• عنوان

    ارائه روشي جهت اندازه گيري كيفيت زندگي كاري مبتني بر كاهش ريسك منابع انساني در بازار سرمايه

  • نويسنده اصلي

    عليرضا جعفري دودران

  • مقطع تحصيلي
    دكترا
  • چكيده
    از زمان شروع بحث كيفيت زندگي كاري، كه از اوايل 1970 مطرح شد تاكنون، كتب و مقالات و نظريه‌هاي گوناگوني ارائه‌شده است. با توجه به كيفي بودن اكثر مباحث، مديريت هر آنچه غيرقابل‌اندازه‌گيري است و به انسان مربوط مي¬شود، دشوار خواهد بود. از سوي ديگر توجه به اصول منابع انساني بدون توجه به ريسك¬هاي آن امري منطقي به نظر نمي¬رسد. آنچه ريسك منابع انساني را جزء ريسك¬هاي مهم سازمان¬ها قرار داده است نه‌تنها اهميت و پيچيدگي آن بلكه ارتباط آن با موفقيت يا شكست سازمان است. هدف اين تحقيق توصيفي - پيمايشي ارائه روشي جهت اندازه¬گيري كيفيت زندگي كاري مبتني بر كاهش ريسك منابع انساني در نهادهاي مالي فعال در بازار سرمايه ايران است. جامعه آماري اين تحقيق نهادهاي مالي فعال در بازار سرمايه در شهر تهران مي¬باشد. نمونه آماري تحقيق شاغلين فعال در نهادهاي مالي منتخب به تعداد 128 نفر در 6 نهاد مالي فعال در بازار سرمايه شامل شركت¬هاي "سرمايه¬گذاري، كارگزاري بورس، مشاوره سرمايه¬گذاري، تأمين سرمايه، صندوق بازار گرداني، سبد گرداني" است. جهت جمع‌آوري اطلاعات از پرسشنامه و مصاحبه نيمه ساختاريافته استفاده‌شده و از نظر 38 خبره نيز در اين تحقيق استفاده گرديده است. اين تحقيق در دو مرحله اصلي انجام‌شده است. در مرحله اول، پس از شناسايي عوامل مؤثر بر ريسك منابع انساني و كيفيت زندگي كاري در بازار سرمايه و بررسي روايي و پايايي، به تبيين مدل كيفيت زندگي كاري مبتني بر كاهش ريسك منابع انساني، اولويت‌بندي و تعيين ريسك‌هاي بحراني پرداخته شد. نتايج مرحله اول تحقيق بيانگر آن است كه عوامل "ضعف در مهارت¬هاي ادراكي مديران، تقلب مالي، رهبري ضعيف، قوانين و خط¬مشي-هاي نادرست، وجود تضاد منافع در سازمان و جذب و استخدام بدون ضابطه" به‌عنوان ريسك-هاي بحراني منابع انساني در نهادهاي مالي فعال در بازار سرمايه ايران تعيين شده و همچنين عوامل " تأمين فرصت رشد و امنيت مداوم، پرداخت منصفانه، محيط كاري ايمن و بهداشتي، يكپارچگي و انسجام اجتماعي، قانون¬گرايي، فضاي كلي زندگي و توسعه قابليت¬هاي انساني" به‌عنوان مدل كيفيت زندگي كاري مبتني بر كاهش ريسك منابع انساني در نهادهاي مالي فعال در بازار سرمايه ايران تعيين شدند. همچنين نتايج حاكي از آن بود كه شاخص يكپارچگي و انسجام اجتماعي بيشترين ضريب مسير و تاثير را با ريسك وجود تضاد منافع در سازمان دارا مي¬باشد. در مرحله دوم هدف ارائه روشي جهت اندازه¬گيري مدل ارائه‌شده در مرحله اول تحقيق بود. در اين مرحله، داده‌هاي مورداستفاده تحقيق با توجه به نمرات كارشناسان و خبرگان به دودسته آموزش و تست تقسيم گرديدند و سپس به‌منظور بهبود و تجزيه‌وتحليل از سيستم استنتاج فازي بر پايه‌ي شبكه تطبيقي استنتاج عصبي فازي با روش نوين تلفيقي متشكل از دو الگوريتم بهينه‌سازي ملخ و الگوريتم زنبورعسل، تحت عنوان الگوريتم بهينه‌سازي ملخ بهبود‌يافته و از نرم‌افزار متلب، استفاده گرديد. نتايج اين مرحله حاكي از آن است كه روش نوين پيشنهادي (الگوريتم ملخ بهبوديافته) عملكرد بهتري نسبت به روش مرسوم (روش گراديان كاهشي) داشته است و عددهاي به‌دست‌آمده از اندازه¬گيري مي¬تواند در جهت برنامه¬ريزي¬هاي بهبود در آينده به تصميم¬گيرندگان در مشاغل كمك زيادي كند.
  • شماره ركورد
    209139
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • استاد مشاور
    دكتر احمد ماكوئي - دكتر مصطفي جعفري
  • رشته تحصيلي
    مهندسي صنايع
  • استاد راهنما
    دكتر روزبه قوسي