عنوان
مقايسه تأثير روشهاي مسواك زدن Modified bass وVertical (Leonard) در زمانهاي دو و پنج دقيقه بر شاخص پلاك پريودنتال در دانشجويان دندانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي كردستان
نويسنده اصلي
صالحي، بشري
محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
رشته تحصيلي
دندانپزشكي
چكيده
مقدمه و هدف: پلاك ميكروبي عامل اتيولوژيك اصلي مرتبط با بيماري پريودنتال است و شايعترين راه كنترل آن استفاده از مسواك ميباشد. هدف از انجام مطالعه حاضر مقايسه تأثير روشهاي مسواك زدن موديفايدبس و ورتيكال در زمانهاي دو و پنج دقيقه بر شاخص پلاك پريودنتال در دانشجويان دندانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي كردستان ميباشد.
مواد و روشها: اين مطالعه به صورت مداخلهاي (قبل- بعد) بر روي 68 نفر از دانشجويان دندانپزشكي انجام شد. دانشجويان بهطور تصادفي به چهار گروه 17 نفره تقسيم شدند. در روز مطالعه (روز صفر) به هركدام از دانشجويان يك عدد مسواك نوي پنبهريز مدل الماس با برس متوسط مخصوص بزرگسالان (بدون خميردندان) دادهشد و جهت يكسانسازي پلاك ايندكس براي همهي دانشجويان پروفيلاكسي انجام شد و روشهاي مسواك زدن موديفايدبس و ورتيكال به آزمودنيها آموزش دادهشد. سپس از دانشجويان خواسته شد كه به مدت 48 ساعت از انجام هرگونه اعمال بهداشتي خودداري كنند و در روز سوم مراجعه نمايند. در روز سوم ابتدا از دانشجويان پلاك ايندكس گرفتهشده و در چكليست مخصوص ثبت گرديد. سپس از دانشجويان خواسته شد كه با استفاده از مسواكي كه در اختياردارند طبق گروهبنديهايشان مسواك بزنند. در گروه اول دانشجويان به روش ورتيكال در زمان دو دقيقه، در گروه دوم به روش ورتيكال در زمان پنج دقيقه، در گروه سوم به روش موديفايدبس در زمان دو دقيقه و در گروه چهارم به روش موديفايدبس در زمان پنج دقيقه مسواك زدند. بعد از مسواك زدن بهوسيلهي پروب مدرج ويليامز شركت پيشرو و آينه يكبار مصرف، پلاك ايندكس Silness and loe اندازهگيري شد. اطلاعات پس از تكميل وارد نرمافزار SPSS-24 و با استفاده از جداول دوطرفه و آمارههاي كاي دو، فيشر و تي تست آناليز شد. سطح معناداري كمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
يافتهها: ميانگين سن دانشجويان 97/21 سال بود. 4/54 درصد دانشجويان مرد و 6/45 درصد زن بودند. ميانگين كل PI قبل از مسواك زدن 8180/0 و بعد از مسواك زدن 0320/0 بود، كه در تمام گروه ها كاهش يافته بود و اين كاهش PI ازنظر آماري معني دار بود (0001/0p<). ميانگين PI در گروه ورتيكال در زمانهاي 2 و 5 دقيقه پس از مسواك زدن تفاوت آماري معناداري نشان نداد (16/0p=). ميانگين PI در گروه موديفايدبس پس از مسواك زدن در زمانهاي 2 و 5 دقيقه نيز از لحاظ آماري تفاوت معناداري نشان نداد (34/0p=). كاهش ميانگين PI در گروه موديفايدبس در زمان 5 دقيقه نسبت به گروه ورتيكال در همان زمان كمي بيشتر بود اما اين كاهش از لحاظ آماري معنادار نبود(32/0p=). كاهش ميانگين PI در گروه موديفاي بس در زمان 2 دقيقه نسبت به گروه ورتيكال در همان زمان كمي بيشتر بود اما اين كاهش نيز از لحاظ آماري معنادار نبود(21/0p=). با افزايش زمان مسواك زدن ميانگين پلاك كاهش بيشتري داشت كه روش موديفايدبس نسبت به روش ورتيكال كارآيي بهتري داشت.
نتيجهگيري: براساس نتايج اين مطالعه در صورت انجام صحيح تكنيك هاي موديفايدبس و ورتيكال، افزايش زمان تفاوت معناداري در ميزان برداشت پلاك ايجاد نمي كند و هر دو روش در زمان استاندارد 2 دقيقه ميتوانند برداشت پلاك را به ميزان موثري انجام دهند. در نتيجه با توجه به راحتتر بودن انجام روش ورتيكال، در افرادي كه توانايي يادگيري آنها كمتر است ميتوان انتظار داشت حداقل بين دو تا پنج دقيقه از مسواك بهگونهاي استفاده نمايند كه تمام سطوح دنداني تميز شوند.
كليدواژه: مسواك زدن،روش موديفايدبس، روش ورتيكال، شاخص پلاك پريودنتال
شماره ركورد
205267
شهر محل تحصيل
دانشگاه علوم پزشكي كردستان
گرايش رشته تحصيلي
دندانپزشكي
دانشكده
دندانپزشكي
دانشگاه
دانشگاه علوم پزشکي کردستان
استاد راهنما
شبنم خليفه زاده