• عنوان

    راهبردهاي طراحي به‌منظور ارتقاي كيفيت عملكردي و احساسي خانه

  • نويسنده اصلي

    مهسا ضرابي الحسيني

  • مقطع تحصيلي
    دكترا
  • چكيده
    مسكن به‌عنوان واحد اساسي زندگي اجتماعي مي‌تواند طيف وسيعي از فرصت‌ها را در زندگي فراهم كند به شرطي كه از استانداردهاي حداقلي فاصله گرفته و كيفيت آن ارتقا يابد. پژوهش پيش‌رو در جستجوي نحوه‌ي دستيابي به اين كيفيت‌هاي عملكردي و احساسي در مقياس واحد‌هاي مسكوني آپارتماني براي برنامه‌ريزي در مرحله‌ي طراحي فضاست. در كنار پژوهش‌هاي متعددي كه در حوزه كيفيت مسكن با محورهاي رضايتمندي يا ترجيحات سكونتي انجام‌شده است، اين پژوهش سعي دارد طراحي بر مبناي رويكرد قابليت محيط را به‌عنوان رويكرد جامع‌تري براي ارتقاي كيفيت فضاي خانگي مدنظر قرار دهد. پژوهش داراي رويكرد كيفي است كه از زاويه نگاه ساكنين با روش كاوش فرهنگي به دنبال معيارهاي مطلوبيت فضاست. جامعه انساني پژوهش شامل 41 شركت‌كننده در سنين متفاوت در مناطق مسكوني آپارتماني يك تا هشت تهران در دهك متوسط است. پژوهش در سه مرحله صورت پذيرفته است كه مرحله اول گزارش فعاليت‌هاي روزانه توسط خود ساكنين در روزهاي مختلف نگاشته شده است. در مرحله دوم از آواي تصاوير يعني عكاسي توسط خود ساكنين (در صورت تمايل ساكنين) استفاده‌شده است و در مرحله سوم مصاحبه‌ي غيرحضوري با آنان صورت گرفته است. تركيب اين سه مرحله موجب شده است آنچه مردم مي‌گويند با آنچه در واقعيت انجام مي‌دهند، هم‌زمان موردمطالعه قرار گيرد تا درك عميق‌تري حاصل شود. داده‌هاي حاصل از مطالعه، با روش تحليل تماتيك كدگذاري ‌شده كه در راستاي پرسش‌هاي پژوهش مفهوم گذاري شده‌اند. يافته‌هاي اين پژوهش نشان مي‌دهد فعاليت‌هاي روزانه‌ي شكل‌دهنده‌ي سبك زندگي متأثر از اهميت بهداشت، شيوه مصرف‌، نقش اجتماعي خانه، دوركاري، كارهاي خانه‌داري، تفريح، نقش جنسيتي، تن‌آسايي، تقابل فردگرايي در مقابل جمع‌گرايي، آداب فرهنگي مذهبي و فعاليت‌هاي زيستي مي‌باشند كه خود به زير مؤلفه‌هايي تقسيم مي‌شوند. در ارتباط با احساسات و تجربه فضايي، حواس ظاهري شامل حواس بساوايي، ديداري، شنيداري، بويايي-چشايي، حس حرارت و دل‌بازي و خفگي؛ عواطف ناشي از ويژگي فضا شامل شادي و لذت، شرم و حيا، ترس و امنيت، خلوتي و ازدحام و صميمي و خودماني و مرزبندي ذهني با زير مؤلفه‌هاي نفوذپذيري مرز درون و بيرون، مرز فرهنگي و ديني، مرز پاكي و ناپاكي، مرزهاي فضاي شخصي و مرزبندي با اشيا قرار مي‌گيرند. همچنين نتايج بررسي اهميت مقولات بيانگر نقش تعيين‌كننده حس فضا و مكان در اولويت‌بندي با قرارگاه رفتاري در داخل خانه است. اهميت مقولات مرتبط با سبك زندگي ساكنين نيز بيانگر سبك زندگي بر پايه مصرف، خانواده محور و بدن محور در قشر متوسط آپارتمان‌نشين است. محصول نهايي پژوهش، رهنمودها و پيشنهاد‌هايي براي اضافه شدن به قوانين و مقررات موجود در عرصه واحدهاي مسكوني است. در بين اصول پيشنهادي توجه به مرزهاي ذهني ساكنين فراتر از مرزهاي فيزيكي؛ طراحي چند حسي با اهميت حس شنيداري بر سازمان‌دهي فضايي؛ توجه ويژه به ارتقاي قابليت فضاهاي نيمه‌باز با تعيين حداقل استانداردهاي لازم براي تبديل آن به يك فضاي چند ظرفيتي؛ توجه به كاركرد احساسي و تفريحي بازشوها فراتر از كاركرد فيزيكي (نورگيري و تهويه)؛ مبنا قراردادان طراحي مكان محور براي تبديل فضا به قرارگاه رفتاري مطلوب با توجه به نقش عناصر و فناوري به‌ظاهر غير مهم روزانه؛ توجه به نيازهاي همه گروه‌هاي سني جامعه خصوصاً كودكان در طراحي فرم، ابعاد و عناصر فضايي و ارتقاي نقش تعاملي فضاهاي جمعي با افزايش ظرفيت‌هاي فردي اين فضاها و تنوع‌پذيري آن‌ها ازجمله مهم‌ترين اصولي هستند كه بايد موردتوجه معماران و برنامه¬ريزان قرار بگيرند. در اين راستا اين پژوهش، الزاماتي نيز براي بازنگري و تكميل قوانين ملّي موجود در قالب الزامات عمومي فضاها، نورگيري و تهويه فضاها و الزامات عمومي عناصر و جزئيات پيشنهاد داده است.
  • شماره ركورد
    205064
  • دانشگاه
    دانشگاه علم و صنعت ايران
  • رشته تحصيلي
    مهندسي معماري
  • استاد راهنما
    سيد عباس يزدانفر- سبد باقر حسيني