• عنوان

    بررسي عوامل خطر بروز سندرم پست كانكاشن در بيماران مبتلا به آسيب مغزي تروماتيك خفيف مراجعه كننده به بيمارستان پورسينا رشت از فروردين سال96 تا دي سال 97

  • محل تحصيل
    بندرانزلي
  • چكيده
    زمينه: آسيب مغزي تروماتيك (TBI) يكي از مشكلات جدي اجتماعي– اقتصادي جوامع بشري به شمار مي¬رود. آسيب مغزي علت عمده¬ي مرگ و ناتواني در فعال¬ترين قشر جامعه (افراد زير 45 سال) است. حدود 70 تا 80 درصد از موارد آسيب مغزي تروماتيك از نوع آسيب مغزي تروماتيك خفيف است. هدف: هدف از اين مطالعه تعيين عوامل خطر بروز سندرم پست كانكاشن در بيماران مبتلا به آسيب مغزي تروماتيك خفيف مراجعه كننده به بيمارستان پورسينا رشت از فروردين سال 96 تا دي سال 97 مواد و روش‌: اين مطالعه يك مطالعه همگروهي گذشته¬نگر است. جامعه مورد مطالعه همه بيماران ماتيپل تروماي دچار mTBI مراجعه كننده به بيمارستان پورسيناي رشت از فروردين سال 96 تا دي سال 97 بود و نمونه مورد مطالعه عبارت بود از بيماران دچار mTBI كه تمايل پاسخ دادن به پرسشنامه RPQ را دارند روش نمونه¬گيري اين مطالعه با مراجعه به سيستم ثبت بيمارستان پورسينا رشت HIS تمام بيماراني كه 3 ماه يا بيشتر از mTBI آن¬ها گذشته بود مورد بررسي قرار گرفتند. با استفاده از اطلاعات موجود در سيستم HISبيمارستان پورسينا رشت تمام اطلاعات دموگرافيك وكلينيكال مرتبط با بيماري جمع¬آوري شد. نتايج: از 1015 پرونده آسيب سر مطالعه شده 388 نفر mTBI به همراه مالتيپل تروما بودندكه از اين تعداد 191 نفر به پرسشنامه RPQ پاسخ دادند و 183 نفر پاسخ ندادند و 14 نفر فوت كرده بودند. در كل جمعيت (388 نفر) ميزان ميانگين سن افراد مبتلا به آسيب مغزي تروماتيك خفيف (18/43 سال) بود. همچنين ميانگين مدت بستري 5/4 روز بود. از نظر نمره هوشياري 9/39 درصد نمره هوشياري 15 و 1/35 درصد نمره هوشياري 14 درنهايت 25 درصد نمره هوشياري 13 داشتند. از نظر جنسيت آقايان 82 درصد و خانم¬ها 18 درصد بودند. از جهت مكانيسم تروما تصادفات جاده¬اي 6/68 درصد، سقوط 7/23 درصد و ساير (نزاع و ورزش) 7/7 درصد بودند. از نظر نتايج سي¬تي¬اسكن مغز 1/95 درصد دچار ضايعه پاتولوژيك بودند، و 9/4 درصد داراي سي¬تي نرمال داشتند. از جهت بيماري زمينه-اي5/65 درصد بيماري زمينه¬اي نداشتند و در مقابل 5/34 درصد داراي طيف متنوعي از بيماري¬هاي زمينه¬اي بودند. از نظر پيامد بيماري 5/92 درصد بهبودي و 5/7 درصد دچار ناتواني متوسط شده بودند. از نظر ابتلا به سندرم پست كانكاشن از 191 نفري كه به پرسشنامه پاسخ دادند 17/59 درصد (113 نفر) با PCS بودند و 83/40 درصد (78 نفر) بدون PCS بودند. در مقايسه بين دو گروه با و بدون PCS، ميانگين سن (971/0p-value=) و مدت زمان بستري (598/0p-value=) هيچ كدام بين دو گروه با و بدون PCS تفاوت معني¬دار نداشتند. بين دو گروه با و بدون PCSاز نظر جنسيت تفاوت معني¬دار وجود نداشت (522/0 p-value=). درصد مشاهده يافته¬هاي غيرطبيعي در سي¬تي¬اسكن مغزي افراد با PCSبه¬طور معني¬دار بيشتر از افراد بدون PCS بود. همچنين در افراد بدون PCS، يافته¬هاي نرمال بيشتر از افراد با PCS بود (004/0p-value=). بين دو گروه با و بدون PCS از نظر سابقه بيماري¬هاي قبلي ارتباط معني¬دار وجود نداشت (988/0p-value=). درصد تروماهاي همراه در گروه با PCS نسبت به گروه بدون PCS بيشتر بود اما اين تفاوت از نظر آماري معني¬دار نبود (999/0p-value=). هيچ تفاوت معني¬داري بين دو گروه با و بدون PCS از نظر پيامد عملكردي هنگام ترخيص وجود نداشت (505/0p-value=). از نظر ميزان نمره هوشياري بين دو گروه با و بدون PCS تفاوت معناداري وجود نداشت (768/0p-value=). طبق نتايج مدل لوجستيك چند متغيره، تنها عامل خطر كه به¬طور معني¬دار قادر به پيش¬بيني بروز PCS بود يافته¬هاي CTاسكن مغزي بودند. يافته¬هاي غيرطبيعي در CT اسكن مغز احتمال بروز PCS را 2/7 برابر افزايش داده بود (013/0p-value=). نتيجه¬گيري: مطابق نتايج بدست آمده از مطالعه ما، ارتباط معني¬داري ميان متغيرهاي ذكر شده بين گروه¬هاي با و بدون PCS وجود نداشت و از دلايل آن مي¬تواند؛ تعداد كم نمونه و يا اين كه مبناي نمره¬دهي براساس اظهارات شخصي بيمار است (سابجكتيو) و به علت سوءگيري¬هاي مختلف پاسخ دهنده به عللي نظير دعوي قضايي و مطالبات حقوقي در بعضي موارد، نمي¬تواد مبناي دقيقي براي نتيجه¬گيري مبتلا بودن به PCS باشد. تنها فاكتور معني¬دار در مطالعه ما نتايج سي¬تي¬اسكن مغزي بود كه يافته¬هاي غيرطبيعي در سي¬تي¬اسكن مغز احتمال بروز PCS را 2/7 برابر افزايش مي¬داد. كه اين نتيجه¬گيري، مي¬تواند از اين نظر حمايت كند كه براي تشخيص دقيق ابتلا به PCS اساس تشخيص فقط طبق اظهارات بيماران نباشد و مجموعه¬اي از يافته¬هاي باليني، تصويربرداري و آزمايشگاهي باشد.
  • شماره ركورد
    204758
  • دانشگاه
    علوم پزشكي گيلان