عنوان
بررسي اثر افزودن پروبيوتيك به درمان استاندارد بر روي علائم بيماران اسكيزوفرني بار اول: يك كارآزمايي باليني تصادفي دو سو كور
محل تحصيل
رشت
چكيده
چكيده
مقدمه: اسكيزوفرني يك اختلال پيچيده و ناتوان كننده است كه درمان هاي رايج اثربخشي محدود در برخي بيماران داشته و اغلب با عوارض جانبي جدي كه منجر به تجويز داروهاي ديگر نيز مي شود همراه است كه خود منجر به كمپليانس ضعيف بيمار مي گردد. در سالهاي اخير با شناسايي برخي از فرآيندهاي پاتوفيزيولوژيكي در اين بيماران و اينكه بوسيله مداخلات تغذيه اي در برخي افراد اين مكانيسم هاي تغيير يافته مي تواند بهتر شود، علاقه به اين حيطه در حال افزايش است. يكي از اين موارد، استفاده از مكمل پروبيوتيك مي باشد كه يك تنظيم كننده سيستم ايمني است.
اهداف: اين مطالعه با هدف كلي تعيين اثر افزودن پروبيوتيك به درمان استاندارد بر روي علايم بيماران اسكيزوفرني بار اول مراجعه كننده به بيمارستان شفا رشت طراحي شده است.
روش بررسي: اين مطالعه يك كارآزمايي باليني دوسوكور تصادفي شده با كنترل دارونما بود. جامعه آماري تمامي بيماران مبتلا به اسكيزوفرني بار اول بستري در بيمارستان شفاي رشت بوده كه بمدت 4 هفته از نظر باليني ثابت بودند. در اين مطالعه كه به مدت 12 هفته به طول انجاميد بيماران به دو گروه پروبيوتيك(يك كپسول فمي لاكت در روز) و دارونما تخصيص داده شدند. بيماران انتخاب شده همگي در اولين اپيزود بيماري بوده و تحت درمان استاندارد آنتي سايكوتيك قرار داشتند و نوع و دوز داروي آنها در طول مطالعه ثابت ماند. پر كردن پرسشنامه هاي دموگرافيك، BPRS، PANSS، CGI-I ، و همچنين اندازه گيري BMI، فشار خون، قند خون ناشتا، پروفايل ليپيد در ابتدا و سپس ماهانه تا پايان مطالعه انجام شد. داده هاي جمع آوري شده وارد stata ورژن 13 شده و با استفاده از ANOVA با سنجش مكرر آناليز صورت گرفت.
نتايج: 28 نفر در گروه پروبيوتيك و 27 نفر در گروه دارونما مطالعه را به پايان رساندند. ميانگين سني شركت كنندگان به ترتيب 5/33 و 0/38 سال بود. داروي تجويز شده به 36 بيمار ريسپريدون و به 19 نفر الانزاپين بود. اكثر افراد در هر دو گروه بهبودي زياد يا بيشتر را در CGI-I نشان دادند (P=0.126). همچنين اختلاف آماري در نمره BPRS و PANSS دو گروه مشاهده نشد. بررسي داده ها نشان دهنده اثر زمان بر روي تمامي پيامد ها بود. از بين شاخص قلبي عروقي، در گروه پروبيوتيك فشارخون دياستوليك بالاتر، قند خون ناشتا و تري گليسريد پايين تر مشاهده شد(در هر سه مورد مقدار P كمتر از 001/0).
نتيجه¬گيري: در اين مطالعه پروبيوتيك در مقايسه با دارونما تاثيري بر روي روند بهبودي بيماري نداشته است. اگرچه مقدار فشارخون دياستوليك در دو گروه با هم متفاوت است ولي اندازه اثر حاصله در منطقه بي تاثير مي باشد. ولي در مورد قند خون ناشتا و تري گليسريد اندازه اثر در حد متوسط و كوچك تا متوسط مي باشد. مطالعات بعدي با دوره هاي طولاني تر و يا مقادير بيشتر پروبيوتيك مي تواند به روشن شدن تاثير پروبيوتيك در روند درماني بيماران اسكيزوفرني كمك نمايد.
كلمات كليدي: اسكيزوفرني، پروبيوتيك، PANSS
شماره ركورد
206424
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان