه براساس اسكرين آزمايشگاهي غربالگري آنها منفي بود و درصورتي كه هريك از آناليتها در محدوده نرمال بود در يك گروه قرار گرفتند. بيماران با غربالگري مثبت براساس اسكرين آزمايشگاهي و يا درصورتي كه هر يك از آناليتها در محدوده غيرطبيعي بود در گروه ديگر قرار گرفتند. غلظت ماركرهاي سرمي به صورتmultiples of median (MoM) در نظر گرفته شده است وبراي هريك از آناليت ها cutoff مشخصي استفاده شد. پيامدهاي نامطلوب بارداري در بيماران آمنيوسنتز شده بررسي شد و در دو گروه با آزمايش غربالگري طبيعي و غيرطبيعي مقايسه شد. دادهها با استفاده از نرمافزار 21Spss تجزيه و تحليل شدند.
نتايج: دادههاي 614 زن باردار آمنيوستنز شده در دو گروه با آناليت طبيعي (307 نفر) و غيرطبيعي (307 نفر) تحليل شد. پيامدهاي نامطلوب بارداري از جمله اختلالات فشارخون، سقط، IUFD، محدوديت رشد، وزن كم موقع تولد و... در 7/19% (121 نفر) از بيماران آمنيوسنتز شده مشاهده شد. پيامدهاي بارداري درگروه آناليت طبيعي در 24% موارد و در گروه آناليت غيرطبيعي در 15% موارد مشاهده شد. براساس نتايج آزمون كاي- اسكوئر، بين پيامدهاي بارداري و آناليت طبيعي و غيرطبيعي ارتباط معناداري وجود داشت (05/0 >p). شايعترين پيامد، مربوط به اختلالات فشارخون بود كه فراواني آن به طور معناداري درگروه آناليت غيرطبيعي بيشتر بود (7/10 %). پيامدهاي بارداري شامل وزن كم هنگام تولد (5/7%)، پارگي كيسه آب (3/3%)، Preterm (5/6 %) و محدوديت رشد (5/8%) و NICU (2/4 %) درگروه آناليت غيرطبيعي بيشتر بود، هرچند نتايج معنادار نبود. در بررسي نهايي، نتايج حاصل از رگرسيون لجستيك چندگانه نشان داد فاكتورهاي free- bhcg و inhibin- A برپيامد بارداري تاثيرگذار بودند. به طوري كه، به ازاي هر واحد افزايش در سطح inhibin- A در شرايط يكسان ساير متغيرهاي وارد شده به مدل شانس رخداد پيامد بارداري به ميزان 83/1 برابر گزارش شد ( 83/1 = OR، 028/0 = P). همچنين به ازاي نرمال نبودن مقادير free- bhcg در شرايط يكسان ساير متغيرها شانس رخداد پيامد بارداري به ميزان 12/3 برابر گزارش شد (115/3 = OR، 03/0 = P).
نتيجهگيري: نتايج اين مطالعه نشان داد غربالگري سه ماهه اول ودوم از طريق آناليتهاي سرمي، ميتواند جهت پيشبيني پيامدهاي نامطلوب بارداري به ويژه اختلالات فشارخون در بارداري كمك كننده باشد ودرشناسايي زودهنگام بيماران پرخطر جهت نظارت و مديريت بهتر اين بيماران مفيد باشد.
كليد واژهها: آمينو سنتز، آناليت هاي سرم مادر، پيامدهاي بارداري
شماره ركورد
209442
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان