• عنوان

    بررسي ارتباط تفكر انتقادي وتصميم گيري باليني دانشجويان سال آخرپرستاري دانشكده هاي پرستاري و مامايي وابسته به دانشگاه علوم پزشكي گيلان درسال 1386

  • نويسنده اصلي

    جوادي، نازيلا

  • محل تحصيل
    رشت
  • رشته تحصيلي
    پرستاري
  • چكيده
    چكيده مقدمه : تفكرانتقادي،معرف توانايي شناختي است وتوانايي هاي شناختي پرستار،بخصوص توانايي وي براي پردازش اطلاعات و تصميم گيري ، از اجزاء كليدي عملكرد پرستاري با توجه به حوزه ي مورد نظر مي باشد. با اين وجود،عليرغم گذشت سه دهه ازتحقيقات وسيع ، مطالعات موجود درزمينه ارتباط تفكرانتقادي وتصميم گيري باليني، نتايج مشابهي را نشان نمي دهد. هدف :هدف از انجام اين پژوهش ، تعيين ارتباط تفكرانتقادي و تصميم گيري باليني دانشجويان سال آخرپرستاري دانشكده هاي پرستاري و مامايي وابسته به دانشگاه علوم پزشكي گيلان در سال 1386مي باشد. مواد وروش ها : دراين مطالعه توصيفي همبستگي،50 نفرازدانشجويان دوره روزانه ترم آخركارشناسي پيوسته پرستاري دانشكده هاي پرستاري و مامايي شهيد بهشتي رشت و واحد شرق گيلان كه واحدآخر كارورزي عرصه را مي گذراندند ، به روش سرشماري شركت كردند.با استفاده ازپرسشنامه اي مشتمل بردوبخش مشخصات دموگرافيك وسؤالات آزمون تفكر انتقادي كاليفرنيا و همچنين به روش كيوسورت وبا استفاده ازكارت هاي تصميم گيري باليني، اطلاعات تحقيق جمع آوري گرديد.سپس با استفاده ازنرم افزار (SPSS ( Version14 تحتWindows وبا كمك آمار توصيفي واستنباطي وبا استفاده از آزمون هاي كاي دو وفيشر،مورد تجزيه وتحليل قرار گرفت . نتايج : يافته ها نشان داد كه اكثريت واحدهاي پژوهش ، داراي معدل درمحدوده 17-14 (62% ) با ميانگين 91/15 و انحراف معيار 48/1 ، داراي سابقه كاردانشجويي ( 64% ) ، عدم برخورد بابيمارتحت جراحي بيلروت II درخانواده ( 90% ) و داراي سابقه برخورد بابيماري درطي كارآموزي (52% ) مي باشند. اكثريت (86% ) داراي تفكرانتقادي ضعيف بوده و ميانگين نمره تفكرانتقادي آنها 25/3 ± 86/11 است . آزمون كاي دو ، ارتباط معني دار ( 001/0 = p ) آماري بين نمره تفكرانتقادي با ميانگين معدل ترم هاي گذشته واحدهاي مورد پژوهش نشان داد . اكثريت واحدهاي پژوهش ( 88 % ) تصميم گيري مفيد دارند و هيچكدام داراي تصميم گيري نامناسب نمي باشند . ميانگين نمره تصميم گيري باليني 725/3 ± 04/12 بدست آمد. همچنين ، اكثريت ( 52 % ) داراي نقش تصميم گيري مشاركتي مي باشند . بين نمره تصميم گيري باليني و سابقه برخورد با بيمار تحت جراحي بيلروت II در كارآموزي ، ارتباط معني دار آماري وجود داشت ( 008/0 = p ) . اما ، بين نمره تصميم گيري باليني و سابقه كاردانشجويي ، ميانگين معدل ترم هاي گذشته و سابقه برخورد با بيمار تحت جراحي بيلروت II درخانواده ارتباط معني دارآماري بدست نيامد.آزمون فيشر نيز ، ارتباط معني دار آماري بين نمره تفكرانتقادي وتصميم گيري باليني نشان نداد. نتيجه گيري : با عنايت به پايين بودن نمره تفكرانتقادي واحدهاي پژوهش و ارتباط تصميم گيري باليني با سابقه برخورد با بيماري در طي كارآموزي ، لزوم به كارگيري روش هاي نوين آموزش نظري و باليني جهت ارتقاء مهارت تفكر انتقادي دانشجويان پرستاري و فراهم آوردن فرصتهاي باليني بيشتر براي دانشجويان پرستاري ،توسط دست اندركاران آموزشي احساس مي شود.شايد دليل عدم ارتباط بين نمره تفكرانتقادي وتصميم گيري ، حجم كم نمونه واستانداردنبودن ابزارتصميم گيري باشد. كليدواژه ها : آموزش پرستاري / دانشجويان پرستاري / تصميم گيري / تفكر
  • شماره ركورد
    20548
  • دانشكده
    پرستاري و مامايي شهيد بهشتي
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان
  • استاد مشاور
    فداكار، كلثوم , عطركار روشن ، زهرا , اسيري، شهلا
  • استاد راهنما
    پارياد، عزت