عنوان
طراحي مدل همكاري در زنجيره تأمين سه سطحي با حضور سازمان خريد گروهي (مطالعه موردي: فروشگاههاي زنجيرهاي خردهفروشي)
نويسنده اصلي
عباس احمدي
مقطع تحصيلي
دكتري
چكيده
سازمان خريد گروهي يا GPO (group purchasing organization) نهادي است كه خريد سازمانهاي مختلف را تجميع ميكند و از اين طريق، به كاهش هزينههاي خريد، شناسايي محصولات و خدمات جديد و انجام تخصصي فعاليتهاي خريد ميپردازد. سازمان خريد گروهي (يا به طور خلاصه سازمان خريد) بهعنوان يك واسطه بين خريداران و فروشندگان ايفاي نقش ميكند و خود بهصورت مستقيم، عمليات خريدوفروش انجام نميدهد. سازمان خريد پس از تجميع نيازمنديهاي خريداران، اقدام به شناسايي فروشندگان مناسب و سپس عقد قرارداد با آنها ميكند. فروشندگان منتخب به خريداران معرفي ميشوند تا در صورت نياز به كالا، آن را طبق مفاد قراردادي سازمان خريد، از فروشندگان تأمين نمايند. منبع اصلي درآمد سازمان خريد از طريق حق عضويت خريداران (يا همان اعضاي سازمان خريد) و اخذ كميسيون از فروشندگان است.
تا به امروز چالشها و انتقادهاي فراواني در مورد عملكرد سازمان خريد و مزايا و منافع آن مطرح شده است و هنوز اتفاقنظر يكساني در مورد مفيد بودن چنين سياست خريدي وجود ندارد. در اين رساله به بررسي تعاملات اعضاي يك زنجيره خريد گروهي (شامل چند فروشنده، يك سازمان خريد و چندين خريدار) با درنظرگرفتن عوامل متعددي نظير سياستهاي تخفيف، تنوع كالايي، ظرفيت تأمين فروشندگان و تقاضاي متفاوت خريداران پرداخته ميشود و اثرات تصميمگيري آنها روي يكديگر بررسي ميشود. بهمنظور ارائه بينشي جامع در مورد عملكرد سازمان خريد، سه مدل برنامهريزي رياضي مختلف براي زنجيره خريد گروهي توسعه داده و نتايج آن تحليل ميشود. مدل اول بهصورت تك سطحي است كه تصميمگيرنده اصلي آن سازمان خريد است و در آن چند تأمينكننده، چند خريدار و تعدادي كالا در نظر گرفته شده است. مدل دوم حالت توسعهيافته مدل اول است كه بهصورت چندسطحي ميباشد و در آن، سازمان خريد و تمام خريداران تصميمگيري ميكنند. در مدل سوم نيز تمركز اصلي روي خريداران است كه در آن فقط يك تأمينكننده و يك كالا لحاظ شده است و در نتيجه مواردي نظير انتخاب تأمينكننده و كالا مطرح نميباشد. مدلهاي اول و دوم بهصورت مدلهاي متداول برنامهريزي رياضي هستند كه جواب بهينه آنها بايد با استفاده از الگوريتمهاي بهينهسازي به دست ميآيد. اما مدل سوم يك مدل اقتصادي است كه جواب بهينه آن بهصورت روابط رياضي (closed-form) ارائه ميشود. براي هر يك از اين مدلها، يك روش حل متفاوت و متناسب با نوع مسئله ارائه ميشود. بهعلاوه، براي نخستينبار، كاربرد سازمان خريد در صنعت فروشگاههاي زنجيرهاي مطرح ميشود.
نتايج سه مدل توسعه داده شده همگي با يكديگر همراستا بوده و چالشهاي وارد شده توسط منتقدين را رد ميكند. نتايج نشان ميدهد كه مجموع هزينههاي خريداران در صورت پيوستن به سازمان خريد كاهش خواهد يافت؛ حتي اگر قيمتهاي پيشنهادي سازمان خريد بيشتر از قيمت خريد مستقيم باشد. همچنين، كميسيون دريافتي سازمان خريد از تأمينكنندگان در تضاد با منافع خريداران نيست و بعضاً به نفع آنها ميباشد. باتوجهبه به اينكه تأمين منافع سازمان خريد در گرو رضايت ساير اعضاي زنجيره خريد است، سازمان خريد به نحوي رفتار ميكند كه يك همكاري پايدار در زنجيره ايجاد شود. به همين منظور، سازمان خريد لزوماً بيشترين مقدار ممكن را بابت كميسيون تأمينكنندگان يا حق عضويت خريداران مطالبه نميكند. به طور خلاصه، يافتههاي اين تحقيق نشان ميدهد كه سازمان خريد يك ابزار استراتژيك در خريد است كه مزاياي زيادي براي تمام اعضاي زنجيره خريد به ارمغان خواهد آورد.
شماره ركورد
196372
دانشگاه
دانشگاه علم و صنعت ايران
استاد مشاور
دكتر ميرسامان پيشوايي، دكتر ابراهيم تيموري
رشته تحصيلي
مهندسي صنايع
استاد راهنما
دكتري مهدي حيدري