• عنوان

    بررسي تاثير آموزش مبتني بر شواهد بر خود مراقبتي بيماران مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس مراجعه كننده به انجمن مولتيپل اسكلروزيس شهرستان سنندج در سال 1398

  • نويسنده اصلي

    شرفي، اميد

  • محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • رشته تحصيلي
    پرستاري داخلي - جراحي
  • چكيده
    زمينه و هدف: مولتيپل اسكلروزيس، نوعي بيماري پيش رونده و تحليل برنده غلاف ميلين سلول هاي عصبي در سيستم اعصاب مركزي است. يكي از عوامل تعيين¬كننده و موثر در حفظ سلامت و پيشگيري از تشديد علائم و نشانه¬هاي بيماري به ويژه در بيماري¬هاي مزمن، انجام رفتارهاي خودمراقبتي مي¬باشد، خودمراقبتي مبتني بر شواهد شامل استنتاج و كاربرد بهترين شواهد علمي موجود، در تلفيق با شرايط بيمار است. لذا اين مطالعه با هدف تعيين تاثير آموزش مبتني بر شواهد بر خود مراقبتي بيماران مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس مراجعه كننده به انجمن مولتيپل اسكلروزيس شهرستان سنندج در سال 1398 انجام شد. روش پژوهش: مطالعه حاضر به روش مداخله اي قبل و بعد آزمون با گروه كنترل بود. در اين پژوهش 90 بيمار مراجعه كننده به انجمن مولتيپل اسكلروزيس مركز پزشكي توحيد سنندج در سال 1398 به روش نمونه گيري در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفي به دو گروه 45 نفره اختصاص داده شدند. ابزارهاي گردآوري داده ها پرسشنامه اطلاعات دموگرافيك و ويژگيهاي باليني و پرسش نامه رفتار مراقبت از خود مروتي شريف آباد و همكاران (1395) بصورت قبل آزمون و بعد آزمون مورد استفاده قرار گرفت. در گروه مداخله ابتدا قبل آزمون به عمل آمد، سپس 7 جلسه آموزشي (هر هفته دو جلسه) در كلاس هاي انجمن مولتيپل اسكلروزيس شهرستان سنندج هر جلسه به مدت 30 الي 45 دقيقه با تمايل نمونه ها در ساعات 9 تا 10 و 12 تا 13 در دو كلاس 22 و 23 نفره براي گروه مداخله برگزار شد، گروه كنترل هم تحت مراقبت هاي روتين انجمن قرار گرفت. ابتدا از بيماران گروه مداخله نياز سنجي كلي به عمل آمد، يادگيري هاي قبلي بيمار با شواهد و متون ها مقايسه گرديد و در نهايت محتواي آموزشي خود مراقبتي مناسب با توجه به شواهد به روز و معتبر براي بيماران در نظر گرفته شد. بعد از اﺗﻤﺎم مداخله بعد از 4 ﻫﻔﺘﻪ مجددا آزمون به عمل آمد. براي بررسي نرمال بودن متغيرها از آزمون شاپيرو-ويلك و براي مقايسه دو گروه از آزمون نهايي تي مستقل و تي زوجي استفاده شد. يافته¬ها: ميانگين نمرات رفتارهاي خود مراقبتي در بيماران گروه كنترل قبل از مطالعه 380/0 ± 17/3 بود كه بعداز مطالعه به 327/0 ± 19/3 افزايش يافت. بنابر نتايج آزمون تي زوجي اين تفاوت از نظر آماري معنادار نبود (675/0=p )، ميانگين نمرات رفتارهاي خود مراقبتي در بيماران گروه مداخله قبل از مطالعه 458/0 ± 16/3 بود كه بعد از مداخله به 267/0 ± 84/3 افزايش يافت كه معني دار بود. همچنين با توجه به نتايج آزمون تي مستقل ميانگين نمره رفتارهاي خود مراقبتي قبل از مطالعه در بيماران گروه كنترل و گروه مداخله تفاوت معناداري نداشت (892/0=p )، اما اختلاف ميانگين نمره رفتارهاي خود مراقبتي بعد از مطالعه در بيماران گروه كنترل و گروه مداخله معنادار بود (001/0=p). نتيجه¬گيري: نتايج اين مطالعه نشان داد كه آموزش مبتني بر شواهد تاثير معناداري بر خود مراقبتي بيماران مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس داشت، لذا پيشنهاد مي گردد پرستاران در آموزش به بيماران مولتيپل اسكلروزيس از بهترين شواهد استفاده نمايند. كليدواژه¬ها: آموزش شواهد محور، خود مراقبتي، مولتيپل اسكلروزيس.
  • شماره ركورد
    207973
  • شهر محل تحصيل
    دانشگاه علوم پزشكي كردستان
  • گرايش رشته تحصيلي
    پرستاري
  • دانشكده
    پرستاري مامايي
  • دانشگاه
    دانشگاه علوم پزشکي کردستان
  • استاد راهنما
    محمد زاهد رخزادي