عنوان
ارتقاء كيفيتِ مسكن كوچك مقياس مبتني بر مؤلفههاي معماري و شهرسازي از ديدگاه متخصصين و ساكنين (محدوده مطالعاتي: محله نواب شهر تهران)
نويسنده اصلي
ياسر رحمانياني
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
به دلايل مختلفي مانند اقتصادي، اجتماعي، كالبدي در شهرهاي بزرگ، تقاضا براي مسكنهاي كوچك (تر) افزايش يافته است. كوچك شدن مساحت خانه با كيفيت آن رابطه مستقيم دارد كه در نظرنگرفتن آن سبب كاهش كيفيت شده و مشكلات رواني، عدم رضايت و انزجار سكونتي با مخدوش شدن اولويت شاخصهاي اثرگذار كيفيت را منجر ميشود. تعريف مسكن كوچك مقياسِ شهري، متغير و وابسته به موقعيت مكاني آن است كه در داخل كشور هنوز تعريف واضحي ندارد. در اين رساله منظور از مسكن كوچك مقياس، واحدهاي كوچك در آپارتمانهاي ميان مرتبه در شهر تهران در بازه مساحتي 35 تا 52.5 مترمربع ميباشد. در اين راستا، براي ارتقاء كيفيت چنين واحدهايي نياز به بررسي ديدگاه ساكنين (به دليل تجربه زندگي در چنين خانههايي) و متخصصين اين حوزه (دانش مرتبط) است. بنابراين پژوهش حاضر ميكوشد تا مؤلفههاي مرتبط و اثرگذار بر كيفيت مسكن كوچك در حوزه معماري و شهرسازي (مقياس محله) را استخراج و طبق ديدگاه ساكنين و متخصصين بازچينش نمايد. براين اساس، سه مقوله حوزه دانش نظري، مطالعه موردي و رويه علمي-اجرايي كيفيت مسكن كوچك مقياس تبيين ميشود. 1- در ديدگاهها و رويكردهاي نظري (خصوصاً پژوهشهاي داخلي) به گونهها و تعاريف امروزي مسكن كوچك مقياس شهري براساس شرايط مترتب بر معماري و شهرسازي داخل كشور پرداخته نشده است. همچنين دستهبندي مشخصي از انواع الگوها، ابعاد كلان و شاخصهاي اقتصادي، اجتماعي-فرهنگي، كالبدي، زيستمحيطي وجود ندارد. 2- گرچه نمونههاي علمي براساس قوانين و تعاريف مسكن كوچك امروزي در كلانشهر تهران وجود ندارد. اما محدودهاي از محله يا پروژهي نواب براي راستيسنجي مفاهيم بهمنظور استفاده راهبرد مطالعه موردي بررسي ميشود. 3- در فرايند ارتقاء كيفيت مسكن مطالعات جامعي براي استخراج و سطحبندي مؤلفههاي معماري و شهرسازي براي مسكن در مساحتهاي كمتر از الگوهاي قبلي (با ميانگين 70 تا 75 مترمربع)، مشخص و محرَز نيستند و اكثراً در برنامهها و طرحها جايگاهي تاكنون نداشتهاند. بنابراين، سوالات پژوهش در خصوص عوامل با اثرمطلوب و اثرنامطلوب بر كيفيت مسكنهاي كوچك مقياس شهري (چالشها و موانع)، سطحبندي ميزان اثرگذاري و اثرپذيري مؤلفههاي ارتقاء دهنده كيفيت آنها در حالتي مقايسهاي با ويژگيهاي ساكنين و نمونههاي مشاهده شده مطرح ميشوند. پژوهش به لحاظ هدف بنيادي ميباشد و براي ورود به تحليل دادهها و يا مباحث رساله از طريق روش كيفي صورت گرفته است. براي واكاوي موضوع (وارسي و كنترل چندباره دادهها)، فرايند تحليل دادهها و يافتهاندوزي در چند مرحله مجزا و در عين حال مرتبط طي شده است. در مرحله اول موقعيت محدوده نواب و تدقيق نمونههاي موردي (دستهبندي براساس مساحت) در كنار بيان ويژگي ساكنين (مانند بعد خانوار و پيشينه آنها)، در مرحله دوم غربالگري و دستهبندي پايهها، شالودهها و مضامين مستخرج از ادبيات موضوع، در مرحله سوم اثرگذاري و وزندهي شاخصها با جمعآوري داده از روش كيفي پيمايشي استفاده ميشود كه در ادامه براي تحليل ثانويه و تبيين رابطه ميان مؤلفهها از روشهاي همبستگي (رگرسيون چند متغيره) بهره ميبرد. در مرحله چهارم، براي درك آنكه كدام مؤلفهها در فرايند ارتقاء كيفيت اثرگذار يا اثرپذير هستند و هر مؤلفه در چه ارتباطي با ساير مؤلفهها قرار ميگيرد، از روش ساختاري-تفسيري استفاده ميشود. در صورت نياز، اين روش به طرح سناريوهاي آينده كمك شاياني خواهد نمود. در مرحله پنجم، مقايسهي نتايج حاصل از نظرات متخصصين و ساكنين در ارتباط با ويژگي ساكنين و وضعيت نمونههاي بررسي شده قرار ميگيرد كه پايهاي براي مرحله ششم يعني خردورزي و دانشافزايي خواهد بود. براي سنجش ديدگاه ساكنين، 31 شاخص در ارتباط با اثرات نامطلوب و 23 شاخص براي اثرات مطلوب بر كيفيت در كنار 44 شاخص براي سنجش ديدگاه متخصصين گردآوري شده است. نتايج پژوهش نشان ميدهد كه ترتيب مقياس اثر شاخصها به ترتيب از انتخاب محله، فضاي داخلي واحد و سپس ساختماني است كه واحد در آن قرار ميگيرد. در مقياس خردتر و ميزان اولويت شاخصها، تفاوتهايي بين دو گروه وجود دارد كه در فصل نتايج در كنار پيشنهادات آتي با جزئيات بيشتر پرداخته شده است.
شماره ركورد
209039
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
معماري
استاد راهنما
دكتر غلامحسين معماريان و دكتر اصغر محمدمرادي