عنوان
ارزيابي حافظه كاري در انتخابگري رشته هاي اسپايكي نواحي قشر پيشپيشاني نسبت به ويژگي شكل و موقعيت محرك
نويسنده اصلي
انيسه واحدي
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
چكيده
چكيده
حافظه كاري فرمي از حافظه است كه به فرد اين امكان را ميدهد كه به طور موقت اطلاعات محدودي را به صورت آماده براي استفادههاي شناختي و پردازش نگه دارد. در اين پروژه با هدف رمزگشايي و كشف ارتباط بين دو ناحيه پشتي و شكمي قشر پيشپيشاني جانبي و فعاليتهاي جمعيتي در يك وظيفه حافظهكاري، جهت آشنايي با عملكردهاي حافظه كاري و فعاليتهاي نوروني مرتبط با آن كه تا كنون ناشناخته بوده است، از مجموع دادههاي ثبت شده از ميمون استفاده شد. با استفاده از معيارهايي همچون، نرخ آتش، فاصله بين اسپايكي، كوپلينگ قطار اسپايكي بين دو ناحيه، باقيمانده شمار اسپايك، فاصله قطارهاي اسپايكي و ميانگين مجموع فعاليتهاي نوروني اسپايك تريگر شده، ويژگيهايي را در بازه حافظه كاري استخراج كرديم. نقاط زماني معنادار معيارهاي زماني را با تست آماري و اصلاح (0.05>p)FDR انتخاب كرده و براي دو كلاس موقعيت مكاني و ويژگي محرك و بين دو ناحيه شكمي و پشتي اين معيارها را مقايسه نموديم. پس از آن انتخاب ويژگي و ميانگين رتبه هر ويژگي و ميانگين دقت طبقهبندي بين دو كلاس ويژگي ترجيحي و غير ترجيحي شكل شئ( براي وظيفه شكل شئ) و موقعيت داخل و خارج ميدان پاسخپذيري(RF ) نورون( براي وظيفه موقعيت مكاني) را در هر دو ناحيه و با چند مدل طبقهبند و با روش اعتبار سنجي متقابل 10 فولد بدست آورديم. عملكرد بالا در طبقهبندي بين دو كلاس ذكر شده نشانگر انتخابگري و قدرت تفكيكپذيري در رمزگشايي با استفاده از معيارهاي استفاده شده از رشتههاي اسپايكي در بازه حافظه كاري ميباشد. در بازه حافظهكاري به علت پويايي و شكلپذيري بيشتر ناحيه شكمي و ارتباط و كوپلينگ بين دو ناحيه، انتخابگري و قدرت تفكيك بين دو كلاس در اين ناحيه با دقت بيشتري در نتايج طبقهبندي در هر دو حالت وظيفه ديده شد(دقت براي وظيفه مكان به ترتيب براي دو ناحيه شكمي و پشتي در بهترين طبقهبند كه ماشين بردار پشتيبان بود %100 و %83 و براي وظيفه شكل شئ و دو ناحيه مذكور به ترتيب %95 و %99 است). اين نتايج با نتايج تحقيقات سابق كه نشان ميدهند انتقال اطلاعات از ناحيهاي كه انتخابگري بيشتري در شكل يا مكان در بازه حضور محرك و طول ترايال دارد به ناحيه مقابل صورت ميگيرد و نيز با توجه به اينكه برخي نورونهاي اين نواحي نسبت به هر دو نوع ويژگيهاي شكل شئ و مكان تحريك پذيري دارند، مطابقت دارد. در نهايت ديده شد رمزگذاري محرك در بازه حافظهكاري با معيار كوپلينگ و بررسي ارتباط بين دو ناحيه بهتر انجام ميشود و معيارهاي استفاده شده سابق مانند نرخ آتش براي بررسي انتخابگري كافي نيست، چرا كه بايد ارتباطات و همبستگيهاي فعاليت جمعيت نوروني و نورنهاي جمعيت مقابل را نيز در نظر گرفت.
واژههاي كليدي: حافظه كاري، انتخابگري، استخراج ويژگي، انتخاب ويژگي، رمزگشايي، رمزگذاري.
شماره ركورد
196531
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
رشته تحصيلي
مهندسي پزشكي - بيوالكتريك
استاد راهنما
دكتر محمدرضا دليري