عنوان
ارزيابي دقت تصاوير پري اپيكال موازي و نيمساز و توموگرافي كامپيوتري با دسته اشعه مخروطي (CBCT) در تشخيص ضايعات استخواني دور ايمپلنتهاي دنداني قرار دادهشده در استخوان دنده گاو
محل تحصيل
رشت
چكيده
مقدمه و معرفي: دستيابي به ايده آل ترين روش تصويربرداري از ضايعات پري ايمپلنتايتيس circumferential(كه متداولترين نوغ ضايعات پري ايمپلنتايتيس هستند) دراطراف ايمپلنتهاي قرار داده شده در زواياي مختلف همراه با روكش پرسلن فيوز شده به متال ((PFM كه منجر به تشخيص زود هنگام ضايعات استخواني و درنتيجه افزايش موفقيت درمان و امكان حفظ ايمپلنت ميشود.
مواد و روشها: در اين مطالعه آزمايشگاهي ايمپلنتهاي دنداني را دردو زاويه صفر و 30 درجه لينگوالي در دنده استخوان گاو قرار داده بعد از اين مرحله روي فيكسچرهاي ايمپلنت روكش PFM(پرسلن فيوز شده به متال) قرار داده شد و به منظور شبيه سازي ضايعات پري ايمپلنتايتيس Circumferential با فرز الماسه ضايعاتي به عمق دو و چهار ميليمتر و عرض دو ميليمتر در استخوان اطراف ايمپلنت ايجاد كرديم. سپس يك لايه درم آلوگرفت (Cenoderm) انساني قابل جذب با ضخامت 0.6 تا 0.9mm با هدف بازسازي بافت نرم بر روي ناحيه قرار داده شد. از هر يك از بلوكها، با سه روش راديوگرافي شامل راديوگرافي پري اپيكال موازي، راديوگرافي پري اپيكال نيمساز و CBCT تصوير تهيه شد. دقت تشخيصي با اندازه گيري حساسيت و ويژگي بررسي شد. براي توصيف دادههاي كيفي از فراواني و درصد و براي دادههاي كمي از ميانگين و انحراف معيار استفاده شد ضمن اينكه براي هر دو مقياس اندازه گيري از جداول و نمودارهاي توصيفي مناسب استفاده شد. جهت مقايسه نسبتهاي تشخيصي در 3 سطح براساس هر كدام از روشهاي تشخيصي و همچنين جهت مقايسه بين هر كدام از روشهاي تشخيصي از مقايسه سطح زير منحني راك (AUC) استفاده شد. بايد افزود محاسبات با استفاده از نرم افزارهاي SPSS نسخه 24 و MedCalc نسخه 18.9.1 بود. سطح معناداري در تمامي آزمونها 5 درصد بود.
نتايج: بر طبق نتايج مطالعه ضريب توافق بين دو مشاهده گر در تمام موضوعات بالا بود. در تشخيص وجود ضايعات استخواني هر سه حساسيت و ويژگي بالايي داشتند.دقت تشخيصي در ,CBCT پري اپيكال با تكنيك موازي و نيمساز به ترتيب برابر:100درصد, 96.97 و 95.45 درصد بود. تصاوير پري اپيكال قادر به تشخيص نوع ضايعات نبودند و حساسيت CBCT و دقت در تشخيص ضايعات Circumferential به طور كل86.36 درصد بود. اختلاف ميزان خطا در اندازه گيري عمق ضايعات در سطوح مزيال و ديستال در CBCT نسبت به دو تكنيك پري اپيكال معني دار بود.(P<0.001) در صورتي كه تصاوير پري اپيكال عمق ضايعات باكال و لينگوال را نشان نميداد. با افزايش عمق ضايعات حساسيت تصاوير در تشخيص وجود ضايعات در هر سه تكنيك به صد درصد(CBCT در هر دو عمق حساسيت 100 درصدي داشت) رسيد و حساسيت در تشخيص نوع ضايعات در CBCT 23درصد بيشتر شدو ميزان خطاي اندازه گيري در هر سه تكنيك كمتر شد.
با تغيير زاويه از صفر به 30 درجه حساسيت و ويژگي تشخيص وجود ضايعات كاهش پيدا كرد و ميزان خطاي اندازه گيري عمق ضايعات در تصاوير پري اپيكال افزايش يافت ولي اين اختلاف معني دار نبود. (P>0.999) با توجه به دقت و حساسيت بالاي CBCT در اين مطالعه تاثير متال آرتيفكت هاي حاصل از روكش PFM قابل توجه نبود.
نتيجه گيري: دقت و حساسيت و ويژگي هر سه تكنيك در تشخيص ضايعات اوليه و پيشرفتهتر مطلوب است. تصاوير پري اپيكال براي تشخيص ضايعات اوليه با توجه به هزينه و دوز اشعه اعمالي بسيار كمتر، عملكرد بسيار قابل قبولي دارند و همچنين در موارد ضروري ميتوان از تكنيك نيمساز به جاي موازي استفاده كرد. براي بررسي دقيقتر و شروع درمان بهتر است از CBCT استفاده شود. در مورد ايمپلنتهاي زاويه داده شده ميتوان در تشخيص وجود ضايعات به نتايج هر سه تكنيك اعتماد كرد و از پروتكل مشابه ايمپلنتهاي با زاويه صفر درجه استفاده كرد.
كليد واژه ها: توموگرافي كامپيوتري با دسته اشعه مخروطي ؛ راديوگرافي ديجيتال دنداني؛ التهاب دور ايمپلنت ؛ پرسلن فيوز شده به متال ؛ روكش
شماره ركورد
205748
دانشگاه
علوم پزشكي گيلان